جای خالی عشق
بعد از تماشای 3 قسمت آغازین تاسیان، بیشتر میتوان به علل کنجکاوی برانگیزبودن این سریال میان منتقدان و مخاطبان پی برد. نگاه تینا پاکروان به هنر و رزومه 20 ساله او در سینمای ایران، در آثار پایانی او (به ویژه سریال خاتون که مورد توجه اهالی فرهنگ قرار گرفت) نمود پیدا کرده و با فاصله گرفتن از کارهای ضعیف (به ویژه لس آنجلس تهران)، رشد کیفی در آثار متاخر او به وضوح قابل مشاهده است.
از سویی دیگر حواشی پیرامون دو قسمت اول این مجموعه نیز بر افزایش مخاطبان کنجکاو به بررسی علل این مخالفتها کمک کرده و توانسته توجه علاقهمندان بیشتری را به قسمتهای آغازین این سریال جلب کند. در واقع همانند بسیاری از موارد مشابه، تهدید به سانسور و جرح و تعدیل یک محصول فرهنگی، موجب افزایش تقاضای مخاطبان شده و این امر به شهرت بیشتر اثر کمک شایانی نموده است.
بر مبنای تحلیل 3 قسمت آغازین تاسیان میتوان به این نتیجه رسید که پاکروان قصد داشته با حفظ تعادلی میان حوادث تاریخی – سیاسی و همچنین ماجراهای عاشقانه و ملودرام، توازنی میان این دو فضای متضاد به وجود آورده و از این رو با ایجاد چالشهای داستانی مخاطب را به پیگیری داستان علاقهمندتر کند. از این رو است که ادای دین فیلمساز به شخصیتهای تاثیرگذار در حوزه فرهنگ و سیاست در دهه 50 به درستی در دو قسمت آغازین سریال مورد توجه قرار گرفته و ضمن اشاره به گروهکهای سیاسی، حکومتی و مذهبی آن دوران، مسئله رفاقت و عشق در مرکز ثقل تاسیان قرار میگیرد. نباید از این نکته غافل شد که با رشد روز افزون تعداد آثار نمایش داده شده در پلتفرمها و سامانههای نمایش خانگی و تمایل سریالسازان در بهرهگیری از پتانسیل سابژانرهای معمایی و تریلرهای روانشناختی و همچنین فیلمهایی با مضامین جنایی و دلهرهآور، ساخت سریالهایی همچون تاسیان، میتواند به تعدیل فضای ذهنی مخاطب در مواجهه با کلیت آثار نمایش داده شده در این سامانهها موثر و تاثیرگذار باشد.
بر مبنای تحلیل 3 قسمت آغازین تاسیان میتوان به این نتیجه رسید که پاکروان قصد داشته با حفظ تعادلی میان حوادث تاریخی – سیاسی و همچنین ماجراهای عاشقانه و ملودرام، توازنی میان این دو فضای متضاد به وجود آورده و از این رو با ایجاد چالشهای داستانی مخاطب را به پیگیری داستان علاقهمندتر کنداز سویی دیگر، دریچه نگاه پاکروان به بازههای مختلف تاریخی در سریالهای اخیر، حاصل رویکرد آزاد او به اتفاقات و رخدادهای تاریخ معاصر ایران بوده و از این رو به جز بستر اصلی حوادث، پیرنگها و طرح داستانی و همچنین شخصیتهای آثار او ماحصل همین نگاه و برداشت آزاد به تاریخ است. از همین رو است که موفقیتهای سریال خاتون مدیون شخصیتها و جذابیتهای داستانی آن بوده و اتفاقات تلخ اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم، به عنوان بستر اصلی این رخدادها مورد توجه نویسنده و کارگردان قرار گرفته است. با تماشای 3 قسمت آغازین تاسیان نیز میتوان به این نکته پی برد که همین فرمول موفق، اساس کار تینا پاکروان در این مجموعه قرار گرفته و قرار است داستان عشق امیر یوسفینیا (با نقشآفرینی هوتن شکیبا) به شیرین نجات (با نقشآفرینی مهسا حجازی) مسئله اصلی نویسنده و کارگردان بوده و اتفاقات تاریخی سالهای پیش از انقلاب نیز به عنوان بستر این روایت عاشقانه مورد توجه قرار گیرد. رابطه ای که به نظر میاد تا به اینجای کار یک طرفه بوده و با لحاظ کردن موقعیت و سبک زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شیرین، محکوم به شکست باشد. از سویی دیگر، رویکرد تاسیان به فضاهای شهری موضوع قابل توجه دیگر این سریال در 3 قسمت آغازین است. توجه به مراکز مهم فرهنگی شهر تهران (به ویژه دانشگاه تهران و حال و هوای دانشجویان دانشکدههای علوم انسانی این دانشگاه در دهه 50)، اشاره به داستانهای عاشقانه مردم تهران در مکانهای معروف شهری (سکانس کیوسک تلفن میدان فردوسی و نمایش زن سرخ پوش میدان معروف به یاقوت)، توجه به لهجه تهرانی و استفاده از اصطلاحات قدیمی این گویشگونه (به ویژه از زبان جمشید نجات (با نقش آفرینی بابک حمیدیان)) از موارد قابل تامل این مجموعه در قسمتهای آغازین بوده است. مواردی که میتوان با رویکرد پژوهشی مبتنی بر دیدگاه راب شلیدز در باب فضاسازی اجتماعی با آن روبرو شده و در نهایت به نتایج قابل توجهی رسید.
بر مبنای تحلیل 3 قسمت آغازین تاسیان میتوان به این نتیجه رسید که پاکروان قصد داشته با حفظ تعادلی میان حوادث تاریخی – سیاسی و همچنین ماجراهای عاشقانه و ملودرام، توازنی میان این دو فضای متضاد به وجود آورده و از این رو با ایجاد چالشهای داستانی مخاطب را به پیگیری داستان علاقهمندتر کند. از این رو است که ادای دین فیلمساز به شخصیتهای تاثیرگذار در حوزه فرهنگ و سیاست در دهه 50 به درستی در دو قسمت آغازین سریال مورد توجه قرار گرفته و ضمن اشاره به گروهکهای سیاسی، حکومتی و مذهبی آن دوران، مسئله رفاقت و عشق در مرکز ثقل تاسیان قرار میگیرد. نباید از این نکته غافل شد که با رشد روز افزون تعداد آثار نمایش داده شده در پلتفرمها و سامانههای نمایش خانگی و تمایل سریالسازان در بهرهگیری از پتانسیل سابژانرهای معمایی و تریلرهای روانشناختی و همچنین فیلمهایی با مضامین جنایی و دلهرهآور، ساخت سریالهایی همچون تاسیان، میتواند به تعدیل فضای ذهنی مخاطب در مواجهه با کلیت آثار نمایش داده شده در این سامانهها موثر و تاثیرگذار باشد.
ا
احسان طهماسبی
— تهران
متولد ۱۳۶۵ | تهران نویسنده و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران او فارغالتحصیل مدرسه ملی سینمای ایران در رشته مطالعات فیلم است و از سال ۱۳۹۲ برای مطبوعات ایران مینویسند و منتقد ثابت برنامه سینمایی اکران و میز نقد جشنوارههای فیلم بوده است. کتاب «چهل سالگی فیلم کوتاه» از جمله نوشتههای اوست.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه