صدای پای کائنات
موسیقی علت مرگ نامعلوم از جنس خودش است، خاص و عجیب. موسیقی همچون صدای سوتی که از کائنات به صورت دائم در سر شنیده میشود، میآید. آرام، پیوسته و ممتد، آنقدر که ممکن است فکر کنید موسیقیای در کار نیست. صدای موسیقی در آخرین ساخته علی زرنگار، صدایی است آغشته به اصوات محیط، به صداهای ممتد جاده، صدای افکار در هم ریخته و آشفته شخصیتها که با نتهای کشیده شنیده میشود.
صحه اصلی موسیقی در علت مرگ نامعلوم روی ویولن است. موسیقی با سفر آغاز میشود و اولین برخورد تماشاگر با موسیقی، زمانی است که مسافران در ون نشسته و عازم سفری هستند که شاید هیچکدامشان نمیتوانند پیشبینی کنند که در ادامه چه چیز در انتظارشان است. سفر در علت مرگ نامعلوم، از ابتدا قرار نیست سفری تفریحی باشد. فیلم در جادهای اتفاق میافتد بیآب و علف و کویری که مسافران آن سرفا همراه هم نشستهاند تا به مقصدی برسند و بعد از رسیدن، هرکدام شان دنبال زندگیشان بروند. با این حال برنامه سفر روی روال نرمال نمیچرخد و این ابهام از ابتدا تا انتهای سفر با آنها همراه است. صدای این ابهام را با نتهای کشدار ویولن و موسیقی افکتیو میتوان ردیابی کرد. لحظاتی که تک نتهای زنگدار نواخته میشوند و هنگدرام انگار صدای زنگظهای طمع و توطئهای که در ذهن شخصیتها میچرخد را به موسیقی بدل میکند.
فیلم علت مرگ نامعلوم؛ معرفی، اطلاعات و نقدها
عیسی حبیبزاده که در زمره آهنگسازان کمتر شناخته شده است، تا به امروز هرچند در حوزه ساخت موسیقی فیلم و سریال فعالیت داشته است اما در کلیتِ فعالیتهای او میتوان رد پررنگ طراحی و تدوین صدا را پیدا کرد. او در زمینه صداسازی فعالیتهای زیادی داشته است که در تئاتر و ساخت موسیقی تیزر نیز خودنمایی میکند. حبیبزاده در کارنامهاش ساخت آثاری همچون سریال سودا، فیلم سینمایی نمور، ساخت موسیقی چندین تئاتر و ساخت موسیقی تیزر را دارد. شاید آشناترین نامی که از این حوزه به موسیقی فیلم آمد و در این راه موفق شد، بامداد افشار بود که سالها در حوزه تئاتر، در فعالیتهایی همچون طراحی و تدوین صدا و صداسازی فعالیت داشت. هرچند آنطور که از صفحه مجازی حبیبزاده برمیآید دستی هم در اجرای موسیقی باکلام دارد.
صحه اصلی موسیقی در علت مرگ نامعلوم روی ویولن است. موسیقی با سفر آغاز میشود و اولین برخورد تماشاگر با موسیقی، زمانی است که مسافران در ون نشسته و عازم سفری هستند که شاید هیچکدامشان نمیتوانند پیشبینی کنند که در ادامه چه چیز در انتظارشان است. سفر در علت مرگ نامعلوم، از ابتدا قرار نیست سفری تفریحی باشد. فیلم در جادهای اتفاق میافتد بیآب و علف و کویری که مسافران آن سرفا همراه هم نشستهاند تا به مقصدی برسند و بعد از رسیدن، هرکدام شان دنبال زندگیشان بروند. با این حال برنامه سفر روی روال نرمال نمیچرخد و این ابهام از ابتدا تا انتهای سفر با آنها همراه است. صدای این ابهام را با نتهای کشدار ویولن و موسیقی افکتیو میتوان ردیابی کرد. لحظاتی که تک نتهای زنگدار نواخته میشوند و هنگدرام انگار صدای زنگظهای طمع و توطئهای که در ذهن شخصیتها میچرخد را به موسیقی بدل میکند.
اصلیترین ویژگی موسیقی علت مرگ نامعلوم را باید در ترکیب صداهای محیطی با موسیقی دانست. شاید هر ترفند دیگری برای فیلمی از جنس خلوت و آرام و طبیعتمحور علی زرنگار با غیر از این در تداخل بود و حتی برای حسبرانگیزی مخاطب هم مزاحمت ایجاد میکرد چرا که علت مرگ نامعلوم بیش از آنکه بنا داشته باشد که حس تماشاگرش را درگیر کند، فکر او را درگیر داستان میکندعلاوه بر اصلیترین صدای موسیقی که صدایی است از رازآلودگی این سفر و همراهی مرگ همسفر ناشناس و پولهای هنگفتش، وسیقی به صورت لحظهای نیز همراه فیلم است اما نه به آنصورتی که تور کنید مموسیقی با ملودیهای آب و تابدار روی فیلم شنیده میشود! نه...همچنانکه سبک و سیاق فیلم هم این نیست. اما مثلا در لحظاتی که هیجان قصه با آمدن پلیس بالا میرود، رنگ موسیقی هم تغییر میکند یا زمانی که همسفران در حال برنامهریزی برای دفن جنازه و خلاص شدن از آن هستند، موسیقی به هیجان آغشته میشود و میتواند صداهای اکشنتر و ضربدارتری در آن شنید. اصلیترین ویژگی موسیقی علت مرگ نامعلوم را باید در ترکیب صداهای محیطی با موسیقی دانست. شاید هر ترفند دیگری برای فیلمی از جنس خلوت و آرام و طبیعتمحور علی زرنگار با غیر از این در تداخل بود و حتی برای حسبرانگیزی مخاطب هم مزاحمت ایجاد میکرد چرا که علت مرگ نامعلوم بیش از آنکه بنا داشته باشد که حس تماشاگرش را درگیر کند، فکر او را درگیر داستان میکند. بعید است شما نیز اگر به تماشای این فیلم رفته باشید، در زمان خروج از سالن سینما از خودتان سوالهای متعددی نپرسیده باشید. مثلا نپرسیده باشید که اگر شما در این موقعیت قرار میگرفتید چه میکردید؟ یا جزو کدام دسته قرار میگرفتید. از این حیث، علت مرگ نامعلوم قرار است که در ذهن شما سوالات متعدد ایجاد کند و برای این سوالها، موسیقیای از جنس خود و از جنس این ابهامهای پرشمار میطلبد.
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه