آواز ناخوش از دور
Afshin Akhgar
|
سلام و بفرمایید جشنواره فیلم فجر. جشنوارهای که رشحههایش این روزها از کوزه نمایشهای خصوصی در دفاتر سینمایی و سالنهای جمع و جور ارگانها و سازمانها بیرون زدهاست.
اول- به شهادت تاریخ جشنواره، حرفهای درگوشی هیات انتخاب و آنهایی که سرشان در تشخیص فیلم درست از آببندیهای مرسوم این روزها به نام سینما، به تنشان میارزد مثل همه جشنوارههای پیشین، امسال هم سالن برج میلاد شگفتی و برگ برنده دارد.
همه چیز درباره چهل و سومین جشنواره فجر
دوم- بعضی فیلمها از همان بدو در تنور نمایش قرار گرفتن فریاد میزنند که شکار دندانگیری نیستند که هیچ، بیربط و آبکی و پرت هم هستند. اصلا نمیخواهم برنامه افزایش دشمن با خودم را دوباره در میانه این کلمات نصب کنم و فقط به یک مثال میرسم که آخر خدا پدرتان را بیامرزد این پول بیتالمال را صرف ساخت فیلمی نکنید که حتی از یک گریم سادهاش هم عاجزید. آخر وقتی جماعت فیلمبین قرار است شمایل مردانی را ببینند که در این روزگار بمباران تصویر و فیلم و دیتا، هر کدامشان حتی تیکهای صورت و فرم بدن و بیان سوژههای تاریخی را بارها دیدهاند چرا باید دلخوش کنند به شباهتسازی زورکی در گریمی که فقط لباس و عینکش به کاراکترها شباهت دارد.... سوم – خب میدانید جشنوارهای که دربارهاش حرف میزنیم و مینویسیم جشنواره فیلم است و نه جشنواره سریال و از آب کره گرفتن و حالا فقط اینقدرش را یک سینمایی کنیم تحویل دبیرخانه بدهیم تا بعد. متوجهید؟ جشنواره فیلم فجر. فقط همین را بگویم که سریال پرحاشیه یکی از پیامبران که نسخه کوتاه شدهاش برای نمایش سینمایی در جشنواره حدود سه ساعت است فقط به ماجرای روانه رود شدن نوزاد توسط مادر میرسد و تمام. خب عزیزانی که زحمت میکشید و سریال میسازید و در این متن ،کیفیت کارتان محل بحث نیست، چرا سریالتان را نمیسازید؟
دیدگاهها
ارسال دیدگاه