مهارت هایی که بازیگران برای فیلم یاد گرفتند
در هالیوود مدرن، انجام کارهایی مانند افزایش آمادگی بدنی برای نقشها یا یادگیری حرکات مبارزهای برای فیلمهای اکشن کاملا طبیعی و استاندارد شده است. اما برخی نقشها به آموزشهای بسیار تخصصیتر نیاز دارند، که باعث میشود بازیگران وارد دنیای مهارتها، سرگرمیها یا فعالیتهایی شوند که قبلا هیچ آشناییای با آنها نداشتند. از یادگیری اسکیت روی یخ در سطح المپیک گرفته تا راه رفتن روی طناب مرتفع و صحبت کردن به زبان فرانسوی بهطور همزمان، در ادامه با پنج مورد از شگفتانگیزترین مهارتهایی که بازیگران برای یک فیلم در دنیای واقعی یاد گرفتهاند، آشنا میشویم.
بازیگری زمانی که به آن فکر میکنید، حرفهای فوقالعاده است. بله، اگر به اوج هالیوود برسید، شهرت، زرق و برق، و سفرهای بینالمللی به جشنوارهها، فرشهای قرمز و مهمانیهای پر زرقوبرق بخشی از زندگی شما خواهد شد. اما بیشتر بازیگران معتقدند که جذابترین بخش این حرفه چیز دیگری است.
آنچه واقعا این شغل را ارزشمند و خاص میکند، فرصت تجربه فرهنگها و سبکهای زندگی مختلف است. امروزه، مخاطبان و دستاندرکاران صنعت سینما انتظار دارند که هر اجرا تا حد ممکن واقعی به نظر برسد. دیگر کافی نیست که بازیگران فقط «تظاهر» به انجام یک کار کنند؛ همه چیز باید واقعی باشد. به همین دلیل، بسیاری از بازیگران این فرصت را پیدا میکنند تا مهارتهای شگفتانگیز و کاربردی را برای نقشهای خود در دنیای واقعی بیاموزند.
فیلمهای پشتصحنه این رکوردشکنی، صحنههای جالبی را نشان میدهند. اولین واکنش وینسلت پس از بیرون آمدن از آب این بود: «آیا من مردهام؟ آیا جانم را از دست دادهام؟» و بلافاصله پرسید: «زمانم چقدر شد؟» سپس با هیجان گفت: «باید فورا به صحنه فیلمبرداری اطلاع بدهیم. میخواهم جیمز (کامرون) فورا بداند!»
البته، وینسلت بعدها تلاش کرد که از بزرگنمایی این دستاورد جلوگیری کند. او در مصاحبهای با Total Film گفت: «خب، من مجبور نبودم بیش از هفت دقیقه نفس خودم را نگه دارم. فقط این فرصت پیش آمد که یک رکورد بزنم. در واقع، هدف اصلی من این بود که رکورد قبلی خودم را که شش دقیقه و ۱۴ ثانیه بود، بهبود ببخشم.»
حق با پتی بود! پس از گذشت هشت روز، گوردون-لویت توانست روی طنابی که تنها چند فوت از زمین فاصله داشت، راه برود. البته، در زمان فیلمبرداری صحنههای اوج فیلم، عوامل تولید تصمیم نداشتند که بازیگرشان را در ارتفاع هزار فوتی معلق کنند. بنابراین، او به همراه بدلکارش، این صحنههای پرتنش را روی یک استیج مخصوص، با طنابی که ۱۲ فوت از سطح زمین ارتفاع داشت، اجرا کردند.
اما چالشهای گوردون-لویت به همینجا ختم نشد. او نهتنها راه رفتن روی طناب را یاد گرفت، بلکه در حین تمرین، زبان فرانسوی را نیز بهطور روان آموخت و حتی لهجه خاص پاریسی را تقلید کرد. او در مصاحبهای با خنده گفت: «نمیدانم آیا توانستم فرانسویها را گول بزنم یا نه، اما قطعاً توانستم آمریکاییها را قانع کنم!»
برای اینکه اجرای او هر چه واقعیتر و طبیعیتر باشد، احمد هفت ماه زیر نظر مربی زبان اشاره، جرمی لی استون، پنج روز در هفته تمرین کرد. اما احمد فقط به یادگیری زبان اشاره بسنده نکرد. او مدت زیادی را در میان جامعه ناشنوایان سپری کرد تا بتواند از نزدیک دنیای آنها را درک کند. مربی او، جرمی لی استون، در این باره گفت: «او میخواست در رویدادهای مربوط به ناشنوایان شرکت کند، با افراد ناشنوا ملاقات داشته باشد و از دریچهای واقعی و بدون فیلتر، دنیای آنها را بشناسد و با دیدگاهشان ارتباط برقرار کند.»
برای احمد، این کار یک نشانه احترام بود. او نمیخواست مانند برخی از بازیگران معروف، فقط چند کلمه زبان اشاره یاد بگیرد و در فیلم از آن استفاده کند. او درباره این موضوع گفت: «نمیخواستم به مربیام بگویم: 'فقط چند کلمه به من یاد بده تا بتوانم از پس نقش بربیایم.' من میخواستم این زبان و فرهنگ را به درستی درک کنم.»
او در مصاحبهای با Variety توضیح داد: «من وارد دورههای آموزشی شدم. اسکیتسواری را یاد گرفتم تا راه رفتنم شبیه نوجوانان پسر شود و تمرینات زیادی در کیکبوکسینگ انجام دادم. از همان ابتدا آموزش لهجه را شروع کردم و دورههای آموزشی کامپیوتر را نیز گذراندم.»
آموزشهای کامپیوتری او شامل یادگیری اصول اولیه هک کردن، باز و بسته کردن قطعات کامپیوتر و سرهم کردن مجدد آنها بود. البته، او اعتراف کرد که این بخش از تمرینات آنقدر که دوست داشت، عمیق و گسترده نبود. با این حال، غرق شدن در سبک زندگی گوشهگیرانه و ضد اجتماعی لیسبت سالاندر، برای مارا چندان سخت نبود. او در مصاحبهای با مجله Dazed گفت که همیشه فردی تنها و گوشهگیر بوده است.
«راستش را بخواهید، من عاشق این هستم که تنها در اتاقم بنشینم و به صفحه کامپیوتر خیره شوم.» سپس با خنده اضافه کرد: «آره، من یک آدم عجیبوغریبم. ولی خب، مگه همه ما یه کم عجیب نیستیم؟»
اما همانطور که میگویند، تمرین مداوم بالاخره نتیجه میدهد. او در مصاحبهای با هالیوود ریپورتر (THR) گفت: «چند هفته مانده به شروع فیلمبرداری، هنوز نمیتوانستم روی لبههای خارجی تیغههای اسکیت تعادل داشته باشم. فکر میکردم که هرگز موفق نخواهم شد. اما بعد، یک روز، همهچیز ناگهان برایم جا افتاد و توانستم آن را درست انجام دهم.»
کاواهارا از پشتکار و عزم رابی برای یادگیری مهارت اسکیت بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بود، بهویژه که او هرگز در زندگیاش روی یخ اسکیت نکرده بود. در نهایت، رابی توانست تقریبا تمامی حرکات اسکیت در فیلم را خودش اجرا کند، بهجز پرشهای خطرناک، که توسط بدلکاران انجام شد. اما تمام تلاشهای او بینتیجه نماند؛ او دقیقا توانست اولین دقیقه از اجرای تونیا هاردینگ در المپیک ۱۹۹۴ را بازسازی کند، و این تصاویر واقعی در فیلم قرار گرفت.
بهترین فیلم اول از بازیگرانی که کارگردان شدند
کیت وینسلت | رکورد جهانی نگهداشتن نفس زیر آب در سینما
یادگیری نگهداشتن نفس زیر آب چیزی است که بسیاری از افراد حتی جرات امتحان کردن آن را ندارند. اما خوشبختانه، کیت وینسلت تحت هدایت جیمز کامرون، که بهخاطر علاقه شدیدش به دنیای زیر آب شهرت دارد، و با کمک بهترین متخصصان غواصی این مهارت را آموخت. البته، روحیه رقابتی او نیز بیتاثیر نبود، زیرا هدفش شکستن رکورد یکی از ستارههای بزرگ هالیوود بود. مشخص نیست که آیا وینسلت بهطور خاص قصد داشت رکورد تام کروز را بشکند یا نه. کروز، هنگام فیلمبرداری «ماموریت غیرممکن: ملت یاغی» توانست شش دقیقه نفس خود را زیر آب نگه دارد. اما فارغ از انگیزه او، وینسلت توانست با ثبت زمان شگفتانگیز هفت دقیقه و ۱۵ ثانیه در فیلم آواتار: راه آب رکورد را کاملاً جابهجا کند.
فیلمهای پشتصحنه این رکوردشکنی، صحنههای جالبی را نشان میدهند. اولین واکنش وینسلت پس از بیرون آمدن از آب این بود: «آیا من مردهام؟ آیا جانم را از دست دادهام؟» و بلافاصله پرسید: «زمانم چقدر شد؟» سپس با هیجان گفت: «باید فورا به صحنه فیلمبرداری اطلاع بدهیم. میخواهم جیمز (کامرون) فورا بداند!»
البته، وینسلت بعدها تلاش کرد که از بزرگنمایی این دستاورد جلوگیری کند. او در مصاحبهای با Total Film گفت: «خب، من مجبور نبودم بیش از هفت دقیقه نفس خودم را نگه دارم. فقط این فرصت پیش آمد که یک رکورد بزنم. در واقع، هدف اصلی من این بود که رکورد قبلی خودم را که شش دقیقه و ۱۴ ثانیه بود، بهبود ببخشم.»
جوزف گوردون لویت | راه رفتن روی طناب مرتفع
در سال ۲۰۱۵، جوزف گوردون-لویت در فیلم «بندباز» به کارگردانی رابرت زمهکیس نقش فیلیپ پتی، بندباز مشهور فرانسوی را بازی کرد. پتی در سال ۱۹۷۴ با انجام یک نمایش بینظیر و خطرناک، روی طنابی که بین برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی نیویورک کشیده شده بود، قدم زد. از آنجا که داستان فیلم به این شاهکار واقعی میپرداخت، طبیعی بود که گوردون-لویت باید برخی از مهارتهای این هنر خطرناک را یاد بگیرد. با این حال، نکته شگفتانگیز این بود که او این مهارت را مستقیما از خود فیلیپ پتی آموخت. گوردون-لویت هشت روز را با پتی گذراند و زیر نظر او تمرین کرد. پتی از همان ابتدا مطمئن بود که شاگردش در پایان کارگاه آموزشی، خواهد توانست بدون کمک روی طناب راه برود. اما خود گوردون-لویت چندان مطمئن نبود. با این حال، او در مصاحبهای با هالیوود ریپورتر (THR) گفت: «فیلیپ پتی آنقدر مثبتاندیش است که باور داشت من میتوانم این کار را انجام دهم، و همین باعث شد که من هم کمکم باور کنم که قادر به انجامش هستم.»
حق با پتی بود! پس از گذشت هشت روز، گوردون-لویت توانست روی طنابی که تنها چند فوت از زمین فاصله داشت، راه برود. البته، در زمان فیلمبرداری صحنههای اوج فیلم، عوامل تولید تصمیم نداشتند که بازیگرشان را در ارتفاع هزار فوتی معلق کنند. بنابراین، او به همراه بدلکارش، این صحنههای پرتنش را روی یک استیج مخصوص، با طنابی که ۱۲ فوت از سطح زمین ارتفاع داشت، اجرا کردند.
اما چالشهای گوردون-لویت به همینجا ختم نشد. او نهتنها راه رفتن روی طناب را یاد گرفت، بلکه در حین تمرین، زبان فرانسوی را نیز بهطور روان آموخت و حتی لهجه خاص پاریسی را تقلید کرد. او در مصاحبهای با خنده گفت: «نمیدانم آیا توانستم فرانسویها را گول بزنم یا نه، اما قطعاً توانستم آمریکاییها را قانع کنم!»
ریز احمد | زبان اشاره آمریکایی و نواختن درام
زمانی که ریز احمد برای بازی در نقش روبن استون، یک درامر در حال از دست دادن شنواییاش، در فیلم "صدای متال" انتخاب شد، دو مهارت فوقالعاده را باید یاد میگرفت. او در مصاحبهای با Variety گفت که داریوس ماردر، کارگردان فیلم، قصد داشت فیلم را تا حد ممکن واقعی و باورپذیر بسازد و این به این معنی بود که احمد باید خودش بهصورت واقعی پشت درام بنشیند و آن را بنوازد. اما این تنها چالش او نبود. چون شخصیت فیلم در طول داستان زبان اشاره آمریکایی (ASL) را یاد میگیرد، احمد نیز باید این مهارت را همزمان با شخصیتش در فیلم بیاموزد. او در این باره گفت: «با غرق شدن در این تجربه، زمانی که روبن در فیلم به زبان اشاره مسلط میشود، من نیز توانستم خودم را به سطحی نزدیک به روانی برسانم.»
برای اینکه اجرای او هر چه واقعیتر و طبیعیتر باشد، احمد هفت ماه زیر نظر مربی زبان اشاره، جرمی لی استون، پنج روز در هفته تمرین کرد. اما احمد فقط به یادگیری زبان اشاره بسنده نکرد. او مدت زیادی را در میان جامعه ناشنوایان سپری کرد تا بتواند از نزدیک دنیای آنها را درک کند. مربی او، جرمی لی استون، در این باره گفت: «او میخواست در رویدادهای مربوط به ناشنوایان شرکت کند، با افراد ناشنوا ملاقات داشته باشد و از دریچهای واقعی و بدون فیلتر، دنیای آنها را بشناسد و با دیدگاهشان ارتباط برقرار کند.»
برای احمد، این کار یک نشانه احترام بود. او نمیخواست مانند برخی از بازیگران معروف، فقط چند کلمه زبان اشاره یاد بگیرد و در فیلم از آن استفاده کند. او درباره این موضوع گفت: «نمیخواستم به مربیام بگویم: 'فقط چند کلمه به من یاد بده تا بتوانم از پس نقش بربیایم.' من میخواستم این زبان و فرهنگ را به درستی درک کنم.»
رونی مارا | تبدیل به یک هکر و اسکیتباز حرفهای
برای بازی در نقش لیسبت سالاندر، هکر گوتیک معروف در نسخه بازسازیشده فیلم "دختری با خالکوبی اژدها" به کارگردانی دیوید فینچر، رونی مارا مجبور شد تحت یک تغییر فیزیکی گسترده قرار بگیرد. او نهتنها وزن زیادی کم کرد، بلکه گوش، ابرو و حتی نوک سینههای خود را نیز سوراخ کرد تا به تصویر واقعی شخصیت نزدیکتر شود. اما تغییرات ظاهری تنها بخشی از این تجربه بود. برای اجرای واقعگرایانهتر نقش، مارا تحت آموزشهای فشردهای قرار گرفت تا مهارتهای کلیدی شخصیت سالاندر را بیاموزد، از جمله هک کردن کامپیوتر، کیکبوکسینگ و اسکیتسواری.
او در مصاحبهای با Variety توضیح داد: «من وارد دورههای آموزشی شدم. اسکیتسواری را یاد گرفتم تا راه رفتنم شبیه نوجوانان پسر شود و تمرینات زیادی در کیکبوکسینگ انجام دادم. از همان ابتدا آموزش لهجه را شروع کردم و دورههای آموزشی کامپیوتر را نیز گذراندم.»
آموزشهای کامپیوتری او شامل یادگیری اصول اولیه هک کردن، باز و بسته کردن قطعات کامپیوتر و سرهم کردن مجدد آنها بود. البته، او اعتراف کرد که این بخش از تمرینات آنقدر که دوست داشت، عمیق و گسترده نبود. با این حال، غرق شدن در سبک زندگی گوشهگیرانه و ضد اجتماعی لیسبت سالاندر، برای مارا چندان سخت نبود. او در مصاحبهای با مجله Dazed گفت که همیشه فردی تنها و گوشهگیر بوده است.
«راستش را بخواهید، من عاشق این هستم که تنها در اتاقم بنشینم و به صفحه کامپیوتر خیره شوم.» سپس با خنده اضافه کرد: «آره، من یک آدم عجیبوغریبم. ولی خب، مگه همه ما یه کم عجیب نیستیم؟»
مارگو رابی | اسکیت روی یخ در حد المپیک
برای بازی در نقش تونیا هاردینگ، اسکیتباز المپیکی که درگیر یکی از جنجالیترین رسواییهای ورزشی تاریخ شد، مارگو رابی باید مهارت اسکیت روی یخ را بهطور حرفهای یاد میگرفت. او برای فیلم "من، تونیا" زیر نظر مربی سارا کاواهارا، پنج روز در هفته، به مدت پنج ماه تمرین کرد. این بازیگر استرالیایی اعتراف کرده است که در تمام مدت تمرینات وحشت داشت که نتواند مهارت کافی را کسب کند و در نهایت، تیم تولید مجبور شود از بدلکاران و جلوههای ویژه بیش از حد استفاده کند.
اما همانطور که میگویند، تمرین مداوم بالاخره نتیجه میدهد. او در مصاحبهای با هالیوود ریپورتر (THR) گفت: «چند هفته مانده به شروع فیلمبرداری، هنوز نمیتوانستم روی لبههای خارجی تیغههای اسکیت تعادل داشته باشم. فکر میکردم که هرگز موفق نخواهم شد. اما بعد، یک روز، همهچیز ناگهان برایم جا افتاد و توانستم آن را درست انجام دهم.»
کاواهارا از پشتکار و عزم رابی برای یادگیری مهارت اسکیت بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بود، بهویژه که او هرگز در زندگیاش روی یخ اسکیت نکرده بود. در نهایت، رابی توانست تقریبا تمامی حرکات اسکیت در فیلم را خودش اجرا کند، بهجز پرشهای خطرناک، که توسط بدلکاران انجام شد. اما تمام تلاشهای او بینتیجه نماند؛ او دقیقا توانست اولین دقیقه از اجرای تونیا هاردینگ در المپیک ۱۹۹۴ را بازسازی کند، و این تصاویر واقعی در فیلم قرار گرفت.
م
مهران باقی
— تهران
متولد ۱۳۶۳ | تهران نویسنده و روزنامهنگار او دانشآموخته رشته علوم ارتباطات اجتماعی است و در این سالها در نشریاتی نظیر هفتهنامه سروش، همشهری جوان، ایراندخت، خطخطی، تماشاگران و... نوشته. او به عنوان نویسنده با برنامههای تلویزیونی خندوانه، سیم آخر و... همکاری داشته است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه