روزی روزگاری تهران
تاسیان یکی از مهمترین و پربینندهترین سریالهای این روزهای فیلیمو محسوب میشود. ساخته تینا پاکروان داستانی عاشقانه و قصهگو را در بستری تاریخی و در بستهبندی خوشرنگ و لعاب پیش روی مخاطب گذاشته است. داستان تاسیان اگر چه با گره آشنای عشق پسر فقیر- دختر پولدار آغاز میشود اما در ادامه گرهاندازی چندان خیرهکننده ای برای مخاطبی که سریالهای روز جهانی را میبیند، ندارد ولی توانسته روابط انسانی و حسی خوبی بسازد. رابطه پدر و دختری میان جمشید و شیرین و نمایش به زیبایی بروز پیدا کرده و جمشید نشاندهنده پدری است که زندگی را برای دختر، خانواده و وطن گذاشته. رابطه دخترعمه- دختردایی میان شیرین و مریم و رفاقت امیر و سعید و ... از جمله این فضاسازیهای خوبند.
برگ برنده دیگر تاسیان، بازیهای درخشان برخی بازیگران آن است. بابک حمیدیان از پس نقش مردی حدوداً 60 ساله که هم پدر خانواده و هم رئیس کارخانه است به خوبی برآمده است. در بازی او اثری در آثار نقشهای عصبی او در کارهای قبلی دیده نمیشود. نازنین بیاتی به وضوح تاسیان را به میدانی برای پرش خود تبدیل کرده و چند پله از پانتهآ پناهیها که نقش مادر او را بازی میکند، بالاتر ایستاده است. مهسا حجازی نیز به خوبی از فرصتی که پاکروان با نقش شیرین برایش ایجاد کرده، آگاه بوده و به خوبی در میانه میدان به پاسکاری با اکثر بازیگران مشغول است. رضا بهبودی، هوتن شکیبا و صابر ابر نیز با واسطه سالها تجربه تئاتری، توانستهاند گام رو به جلویی در کارنامه کاری خود بردارند.
برعکس بازی ها و فضا، فیلمبرداری تاسیان، ساده است که این کار میتواند عمدی یا سهوی بوده باشد. مثلاً در گفتگوهای دو نفره، تقریباً هیچگاه دو نفر را در یک قاب نمیبینیم و انگار هر بازیگر به صورت جداگانه و در زمانی دیگر، جلوی دوربین رفته است. یکی دیگر از نکات درباره فیلمبرداری، نماهای طولانی، عدم انتقال دوربین و استفاده نکردن از تراولینگ است. اکثر نماها بستهاند. این شاید به علت تاریخیبودن کار است که نداشتن پسزمینه وسیع، دست و بال فیلمبردار را بسته باشد یا اینکه پاکروان تعمداً خواسته با کاهش قدرتنمایی دوربین، تمرکز بیشتری بر روی قصه خود بگذارد و داستان را فدای حرکات و چرخش دوربین نکند. نهایتاً نمیتوان از تاسیان گفت و از موسیقی آن نگفت. سروش انتظامی پسر خلف مجید انتظامی به خوبی توانسته موسیقی آن سالها را در قالبهای گوناگون بریزد و روانه گوش مخاطب کند. تاسیان گام به گام توانسته مخاطب را همراه کند و بعد از خاتون، تجربه چشمگیری از پاکروان است.
آنچه درباره سریال تاسیان میدانیم
از سوی دیگر پاکروان به واسطه پژوهش خوبی که از سالهای پایانی حکومت پهلوی داشته، توانسته اطلاعات پسزمینهای خوبی از زمانه روایت قصه بدهد. اتفاقات سالهای 56 و 57 برای آشنایی مخاطبان و به خصوص جوانان دهه هشتادی با موضوعاتی مثل جریان توده، انتشار اعلامیه و ... به خوبی با قصه آمیخته شده و دانستن نحوه چاپ و انتشار اعلامیه برای جوانان گوشی به دست مجازیباز امروزی خالی از لطف نیست. خوشرنگ و لعاب بودن تاسیان بیشک یکی از برگهای برنده آن است که یکی از رموز موفقیت در شبکه پلتفرم ها به شمار میآید. پاکروان چه در خاتون و چه در اینجا نشان داده است، اکسسوار، دکور و لباس برایش اهمیت دارد. او با دقتی زیاد با چیدمانی درست خیلی به فضای گذشته نزدیک میشود. سریال تاسیان بابت نوع پوشش سر، کلاه و لباس زنان میتواند جریانسازی امروزی داشته باشد. به خصوص که در سالهای اخیر برخی موارد مانند مجعدکردن مو و استفاده از کلاه دوباره و بعد از چهلواندی سال در میان زنان ایرانی رونق پیدا کرده است. تاسیان، تاریخ را نشان میدهد اما الگویی برای طراحان لباس زنان امروزی محسوب میشود.
برگ برنده دیگر تاسیان، بازیهای درخشان برخی بازیگران آن است. بابک حمیدیان از پس نقش مردی حدوداً 60 ساله که هم پدر خانواده و هم رئیس کارخانه است به خوبی برآمده است. در بازی او اثری در آثار نقشهای عصبی او در کارهای قبلی دیده نمیشود. نازنین بیاتی به وضوح تاسیان را به میدانی برای پرش خود تبدیل کرده و چند پله از پانتهآ پناهیها که نقش مادر او را بازی میکند، بالاتر ایستاده است. مهسا حجازی نیز به خوبی از فرصتی که پاکروان با نقش شیرین برایش ایجاد کرده، آگاه بوده و به خوبی در میانه میدان به پاسکاری با اکثر بازیگران مشغول است. رضا بهبودی، هوتن شکیبا و صابر ابر نیز با واسطه سالها تجربه تئاتری، توانستهاند گام رو به جلویی در کارنامه کاری خود بردارند.
برعکس بازی ها و فضا، فیلمبرداری تاسیان، ساده است که این کار میتواند عمدی یا سهوی بوده باشد. مثلاً در گفتگوهای دو نفره، تقریباً هیچگاه دو نفر را در یک قاب نمیبینیم و انگار هر بازیگر به صورت جداگانه و در زمانی دیگر، جلوی دوربین رفته است. یکی دیگر از نکات درباره فیلمبرداری، نماهای طولانی، عدم انتقال دوربین و استفاده نکردن از تراولینگ است. اکثر نماها بستهاند. این شاید به علت تاریخیبودن کار است که نداشتن پسزمینه وسیع، دست و بال فیلمبردار را بسته باشد یا اینکه پاکروان تعمداً خواسته با کاهش قدرتنمایی دوربین، تمرکز بیشتری بر روی قصه خود بگذارد و داستان را فدای حرکات و چرخش دوربین نکند. نهایتاً نمیتوان از تاسیان گفت و از موسیقی آن نگفت. سروش انتظامی پسر خلف مجید انتظامی به خوبی توانسته موسیقی آن سالها را در قالبهای گوناگون بریزد و روانه گوش مخاطب کند. تاسیان گام به گام توانسته مخاطب را همراه کند و بعد از خاتون، تجربه چشمگیری از پاکروان است.
ا
احسان ناظم بکایی
— تهران
متولد ۱۳۶۰ | تهران روزنامهنگار و نویسنده و عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران او فوقلیسانس مطالعات فرهنگی و رسانه دارد و فعالیت مطبوعاتیاش را از ۱۳۷۹ با سروش جوان آغاز کرد. عضو تحریریه هفتهنامه همشهری جوان از ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۶ بود و همچنین نویسنده ماهنامه فیلم، تماشاگران، ایران، اعتماد، تماشا، هفت صبح، جام جم، هفتهنامه صداوسیما، ۲۴ و...
دیدگاهها
ارسال دیدگاه