معرفی و نقد فیلم پرنده
فیلم پرنده درامی پیرامون بلوغ با بازی بری کیوگن و فرانتس روگوفسکی که در مرز میان واقعگرایی و فانتزی حرکت میکند. فیلم پرنده Bird یکی از فیلمهای بخش مسابقه جشنواره کن سال گذشته بود. نمایش فیلم در جشنواره با استقبال گرمی از جانب مخاطبان و منتقدان همراه شد. آرنولد در پرنده بار دیگر سراغ داستانی انسانی و تاثیرگذار از زندگی طبقات فرودست جامعه رفته است. فیلمی شاعرانه که به کاوشی عمیق در روابط خانوادگی، بلوغ و پیوند انسان با طبیعت و محیط پیرامونش میپردازد. با فیلیموشات و معرفی و نقد فیلم پرنده همراه باشید.
بهترین فیلم ها در ستایش دوستی و رفاقت
خلاصه داستان فیلم پرنده
خلاصه داستان فیلم پرنده Bird را اینطور باید تعریف کرد؛ بیلی ۱۲ ساله با پدر مجردش باگ و برادر نوجوان خود در آپارتمانی متروکه و درب و داغان در شمال کنت زندگی میکنند. باگ توجه چندانی به فرزندانش ندارد و در تدارک مراسم ازدواج تازه خود است. در این حین، بیلی که در آستانه بلوغ قرار دارد با غریبهای مرموز به نام برد آشنا میشود که زندگیاش را تغییر میدهد.عوامل و بازیگران فیلم Bird
نیکیا آدامز در نقش بیلی ۱۲ ساله، ستاره اصلی پرنده است. این بازیگر نوجوان در نخستین تجربه بازیگری خود، یک بازی احساسی باورپذیر و ملموس از خود ارائه میدهد. آرنولد در پرنده بار دیگر ثابت میکند که چه مهارت ویژهای در کار با بازیگران نوجوان دارد. کتی جارویس نوجوان در تنگ ماهی در کنار بازیگر بزرگی مثل مایکل فاسبندر درخشید و ساشا لین نیز با فیلم عزیز آمریکایی به شهرت رسید. آدامز نیز در اینجا با دو بازیگر برجسته، بری کیوگن و فرانتس روگوفسکی، همکاری کرده است. بری کیوگن در نقش پدر جوان و مجرد بیلی، باگ، حضور دارد و روگوفسکی نیز شخصیت دوست داشتنی و عجیبی است که با بیلی دوست میشود و تاثیر بزرگی بر زندگی او میگذارد. اگرچه کیوگن فعالیت سینمایی خود را از اوایل دهه ۲۰۱۰ شروع کرد، اما با فیلم کشتن گوزن مقدس یورگوس لانتیموس به شهرت رسید. از دیگر فیلمهای برجسته این بازیگر ایرلندی میتوان به دانکرک، شوالیه سبز و بتمن، اشاره کرد. او همچنین برای بازی در فیلم بنشیهای اینیشترین به کارگردانی فیلمساز هم وطن خود، مارتین مک دونا، برای نخستین بار نامزد جایزه اسکار شد. فرانتس روگوفسکی، بازیگر برجسته آلمانی، یکی از ستارههای محبوب سینمای هنری اروپا در چند سال اخیر است. روگوفسکی بیشتر به خاطر همکاری با کارگردان شهیر آلمانی کریستین پتزولد، در دو فیلم ترانزیت و اوندین، شناخته میشود. جیسون بودا، جاسمین جابسن، فرنکی باکس و جیمز نلسون ـ جویس، از دیگر بازیگران پرنده هستند.
کارگردان فیلم پرنده کیست؟
آندریا آرنولد، فیلمنامهنویس و کارگردان بریتانیایی، خیلی زود قبل از اینکه حتی نخستین فیلم خود را مقابل دوربین ببرد، با فیلم کوتاه برنده اسکار زنبور بیعسل خود را به عنوان فیلمسازی مستعد و خوشآتیه معرفی کرد. آرنولد در زنبور بیعسل سبک رئالیستی و شبه مستند خود را به بوته آزمایش گذاشت و با دو فیلم بلند نخست خود، جاده سرخ و تنگ ماهی، به کمال رساند. سومین فیلم بلند آرنولد، اقتباس سینمایی بلندیهای بادگیر، رمان بسیار مشهور امیلی برونته، تجربه تازهای در کارنامه سینمایی او رقم زد. درام جادهای پرشور و جوانانه عزیز آمریکایی، بازگشتی به سبک واقعگرایانه آشنای آرنولد بود. پرنده، پنجمین فیلم بلند داستانی آرنولد و اولین فیلم داستانی او پس از مستند گاو در سال ۲۰۲۱ است. فیلمی که عناصر شاعرانه و سوررئالیستی را با رویکرد رئالیستی فیلمهای قبلی آرنولد ترکیب میکند. آرنولد در پرنده همانند فیلمهای قبلی خود سراغ زندگی حاشیهنشینان و طبقات فرودست رفته است.
نقد و بررسی منتقدان درباره فیلم پرنده
انامئی | امتیاز: ۱۰۰ از ۱۰۰
جوردن بَسِت | اگرچه خشونت عریان برخی صحنهها و شخصیتهای بزرگسال مشکلدار فیلم، باعث خلق فضایی تنشآمیز میشود اما همانطور که از فیلمسازی چون آرنولد انتظار میرود در نهایت این روایتی نوید بخش با لحظاتی زیبا، خوشبینانه و ایمان به انسانیت است.امپایر | امتیاز: ۸۰ از ۱۰۰
سوفی بوچر | یک فیلم به سبک آشنای آرنولد که استعدادهای خیرهکننده تازهای به ما معرفی میکند و بینش عمیقی به زندگی حاشیهنشینان ارائه میدهد.ایندی وایر | امتیاز: ۷۵ از ۱۰۰
رایان لاتانزیو | اگرچه پرنده بهترین فیلم آرنولد نیست، اما بدون شک از جهت گسترش مرزهای خلاقیت او نسبت به رئالیسم اجتماعی صرف فیلمهای اولیهاش، جاهطلبانهترین اثر او محسوب میشود.نیویورک تایمز | امتیاز: ۷۰ از ۱۰۰
آلیسا ویلکینسون | بازیهای دوست داشتنی زیادی در پرنده به چشم میخورد، از جمله آدامز که هر چه از فیلم میگذرد، ظرافت بیشتری به شخصیت خود میدهد و فیلم را سر پا نگه میدارد. اما دو قطب اصلی فیلم، روگوفسکی و کیوگن هستند که هر کدام انرژی کاملا متفاوتی از خود ساطع میکنند (یکی درون گرا و آرام دیگری برون گرا و پرجنب و جوش).فیلم استیج | امتیاز: ۵۸ از ۱۰۰
روری اوکانر | اگرچه رد و نشان رئالیسم جادویی در فیلمهای قبلی آرنولد نیز دیده میشود، اما این نخستین تجربه او در استفاده از مولفههای انسانانگارانه (نسبت دادن رفتارها و خصوصیات انسانی به موجودات دیگر) به شکل غیرمنتظرهای سطحی به نظر میرسد و بیشتر از آنکه بر جادوی فیلم بیفزاید، آن را کمرنگ میکند.اسکرین رنت | امتیاز: ۵۰ از ۱۰۰
پاتریس ویترسپون | آرنولد در این قصه تکاندهنده که گذار از کودکی به بزرگسالی را بررسی میکند، از رئالیسم جادویی برای به تصویر کشیدن اضطرابهای دوران بلوغ و تلاش برای پیدا کردن هویت فردی، بهره میبرد.
نقد فیلم پرنده برگرفته از سایت موبی
ناتالی اُولا | داستان پرنده درباره نوجوانی به نام بیلی است که در منطقه فقیرنشین کنت، در سواحل جنوبی انگلستان، زندگی میکند. او یکی از میلیونها کودک بریتانیایی است که از سال ۲۰۱۰ تاکنون، مجبور به تحمل پیامدهای ناگوار و سخت سیاستهای ریاضتی محافظهکاران بریتانیا شدهاند. بیلی مانند دیگر شخصیتهای فیلمهای آرنولد، میا در تنگ ماهی و استار در عزیز آمریکایی، شخصیتی جسور و البته خود ویرانگر از خانوادهای فقیر است که از هدایت و پشتیبانی والدین بیبهره مانده. اما زندگی نومیدانه بیلی و چرخه خشونت و بی توجهی که به آن خو گرفته، پس از آشنایی با برد مرموز (فرانتس روگوفسکی)، تغییر میکند. برد شخصیتی آرام و بی شیله پیله است که روزی در زمینهای باتلاقی حومه شهر ظاهر میشود: جاییکه به خاطر سالها بیتوجهی در معرض ویرانی قرار دارد.بیلی مانند دیگر شخصیتهای فیلمهای آرنولد، میا در تنگ ماهی و استار در عزیز آمریکایی، شخصیتی جسور و البته خود ویرانگر از خانوادهای فقیر است که از هدایت و پشتیبانی والدین بیبهره ماندهبرد آدم بدبینی نیست و همین او را از دیگر آدمهای زندگی بیلی متمایز میسازد. بجز پدر بیلی، باگ، همه اطرافیان او آدمهایی سرخورده، مستاصل و خشمگین هستند (البته به دلایلی موجه). خود باگ نیز که به خاطر رابطه عاشقانهاش اغلب از مسئولیتهای پدرانهاش غافل میشود، شخصیتی بیثبات دارد که ناگهان از کوره در میرود و مدام به مهمانی برگزار کردن و مصرف مواد مشغول است. تنها تکیهگاه اقتصادی او، فروش ترشحات سمی و روانگردان یک وزغ است. مادر بیلی، پیتون، که مدتها از جداییاش از باگ میگذرد، وضع بهتری ندارد. او نیز درگیر یک رابطه آسیبزننده و ناخوشایند است، در حالیکه مسئولیت مراقبت از سایر فرزندانش اغلب بر دوش بیلی نوجوان میافتد. آشنایی بیلی با برد، این فرصت را نصیب او میکند که از دنیای خشن و بیرحمی که سرنوشت محتوم او به نظر میرسد به سمت امکان یک زندگی آرامتر گام بردارد. هرچقدر برد رها و پذیرا است، بیلی محتاط و بدبین به نظر میرسد. برد کنجکاو است، اما بیلی لجوج و مطمئن. برد به راحتی احساسات خود را بروز میدهد - گاه غمگین میشود و اشک میریزد و گاه به هیجان میآید و میرقصد -، اما بیلی به احساسات، با تردید و بیتفاوتی نگاه میکند. برای او این راهی برای بقاست؛ زیرا به درستی دریافته نشان دادن احساسات یعنی خود را در معرض آسیب قرار دادن. آرنولد در صحنههایی که برد را بر فراز یک مجتمع مسکونی نشان میدهد - گویی که مراقب بیلی است - به فیلم سال ۱۹۸۷ ویم وندرس، بالهای اشتیاق، ادای احترام میکند. فیلمی با محوریت فرشتهای محافظ که به سختیهای زندگی در برلین دو نیم شده میپردازد که از بحران فزاینده فقر در بریتانیای امروز چندان دور نیست. فراموش نکنیم که گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر و فقر، بعد از سفر خود به بریتانیا در سال ۲۰۱۸ به این نتیجه رسید که سیاستهای دولت ائتلافی، از جمله قانون اصلاح یارانهها و حمایتهای اجتماعی و کاهش چشمگیر بودجه خدماتی که برای حمایت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه طراحی شده بودند، به فقر سیستماتیک میلیونها نفر در سراسر بریتانیا منجر شده است.
اگرچه آرنولد اولین فیلمسازی نیست که به این موضوع میپردازد، اما یکی از معدود سینماگرانی است که از عناصر سوررئال در کار خود بهره میبرد. آثار کن لوچ و مایک لی جایگاه بسیار مهمی در سینمای بریتانیا دارند، اما داستانهای تلخ و واقعگرایانهای که بعد از آنها آمدند نه تنها از صلابت سیاسی آثار این دو بیبهره بودند، بلکه اغلب منطق سرمایهداری را نیز به چالش نمیکشیدند. این فیلمها با ترسیم واقعیت به شکلی که گویی این مسائل و مشکلات اجتناب ناپذیر هستند وضعیتی بنبست گونه را نشان میدادند که در نهایت تنها احساس همدردی و یا نگرانی را برمیانگیختند نه خشم یا امید به تغییر. در حالیکه امر جادویی در پرنده با ایجاد شکافی در واقعیت، نه تنها زندگیهای سرکوبشده و نادیده گرفته شده را همانطور که هست به تصویر میکشد، بلکه بدیل خیالی آن را نیز تجسم میکند.
به این ترتیب، برد به گروه کوچک اما تاثیرگذاری از ناجیان عجیب و غریب و بیگانگان مهربانی میپیوندد که برای نجات کودکان بریتانیایی از فلاکتشان آمدهاند. استیگ در سرزمین دورریختنیها اثر کلایو کینگ که از زمان انتشارش در سال ۱۹۶۳ به یکی از متون کلیدی برنامه درسی بریتانیا تبدیل شد، داستان مردی ماقبل تاریخ را بازگو میکند که به شکلی تصادفی از دنیای امروز سر در میآورد؛ جاییکه او به پسری تنها و خسته، لذتهای ساده و احترام به طبیعت را میآموزد. شخصیت اصلی رمان اسکلینگ از دیوید آلموند، فرشتهای پنهان شده در گاراژ یک خانواده است که به کودکانی که والدینشان غرق در مشکلات و مسائل خود هستند درباره مراقبت و شفقت آموزش میدهد. در هر دو نمونه، تنها یک شخصیت خیالی میتواند عشق و مهربانیای که دنیای واقعی از کودک دریغ میکند، به او ببخشد.
پرنده مانند این دو داستان نشان میدهد که چگونه امکان یک زندگی غنی از تخیل از کودکان گرفته میشود. در فیلم آرنولد، اسبهای تنومندی را میبینیم که رومانیهای محلی سوار بر آنها میتازند، همچنین کلاغهایی هوشیاری که یادداشتهای مهمی را به دست آدمها میرساند و البته وزغی که برخلاف میلش برای پول نگه داشته میشود، و علفهای بلندی که گویی در حال اجرای رقصی هماهنگاند. در نهایت احساس میکنیم تمام طبیعت، که در بند طمع، مصرف گرایی افراطی و آلودگی گرفتار شده، سوگوار کودکانی همچون بیلی است. به این ترتیب، آرنولد با پرنده ما را به یاد آنچه از دست رفته میاندازد، به یاد آنچه که با آن بیگانه شدهایم.
امتیاز سایت های سینمایی به فیلم پرنده
| وب سایت | امتیاز |
| Imdb | 7 |
| کاربران متاکریتیک | ۷.۴ از 10 |
| کاربران راتن تومیتوز | 80 درصد رضایت |
| منتقدان راتن تومیتوز | 85 درصد رضایت بر اساس 124 نقد |
| منتقدان متاکریتیک | 74 درصد رضایت بر اساس 36 نقد |
پوستر فیلم پرنده

دیدگاهها
ارسال دیدگاه