پیرپسر؛ نقد و معرفی فیلم اکتای براهنی
فیلم پیر پسر ساخته اکتای براهنی دومین ساخته این کارگردان است که با بازی درخشان حسن پورشیرازی، لیلا حاتمی و حامد بهداد در بخش خارج از مسابقه جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. بسیاری معتقدند این فیلم بهترین فیلم سالهای اخیر سینمای ایران است. در اینجا نقد و نظر منتقدان را درباره فیلم پیرپسر مرور میکنیم.
خلاصه داستان فیلم پیرپسر
در خلاصه داستان فیلم پیرپسر آمده است: این فیلم درباره دو برادر میانسال علی و رضا (حامد بهداد و محمد ولیزادگان) است که با پدر قلدر و زورگویشان، غلام (حسن پورشیرازی) زندگی میکنند و تحت فشار اقتصادی زیادی قرار دارند تا اینکه رعنا (لیلا حاتمی) وارد زندگیشان میشود... این فیلم بهدلیل صحنههای حاوی خشونت آشکار، محدودیت تماشا برای سنین زیر ۱۸ سال دارد.
بازیگران و عوامل فیلم پیر پسر
فیلم سینمایی پیرپسر دومین فیلم سینمایی اکتای براهنی در مقام کارگردان است. او این اثر را با فیلمنامهای به قلم خود و تهیهکنندگی مشترک بابک حمیدیان و حنیف سروری و با سرمایهگذاری ارسلان براهنی و امیرحسین عبداللهی جلوی دوربین برده است. لیلا حاتمی، حامد بهداد، محمد ولیزادگان و حسن پورشیرازی بازیگران اصلی این فیلم سینمایی هستند. همچنین محمدرضا داوودنژاد، رضا رویگری، فهیمه رحیمنیا و بابک حمیدیان، وحید قاضیزاهدی، علی رحیمی، هژیرسام احمدی، وحید رحمتی، شقایق فریادشیران، آرش آقابیک، مهسا باقری، میثم غنیزاده، مهری کاظمی، آذر محمدی، محمد برنجپور، غلامعلی رضایی، عباس پرنیانی در این فیلم نقشآفرینی کردهاند. عوامل فیلم سینمایی «پیرپسر» بدین ترتیب است؛ مدیر فیلمبرداری: ادیب سبحانی، تدوین: رضا شهبازی و مشاور تدوین: هایده صفی یاری، طراح گریم: بابک اسکندری، طراح صحنه: آناهیتا تیموریان، طراح لباس: آزاده قوام، صدابردار: وحید مقدسی، صداگذار: احسان افشاریان، آهنگساز: حسام ناصری، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: علی جناب، مدیر تولید: وحید رحمتی و مهدی چراغی، جلوههای ویژه میدانی: آرش آقابیک، جلوههای ویژه بصری: سینا قویدل، منشی صحنه: گلنوش انتظامی و فائزه فرزام و عکاس: جواد جلالی.
نقد و بررسی منتقدان درباره فیلم پیرپسر
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
محمد صابری
190 دقیقه سکوتی که کات به یک تشویق ممتد شد؛ این گزارش خلاصهای از مواجهه با فیلمی است که حالا جدیتر از قبل میتوانیم درباره چرایی محرومیت از تماشایش در بخش اصلی مهمترین رویداد سینمای ایران، بپرسیم و تن به هیچ توجیهی برای آن ندهیم! اکران ویژه «پیر پسر» غافلگیرکنندهترین اتفاقی است که در حافظه همه ما حک میشود تا سالها بعد به نشانی آن جشنواره فجر سال 1403 را به یاد بیاوریم.
فیلمی که صادقانه انتظارش را از کارگردان فیلم ضعیف «پل خواب» نداشتیم اما اکتای براهنی، ثابت کرد که میتوان درجا نزد و اثری خلق کرد که بالغبر سه ساعت مخاطبش را روی صندلی سینما میخکوب کند. «پیرپسر» در سالن سینما به پایان نمیرسد و همزمان با سرکشیهای دوربین به گوشهگوشه خانهای که دقایقی در آن از ته دل خندیده بودیم و دقایقی بعدتر حجم خشونت لانه کرده در زیرپوست ساکنانش مبهوتمان کرده بود، خراشهایی به ذهنمان انداخت که تا ساعتها بعد از تماشا، بهدنبال مرهمی برای آن بودیم. تعمد دارم که داستان فیلم را تشریح نکنم چرا که اینجا پای «قصه» درمیان نیست و این «سینما» است که معجزه میآفریند و مخاطب را مسحور خود میکند.
«پیرپسر» را برای هیچکس نباید تعریف کرد؛ این دقیقا همان نسخهای از یک تجربه سینمایی است، که فقط باید آن را دید و چه ظلمی است اگر مخاطبان سینمای ایران همچنان از فرصت این تجربه ناب محروم بمانند و اکران عمومی فیلم به تأخیر بیفتد. دنیایی که «پیرپسر» آفریده است، از جنس واقعگرایی این سالهای سینمای ایران نیست و همزمان نسبتی هم با خیالپردازیها و شیرینیهای رویاگونه ندارد. این دنیایی است که «شر» در آن حکمفرمایی میکند و حتی برای عاشق شدن هم ممکن است از «خوب بودن» پشیمان شوید! این دنیایی است که بیش از آنکه از جنس سیاست و اجتماع و اقتصاد باشد، از جنس «ماهیت انسان» است و عجب موجود پیچیدهای است انسان!
۳ نکته از فیلم:
- حیرت از قدرت بازیگری حسن پورشیرازی
- شخصیت پیچیده و غریب رعنا (با بازی تماشایی لیلا حاتمی)
- سکانس تماشای مستند فرازمینیها در تلویزیون نیمهسوخته!
نسیم قاضی زاده
حسام ناصری را بیش از آنکه به موسیقی فیلم بشناسیم، به آثاری که در مقام آهنگساز طی چند سال اخیر برای علیرضا قربانی نوشته است میشناسیم. او طی همین چند سال کارهایی بسیار خاصص برای قربانی انجام داد و نه تنها توانست قطعات ماندگار و ملودیهای خاطرهانگیزی بسازد بلکه افزایش چشمگیر مخاطبان قربانی در داخل و خارج از ایران نشان از موفقیت او در این زمینه داشت.
اما در حوزه موسیقی فیلم، او نزدیک به چهارسال است که در این عرصه حضور دارد، آهنگسازی روزی روزگاری آبادان (حمیدرضا آذرنگ)، تابستان همان سال (محمود کلاری) سریال سرگیجه (بهرنگ توفیقی) و در جشنواره امسال هم بازی خونی ( حسین میرزامحمدی) را عهدهدار بوده است. در کنار اینها موسیقی چند فیلم کوتاه را هم کار کرده است.
اما اگر حسام ناصری را به واسطه موسیقیهای ترانهها تصنیفها میشناسید، از اساس آن تصور را کنار بگذارید و به تماشای پیر پسر بروید. موسیقی پیرپ سر به واسطه قصه و آشفتگیهای ذهنی و رفتار شخصیتهایش، موسیقیای است که توامان فضای الکترونیک و آکوستیک را به هم پیوند داده است. اما در این میان به خلق قطعاتی شگرف انجامیده است که با صداهای دیستورت شده به سبک تکنیکهای موسیقی معاصر پریشان احوالی موقعیت فیلم و شخصیتها را روایت کرده است.
در کنار این صداهای مدرن، موسیقی چند ترک طولانی دارد که از قضا نه تنها فیلم را از ریتم نمیاندازد بلکه به فهم و دنبال کردن آن بیشتر کمک میکند. این چند قطعه که در موقعیت های خاصی از آنها استفاده شده است در فضای رمانتیک و تماتیک هستند. همین آرامی آنها و ساده بودن دنبال کردنشان برای گوش مخاطب باعث شده است تا آن چند سکانس از جمله حضور پدر در خانه رعنا و بعد ترک خانه و ایستادن علی در میانه کوچه و وصل آن به رقص شمشیر شادی پدر بیادماندنی شود. با این وجود، ناصری ماهیت موسیقی فیلم را با تمامیی فراز و فرودهای قصه رعایت کرده است، برای دوئل پدر و پسر قطعههایی در فضای اکشن نوشته و برای زمانی که جوانترها در میهمانی مشغول استعمال مواد مخدرند، سراغ موسیقیهای الکترونیک رفته. برای صحنه قبر کندن پدر موسیقی وحشت نوشته و برای عشق موسیقی رمانتیک. حتی در موقعیت هایی سراغ سلوی ویولنسل رفته که بارزترین سکانس آن، سکانس حضور پسر کوچک تر (رضا) در آرایشگاه مادرش در زیرزمین نور و پر از تار عنکبوت است.
مهم ترین ویژگی موسیقی پیرپسر که او را به یک اثر منحصر به فرد بدل کرده است، حضور متفاوت، قطعات اریجینال، ملودی جااندار و قوی و نهایتا انسجام معنادار آن است. امید که حسام ناصری فعالیتش را در حوزه موسیقی فیلم گسترده تر و بیشتر کند.
سهامالدین بورقانی
اولین سکانس «پیرپسر» مخاطب را بهسرعت به جهان مهیب فیلم پرتاب میکند و فیلم از همین نقطه چنان نفسگیر شروع میشود و صورتمسألهای دشوار طرح میکند که البته در آن گریزی از تقدیر نیست. ویرانهای که خانه نام دارد، عتیقهفروشی چرکینی که پر از نفسهای مردانِ تاریخگذشته است و مردسالاری پررنگی که در تاروپود فیلم درهمتنیده شده و صورت نمادین هم پیدا میکنند همه محصول هنرمندی است که داستان را رج به رج، یا حوصله و وسواس زیاد یافته است. مردانی که بهدنبال عشق، هویت و نوری هستند تا تاریکخانهشان روشن شود و زنانی که یا قدرت رهایی از دایره تنگ و تیره سنت را ندارند و یا قربانی میشوند؛ همه اینها نتیجه دنیای مردسالاری است که جز تباهی عایدی دیگری ندارد. نه عشقی به سرانجام میرسد و نه ارادهای میتواند اندکی از نفرینشدگی این ویرانه و ساکنانش بکاهد؛ پول اما تا بخواهی هست و با گشادهدستی تمام خرج میشود، اما سعادتی در کار نیست.
«پیرپسر» سه ساعت تمام نفس همه را در سینهها حبس کرد و کسی پلک نزد و با تمام وجود فیلم را دیدند. میزانسنهای دقیق، فیلمنامه پاکیزه، دیالوگهای پینگپنگی جذاب، شخصیتهای درست، فیلمبرداری استاندارد و حرفهای، بازیهای دقیق و حتی تیتراژ کمنظیر که تازه برای خودش نقطه اوج بود، چنان همه را مبهوت و متحیر کرده بود که نه کسی دوست داشت فیلم تمام شود و نه سالن را ترک کند. براهنی با این فیلم استانداردها را بالا برده و دستاوردهای بسیار مهمی نصیب سینمای ایران کرده است. هرطور شده باید تلاش کرد تا فیلم روی پرده بیاید وگرنه ظلمی بزرگ در حق سینماست.
۴ نکته از فیلم:
- فیلمنامه و درام روانشناختی دقیق و کمنقص
- بازیهای فوقالعاده و بازی بینظیر حسن پورشیرازی
- ترسیم درست جهان فیلم به همراه ریتم خوب
- جسارت، وسواس و دقت بالای کارگردان
محمد جلیلوند
سینما به عنوان هنر هفتم به شدت وام دار ادبیات بوده و بخش مهمی از بهترین فیلم های تاریخ سینما را رقم زده اند. اتفاقی که در سینمای ایران به ندرت رخ داده و دلیل آن هم ترس فیلمساز از قضاوت و قیاس بوده است. شب گذشته فیلم سینمایی (پیر پسر) ساخته اکتای براهنی که در بخش ویژه برای اهالی رسانه به نمایش درآمد، جزو شاخص ترین این آثار است که ردپای ادبیات در فیلمنامه پروپیمان آن کاملا مشخص است.
روایتی سه ساعته از زندگی پدری لاابالی و عیاش با دو پسرش که هر کدام از یک مادر هستند. براهنی که در پل خواب اقتباسی آزاد از جنایت و مکافات را انجام داده، در پیرپسر سرصبر قصه اش را شروع کرده و با معرفی شخصیت های اصلی (غلام،علی و رضا) به نقطه عطف اول می رساند.
در نیم ساعت بعدی کلنجارهای پدر و پسرها ادامه پیدا کرده و شخصیت های فرعی همچون دوست هم منقلی غلام معرفی می شوند که نقش مهمی در نیمه دوم کار دارند. با ورود رعنا به داستان در دقیقه هفتاد فیلم، قصه وارد فاز تازه ای شده و یکی از عجیب ترین قصه های روایت شده در سینمای ده بیست سال اخیر کلید می خورد. پیرپسر زیرمتن های فوق العاده ای داشته و به قدری جزئیات دارد که برای پی بردن تمام و کمال به آن باید بیش از یک بار به تماشای آن نشست.
۳ نکته از فیلم:
- فیلمنامه حیرت انگیزی که سه ساعت تماشاگر را میخکوب می کند
- بازی فوق العاده و در حد استاندارهای جهانی حسن پورشیرازی
- بهترین فیلم سال
محمد تقیزاده
با توجه به پیشینه ادبی اکتای براهنی و پدرش، فیلمی به شدت ادبی است به این معنا که تمام اجزایش از قهرمان تا ضد قهرمان و شخصیتها از ادبیات داستانی کلاسیک وام گرفته شده است. فیلم با مثابه یک رمان داستانی فصل معرفی شخصیتها دارد، تعلیق بین پدر و پسر ایجاد میکند، عشق میافریند و رابطه عاشقانه را تصویر میکند و در نهایت کشمکش را دستمایه درام خود قرار میدهد تا ردپای ادبیات کلاسیک ایران و جهان به شکلی واضح در فیلم هویدا شود.
بازی حسن پور شیرازی از مهمترین وجوه فیلم است، نقشآفرینی که نه تنها بهترین بازی پورشیرازی بلکه یکی از بهترین بازیهای تاریخ سینمای ایران است. یک بدمن واقعی و باورپذیر امروزی که به عنایت شخصیتپردازی در فیلمنامه و هدایت اکتای براهنی به کارکتری شیطان صفت و باور پذیر بدل میشود که ساعتها پس از تماشای فیلم از یاد تماشاگر نخواهد رفت.
براهنی در سه ساعت و ده دقیقه فیلم خود فقط قصه نمیگوید و جهان خلق میکند. جهانی باورپذیر و با جزییات که لاجرم همراهی آن ممکن میشود و تماشاگر میخکوب به تماشای این پرفورمنس واقعی و پر فراز و فرود مینشیند.
ساعتها درباره درام شخصیتها بازیها و روابط آنها میتوان حرف زد و نوشت اما به طور تیتروار از مهمترین ویژگیهای فیلم پیرپسر میتوان به کارگردانی درجه یک و پخته اکتای براهنی، فضای گرم و گیرای فیلم، بازیهای درجه یک به خصوص پورشیرازی و عوامل محیطی از جمله صدا، نور، طراحی صحنه، موسیقی و فیلمبرداری آن اشاره کرد که جملگی در اختیار یک کل واحد قرار گرفته و مضامین فیلمنامه را انتقال دادند.
۳ نکته از فیلم:
- بازی پورشیرازی
- نقش ادبیات در فیلم
- پیشرفت کارگردانی
سید مهرزاد موسوی
نوشتن از فیلم پیرپسر در ۲۵۰ تا ۳۰۰ کلمه آن هم بدون آنکه بتوان مثال و نشانهای از درون جهانِ فیلم آورد (تا لو نرود و لذت تماشایش برای مخاطبان از بین نرود) کار دشواری است. از سویی، بعید نیست که همه اظهارنظرهای ما حاصل یک اعراق یا جوگیری بزرگ (از نوع خوبش) باشد و باید گذاشت فیلم به درستی در ذهن تهنشین شود. اما با همه این خودداری از تعریف و تمجید، به مرور چند فکت در حین و پس از تماشای فیلم اشاره میکنم؛
شما یک فیلم ایرانی دیگر نام ببرید که پس از ۳ ساعت، نگران باشید که نکند تمام شود!؛ این حاصل ریتم خوب، قصهگویی درست و وارد کردن و درگیر کردن مخاطب در جهانِ روایی داستان است. فیلمی که در کنار مضمون جسورانهاش، ساختار دقیقی برای ارائه مضمونش دارد و به غایت «سینما» است؛ اکتای براهنی در پیرپسر از مد این روزهای ما در سینمای اجتماعی (مثل استفاده نکردن از موسیقی یا دور بودن دوربین از کاراکتر برای واقعنمایی بیشتر و...) فاصله گرفته و از همه ابزار و ترفندهای سینمایی برای انتقال حس و مفهموش دریغ نمیکند. برای همینهاست که قاببندیها، فضاسازی، طراحی صحنه و حتی نور در فیلم پیر پسر به چشم میآید و موسیقی متنش، هم مزاحم فیلم نیست و هم شنیده میشود.
بازی حسن پورشیرازی و ساختن یک هیولای فراموشناشدنی در سینمای ایران شگفتانگیز است؛ زمان بالای فیلم، زمینهسازیهای دقیق در فیلمنامه و ظرفیت کاراکتری که براهنی در اختیار او قرار داده بود، باعث شد تا شخصیت «غلام» همه را میخکوب کند. به واقع اختلاف پورشیرازی با بقیه نامزدهای نقشاولهای مرد این جشنواره بیش از یک سیمرغ است... اما در کنار او بازی تکتک بازیگران -از حامد بهداد تا لیلا حاتمی، محمد ولیزادگان و...- نباید فراموش شود. اگرچه بهداد نقش مردم آرام را پیش از این هم بازی کرده است، ولی حدود مشخص شده در نقش «علی» از تعریف تا انفجار، همه ظرفیت بازیگری او را به کار گرفته است. قرار دادن او کنار بازیگر گمنامی چون ولیزادگان در نقش «رضا» از ریسکهای جوابداده براهنی بوده است.
فیلمی که مطمئنم یقه مخاطبش را رها نمیکند، با تیتراژ شگرف فیلم، به پایان نمیرسد و تا ساعتها با او همراه میشود. فیلمی که باید در حوصله بیشتر، فرصت مناسبتر و البته مثالهای بیشتر از درون فیلم، دربارهاش حرف زد.
غر نمیزنم؛ در دوره بدی بهسر میبریم که مخاطبان سینما به جمع کمدیپسندان محدود شده. البته خوراک دیگری هم برای این سینمای مهجور و مخاطبانش باقی نمانده است. چندین و چند سال است که جسارت در سینمای ما فراموش شده، کسی برای استانداردهای بالاتر دورخیز نمیکند، مگر یکی دو سینماگر تجربه جدید رقم بزنند و با محدودیت دیده شوند. حالا نمایش عمومی پیرپسر میتواند یک برگ برنده یا یک ساز مخالف در این سینما و برای مخاطبان سینما باشد. حیف است آن کلوزآپ دیدنی از چهره پورشیرازی در سکانس پایانی فیلم را روی پرده بزرگ نبینیم. به سینما و مخاطبانش رحم کنید.
۳ نکته از فیلم:
- بازی ۳ سیمرغه حسن پورشیرازی
- میزانسنهای درجه یک فیلم
- جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۳ با پیرپسر به یاد خواهد ماند؛ حالا چه در بخش مسابقه باشد، چه نباشد. این است جادوی سینما
احسان طهماسبی
از همان فیلمهایی که میتوان با رویکردهای متعدد نقد و تحلیل به سراغش رفت و انتظار این را داشت که به اثری کالت در سینمای ایران بدل شود. فیلمی که با کمک نقشآفرینی درخشان گروه بازیگرانش (به ویژه حسن پورشیرازی)، ارجاعات زیادی به شاهکارهای مهم ادبیات جهان دارد و یکبار دیگر لزوم اهمیت و توجه به اقتباس را به سینمای ایران یادآوری میکند.
بدون اغراق با یک تدوین هوشمندانه، پیرپسر در صدر لیست بهترین فیلمهای دهه اخیر سینمای ایران قرار خواهد گرفت و جایگاه اکتای براهنی را به عنوان کارگردانی که در فاصله شش سال (از زمان کارگردانی فیلم پل خواب) ره صد ساله را طی نموده تثبیت خواهد کرد. طولانیترین فیلم سینمای ایران در زمان سه ساعته خود با معجزه سینما مخاطب را سحر کرده و جسورانه تماشاگر را به صندلی میخکوب میکند. سینمای ایران باید امیدوار باشد که ضمن ایجاد شرایط اکران برای این اثر فاخر و خروج فیلم از محاق توقیف، شرایط لازم برای تولید فیلمهایی با این سطح کیفی فراهم شود. نقد مفصل پیرپسر هم بماند برای همان روز.
۲ نکته از فیلم:
- ای کاش برخی مسئولین فرهنگی ما دست از سماجتهای مغرضانه برداشته و جسارت ایستادن پای آثار فاخر را داشته باشند.
- مردی که قانون نداشته باشه پسر باقی میمونه (از دیالوگهای فیلم)
اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳
پوستر و عکس های فیلم پیر پسر
پوسترهای بینالمللی فیلم پیرپسر هم اینهاست؛

دیدگاهها
ارسال دیدگاه