رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

نرو عزیزم من دارم بیمه عمر

Afshin Akhgar |
ما هنوز عاشق جشنواره هستیم و مصائب همیشگی‌اش را تاب می‌آوریم. لابد رسالت ما این است که سخت‌جان باشیم، انگار به‌خاطر کوزه به سرها که داداشی در آخر فیلم پری می‌گفت زخمی و از نفس‌افتاده هم که باشی باید بخاطرشان دوام بیاوری، دوام می‌آوریم. برای این تاب‌آوری البته بهانه‌ها و ذوق‌زدگی‌هایی هم کشف می‌کنیم و این چند جمله برای همین‌ها است، برای اینکه ما با بیمه عمر معجزه سینما از راه بیرون نرویم و بمانیم.

همه چیز درباره چهل و سومین جشنواره فجر

یک خب جشنواره‌ای که پوراحمد و مهرجویی و فرهادی و بنی‌اعتماد ندارد باید برای درخشش تازه کارهایش دست به دعا باشد. امسال اما می‌توان با اطمینان گفت که تا همینجای جشنواره و با فیلم‌های رها و فریاد، دو فیلم‌اولی درخشان پا به حلقه کارگردانان خوش‌ذوق سینمای ایران گذاشته‌اند. حسام فرهمند و محمدرضا اردلان از همین حالا باید با آرامش کامل و بدون دغدغه‌های مضحک بوروکراتیک و مالی، فیلم‌های بعدی‌شان را بسازند.   دو باید برای سعید آقاخانی و غزل شاکری و نازنین بیاتی دسته‌گل‌های قدردانی فرستاد.سعید آقاخانی در ناتور‌دشت چنان درخشان است که هر لحظه حسرت کوتاه‌بودن نقشش را می‌خورید و غزل شاکری که همیشه عاشق‌پیشه و رمانتیک بود چنان جدی و خشمگین و البته ساکت است که بدون او فیلم رها قابل تصور نیست. نازنین بیاتی هم که همیشه در فیلم‌های کمدی رخ فروخته در لاک‌پشت یک بازآفرینی خواستنی دارد. دختر آقای دکتر در لاک‌پشت از لاک تکرار بیرون آمده‌است.   سه هرچند که باید برای چاپ محدود و به واقع ناپیدای بولتن جشنواره افسوس خورد و برای اینهمه بی ذوقی و تکرار ، خیلی جدی با برگزارکنندگان جشنواره گفتگو کرد اما همین که بخاطر شرایط تازه در نهادهای تصمیم‌گیر دولتی، بساط شب‌نامه‌ها و بیخودنامه‌هایی جمع شد که مدیرانشان با بودجه بیت‌المال و با بچه‌محل‌هایشان به فیلم‌های بی‌ستاره، ستاره‌های طلایی می‌دانند و گمان می‌کردند که نقد و روزنامه نگاری و سینما با آنها وارد دوران تازه ای شده، باید خوشحال بود.
# جشنواره فیلم فجر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه