ممیز جذاب قصه ما
موسیقی در این مرز و بوم، همیشه چند بام و چند هوا داشته است؛ از این حیث، موسیقی و اهالی آن از بلاتکلیفترین هنرها و هنرمندها بودهاند که در تمام این سالها همچنان بحث بر سر بود و نبود و حلال و حرام آن وجود دارد. با این وجود درهای موسیقی طی بیست و اندی سال گذشته گاه بیشتر باز بوده و گاه کمتر اما موضوع گرفتن مجوز برای انتشار قطعات موسیقی، حذفیات، ممیزیها و سانسورهایی که در ترانهها رخ میدهد، ایراداتی که حتی به سبکهای موسیقی گرفته میشود، ارزیابی ارزشی زندگی شخصی و کاری هنرمندان موسیقی و امثالهم پیوسته داستانهاییست که موسیقی را در بسیاری از مواقع، از متن به حاشیه برده است.
فهرست بهترین مسابقه ها و برنامه های نمایش خانگی
موضوع این ایرادات عجیب و غریب تبدیل شده است به برنامه طنز ممیزی که در ابتدا مخاطبان آن اهالی موسیقی بودند و خیلی زود در میان عامه مردم نیز پرطرفدار شد؛ آنقدر پرطرفدار که نزدیک به 7 سال از ساخت و پخش آن میگذرد هنوز طرفداران پر و پاقرص دارد. ممیزی نه تنها در فیلیمو که در صفحه اینستاگرامش هم بسیار زیاد دیده میشود و چون جنس محتوای آن، شوخیای است همه فهم که در عین طنز، واقعیتی تلخ را مطرح میکند. شاید جالب باشد بدانید که این برنامه دونفره که به همت وحید آقاپور و حامد جوادزاده به ترتیب در نقشهای ممیز و هنرمند ضبط و پخش میشود، در ابتدا به نام برنامه «ممیزی» شعر وترانه در سال ۸6 به صورت رادیویی در رادیو جوان و برنامه «جوونی آزاد» با سردبیری حامد جوادزاده و نویسندگی همسرش «ریحانه سعیدیان» تولید میشد و سپس این آیتمها در اسفند ٩٣ و بهار ٩٤ برنامه شهرآورد از شبکه یک پخش شد و بازخوردهای خوبی هم داشت، اما بعد از مدتی متوقف شد و به مجموعه «پرشانایده» رفت و به فاصله کوتاهی تبدیل به یکی از اصلیترین و پرطرفدارهای فیلیمو شد.اصلیترین دلیل استقبال گرم مخاطبان از ممیزی را باید در حقیقتی که در دیالوگهای دونفره استاد (ممیز) و هنرمند است دانست. دیالوگهایی که بسیاری از آنها از واقعیت گرفته شدهاند و تلخی آنها از فرط عجیب بودن در برخی مواقع، مخاطب را به خنده میاندازدشکل جدید تولید و پخش ممیزی اما شکلیست که به بهترین ورژن آن تبدیل شده است. سوژهها واقعی شدند و به همان نسبت زبان طنزهم قویتر تا آنجا که بارها بیم این رفت که این برنامه نیز تحت ممیزی واقع شود اما ظاهرا آنها که مدل اصلی ممیزی بودند از قضا بسیار آن را پسندیدند تا آنجا که حامد جوادزاده که تهیهکنندگی ممیزی را هم به عهده دارد، خاطرهای را از یکی از مدیران صدا و سیما تعریف میکند که گفته بود: بعد از دیدن ممیزی، ما هرموقع میخواهیم به جلسه برویم و احساس میکنیم ممکن است دچار این چالش بشویم، چند قسمت از این برنامه را برای دوستان میفرستیم و میگوییم این ها را به عنوان پیشجلسه ببینند و بعد که در جلسه به چالش بر میخوریم، میگوییم شبیه استاد شدهاید و برائت صورت میگیرد و کار راه میافتد. اصلیترین دلیل استقبال گرم مخاطبان از ممیزی را باید در حقیقتی که در دیالوگهای دونفره استاد (ممیز) و هنرمند است دانست. دیالوگهایی که بسیاری از آنها از واقعیت گرفته شدهاند و تلخی آنها از فرط عجیب بودن در برخی مواقع، مخاطب را به خنده میاندازد. در کنار این موقعیت، درخواست برای تغییر ترانهها به شکلی که همسو با نظرات ممیز و نظام ارزشی چنین مدیرانی باشد، وضعیتی است خندهدار. معنی ترانهها از اساس تغییر میکند، کلمات عوض میشوند، جان شعر گرفته میشود و تنها پوستهای بیشکل و خندهدار از نسخه اولیه باقی میماند. سازندگان ممیزی که از مهاجرت به فیلیمو رضایت دارند، در اندیشه ساختن این مجموعه برای کتاب هم هستند هرچند بعید است استقبالی که از این برنامه به واسطه محوریت موسیقی و همه فهمی آن شد، از موضوعات دیگر نیز صورت بگیرد.
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه