رفتن به محتوای اصلی
معرفی فیلم

معرفی و نقد فیلم بازی خونی

Afshin Akhgar |
معرفی و نقد فیلم بازی خونی
فیلم بازی خونی دومین فیلم حسین میرزامحمدی است که سال 1401 با فیلم کت چرمی در جشنواره فیلم فجر حضور داشت. در اینجا نگاهی به متن و حواشی این فیلم می‌اندازیم.

اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳

خلاصه داستان فیلم بازی خونی

در خلاصه داستان رسمی فیلم بازی خونی که مقطعی از تاریخ معاصر را روایت می‌کند، آمده است: «باید منطقی تصمیم بگیریم، نه احساسی، جنگ عقل سرد می‌خواد...» فیلم درباره دوره‌ای از تاریخ سیاسی ایران است کمونیست‌ها قصد دارند تا با فتح شهر به شهر و درگیری ایران در جنگ عراق، زمینه‌های تجزیه و سقوط را فراهم کنند و اولین اقدام از آمل است.  

نقد و بررسی فوری فیلم بازی خونی

این نقد و نوشته‌ها، نظر کوتاه ولی دست‌اولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آن‌ها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست.

احسان ناظم‌بکایی

\"احساناینکه بعد از ۴۳ سال سینما سراغ این موضوع رفته است، اتفاق جالبی به شمار می آید. آمل تنها شهریست که واقعه و نام آن در وصیت نامه امام خمینی آمده است و عدم پرداخت به آن در ۳۶ سال اخیر نیز عجیب به نظر می رسد. از این منظر، فیلم سراغ سوژه بکری رفته است اما نتوانسته همین سوژه را که دفاع مردم آمل و لقب هزار سنگر این شهر را نشان بدهد. اصلاً مردم عادی در جریان درگیری ها حضور ندارند ما اصلا شاهد سنگربندی خیابانی نیستیم. مساله دیگر اینکه سازندگان فیلم پیش فرض شان این بودا است که مخاطب فضای آن زمان و گروه بندی ها را می شناسد. ما اصلا نمی دانیم در چه زمانی سیر می کنیم. همه چیز روست و هر چقدر به در و دیوار شهر، آرم سپاه و عکس امام و پرچم مذهبی زده اند در دل جنگل هم پر از پرچم داس و چکش و عکس مارکس است. زنان عملاً نقشی ندارند و نقش های مینا و فرح هم بیشتر تزیینی به نظر می رسد. نهایتا بازی خونی فیلمی طولانی با پیچیدگی دیالوگی و حجم اطلاعات بالاست. ۳ نکته از فیلم:
  • پیش از ورود به سینما، ۴ واحد تاریخ معاصر بخوانید
  • در جنگ جهانی هم اینقدر شلیک نبود
  • چرا از سر همه تفنگ ها آتش بیرون می زد؟ حتی آنها که عقب بودند به پشت سر هم سنگری خودشان شلیک می‌کردند
\"فیلم

سید مهرزاد موسوی

\"سید همین اول دعا/نفرین کنیم به جان محمدحسین مهدویان که با ساخت «ماجرای نیمروز» کار یاد بقیه داد تا اتفاقات سیاسی را چطور تبدیل به یک پروژه سینمایی و ارگان‌پسند کنند. پلات فیلمنامه، پلات ماجرای نیمروز است؛ با همان پیچیدگی‌نمایی‌ها، کاراکتری که چریک کاربلد کله‌خری است، دختری که از عشقش سواستفاده می‌کند برای نفوذ، قهرمانی که از اول تا آخر بدون اشتباه راه درست را می‌رود و نیروی اطلاعاتی که مو را از ماست می‌کشد و... حالا همین پلات، قرار است ماجرای تلاش برای تصرف شهر آمل را روایت کنند. مشکل این کپی‌کاری (غیر از سطح نازل اجرا و قدیمی بودن و قابل حدس بودنش) اینجاست که «مردم» در قیام مردمی شهر آمل علیه کمونیست‌ها (جز یک دیالوگ و عکس‌های تیتراژ پایانی) نقش خاصی ندارند، مشکل این است که برای شهری که به هزار سنگر مشهور است، تصویر ساخت یک سنگر هم نمایش داده نمی‌شود! مشکل این است که وسواس در نور و تصویربرداری، توجه را از جزئیات منحرف کرده؛ مثلا با توجه به جهت شلیک‌ها در هنگام جنگ نهایی، تلفات نیروی‌های مدافع شهر باید خیلی بیشتر از این‌ها باشد! مشکل اصلی نگارنده این نیست که چقدر برای این فیلم هزینه شده یا ارگان‌ها چرا پولشان را اینقدر راحت خرج می‌کنند یا چه و چه، ایراد اینجاست که ظرفیت سینمای ما، «یکبار» پرداختن به این قبیل موضوعات است و چرا این «یکبار» اینقدر ساده، دم‌دستی، تکراری و ناامیدکننده شده است؟ ۳ نکته از فیلم:
  • موسیقی مداومو قطع‌نشدنی حسام ناصری؛ کاش تصنیف بسازد
  • مشکل دراماتیزه نشدن در این فیلم هست؛ چیزی که در این جشنواره زیاد خواهید شنید
  • تقریبا با اطمینان می‌شود گفت بازی همه بازیگران بد است

سعیده نیک‌اختر

\"سعیدهفیلم برگرفته از یک اتفاق تاریخی در سال ۶۰ است که بعد از گذشت ۴۳ سال به آن پرداخته شده. در ورودی شهر آمل مازندران، با واژه شهر هزارسنگر روبرو می‌شویم که اشاره به همین اتفاق تاریخی دارد. حمله مجاهدین و حزب کمونیست به مردم شهر به منظور در دست گرفتن شهر و براندازی انقلاب، خطر بزرگی برای نظام نوپا بود که با کمک و همراهی بسیج و مردم در نطفه خنثی شد. تجربه نشان داده سوژه‌های تاریخی اینچنینی در سینمای ایران خوب جواب می‌دهد و مخاطب را با برگی از تاریخ کمتر روایت شده مواجه می‌کند کما اینکه بسیاری از منتقدین جوان در برج میلاد اصلا خبری از این اتفاق در سال 60 نداشتند. اما پرداخت غلط فیلم، تدوین اشتباه و تایم بسیار طولانی فیلم به آن لطمه بزرگی زده بود. ضمن اینکه تکرار اشتباه، اشتباه بزرگتری را به بار می‌آورد. سیمرغ بهترین بازیگر مرد سال گذشته به ارسطو خوش‌رزم، اشتباه بزرگ داوران سال گذشته جشنواره فجر بود که کارگردان را به این اشتباه انداخت که می‌تواند نقش‌آفرینی ویژه‌ای در فیلم ایفا کند. بازی بد، میمیک یخ‌زده، ادای کلمات باسمه‌ای و گل درشت خوش رزم، دیالوگ های طولانی و فکر نشده بازی غلط و بی ربطی از او را به نمایش گذاشته بود. شخصیت پردازی ها در سطح باقی مانده و اطلاعات مفید چندانی به مخاطب نمی‌داد. در نهایت برخلاف واقعه تاریخی و چیزی که در فیلم بارها گفته می‌شود تصویری درستی از حضور مردم کنار بسیج و سپاه ارائه نمی‌شود و هزارسنگر بودن شهر آمل فقط در حد حرف باقی می‌ماند. شاید اگر یک ساعت از ابتدای فیلم در تدوین دوباره کم شود با فیلم بهتر و قابل تحمل‌تری مواجه شویم. ۳ نکته از فیلم:
  • بازی خوب سارا حاتمی
  • کلیشه پرتکرار از دست دادن فرزند قهرمان
  • لیندا کیانی چه کاره بود؟

محمد تقی‌زاده

\"محمدبازی‌خونی دومین فیلم حسین میرزامحمدی و دومین فیلم به نمایش درامده در روز اول جشنواره بود که از قضا دو باره قرار است ماجرای گروهک‌های منافقین و کمونیست اوایل انقلاب را دستمایه ماجرای اصلی خود قرار دهد. این تکرار و سیاست‌زدگی اولین مواجهه مخاطب با فیلمی است که چند سال پیش نمونه بهتر و موفق‌تر آن یعنی ماجرای نیمروز از محمدحسين مهدویان را دیده و بعد از چند نمونه دیگر از جمله سیانور ساخته بهروز شعیبی باید مخاطب فیلمی کهنه و تکراری از نظر ایده و سوژه اولیه باشد، همین عدم خلاقیت در ایده‌پردازی نخستین مشکل مخاطب با فیلم است که باید یک فیلم تکراری با دورنمایه سیاسی و امنیتی را تماشا کند. \"فیلم اما سیاسی و امنیتی بودن بازی خونی فقط به آن و کلیتش ضربه نمیزند و مشکل وقتی است که فیلمساز مدام از این شاخه به آن شاخه میپرد و روایتی بی چفت و بست را مدام کش می‌دهد. اینکه ماجرای نفوذ و تحرک گروهک منافقین به یک‌باره به یک داستان عاشقانه پرت می‌شود و بعد از مدتی رها و دوباره و بدون هیچ رجوع و زمینه‌‌ای داستان از ادامه تحرکات این گروهک‌ها سر در میاورد نمونه آشکاری از این بی ‌نظمی و آشفتگی در فیلمنامه است که به طور اشکاری باعث ملال و دلزدگی تماشاگر نیز می‌شود. ارسطو خوش رزم که سال گذشته به خاطر فیلم بهروز افخمی با نام صبح اعدام نامزد و برنده سیمرغ شد امسال در انتخاب و حضورش موفق عمل نکرده و به نوعی وصله ناجور محسوب می‌شود و همه تلاش او برای اینکه باور کنیم که در نقش یک چریک مردمی است به بار نمی‌نشیند و نتیجه‌ای جز هدر رفت بخش طولانی از فیلم با حضور و نقش افرینی وی ندارد. حضور پیام احمدی نیا در فیلم به عنوان یکی از بدترین نقش‌آفرینی‌های او در سینما نیز در ادامه همین انتخاب و بازی‌های ضعیف فیلم است که علاوه بر فیلمنامه و شخصیت‌پردازی نامناسب از کارگردانی ناشیانه نیز ناشی شده است. ۳ نکته از فیلم:
  • انتخاب بد بازیگران ارسطو خوش رزم و پیام احمدی نیا
  • سیاست‌زدگی
  • تقلیدگرایی از مهدویان در فرم و محتوا

محمد جلیلوند

\"محمدتریلرهای سیاسی زیادی در یک دهه اخیر سینمای ایران ساخته شده که بخش مهمی از آنها در بازه زمانی پنجاه و نه و شصت می گذرند. دوره ملتهب سیاسی که منابع مختلفی از آن در دسترس بوده و تماشاگران خاص خود را دارد. فیلم سینمایی (بازی خونی) دومین ساخته سینمایی حسین میرزامحمدی یکی از تازه ترین آنها است که امروز در سالن همایش های برج میلاد روی پرده رفت. فیلمی درباره هجوم افراد اتحادیه کمونیست ایران در پاییز سال شصت به شهر آمل برای به راه انداختن قیامی موسوم به سربداران که با رشادت مردم شهر ناکام می ماند. احمد قهرمان بازی خونی است که همراه با خلیل، رسول و بقیه در صف اول این مبارزه قرار دارند. بازی خونی شروع خوبی داشته و جغرافیای شهری درگیر جنگ پارتیزانی را به خوبی به تصویر کشیده و شخصیت های اصلی اش را معرفی می کند. شک آدم ها به حضور یک نفوذی، ایده امتحان پس داده ای در تریلرهای سیاسی است که بازی خونی نیز از آن بهره گرفته و گره هایی به قصه خود می زند. در عین حال برخلاف اغلب نمونه های مشابه، دوربین خود را به اردوی قطب شر داستان برده و باورپذیری بیشتری به آن تزریق می کند. اما مشکلات فیلم از پرده دوم طولانی آن آِغاز شده و تماشاگر را خسته و کسل می کند. تا جایی که یک ربع نفسگیر پایانی اش هم دردی را دوا نکرده و ضعف های کار را نمی پوشاند. ۳ نکته از فیلم:
  • فیلمبرداری و نورپردازی خوب فیلم به ویژه در سکانس های شبانه
  • مشکل ریتم در فیلمنامه که کندی ریتم حاصل از تدوین نیز آن را کامل کرده است!
  • عدم یکدستی در بازی بازیگران فیلم و اغراق هایی که کاملا به چشم می‌آید

احسان طهماسبی

\"\"بی‌شک اگر نویسنده بیست دقیقه‌ای از فیلمنامه را کوتاه کرده بود و کارگردان در انتخاب بازیگران دقت بیشتری به خرج داده بود بازی خون به فیلم بهتری بدل شده بود. فیلمی که با اشاره به اتفاقات دهه شصت و نمایش رنج های مردم آمل در مواجه با گروه کمونیستی سربداران قصد داشت به رخدادی اشاره کند که سینمای ایران در این سالها کمتر بدان پرداخته و ادای دینی به مردم مازنداران داشته باشد. فیلم از نمایش اتفاقات و رخدادهای درونی هر دو گروه خیر و شر غافل نمانده و نسبت به بسیاری از فیلمهای انقلابی با دورماندن از شعارزدگی و بهره‌گیری از المانهای تکرارشونده، پرداخت دقیق‌تر و منطقی‌تری به اندیشه‌ها، روش‌ها و تاکتیک‌های هر دو گروه دارد. همین رویکرد نیز باعث شده بار اصلی فیلم بر دوش داستان‌پردازی و قصه‌سرایی بیفتد و شخصیت پردازی در این تریلر سیاسی مغفول بماند. ۳ نکته از فیلم:
  • ارگانها و سازمانهای حمایت کننده از یک فیلم، تاثیر و البته دخالت زیادی در جریان ساخت آن اثر دارند. (این نکته برای فیلمسازان جوان بود!)
 

بازیگران و عوامل فیلم بازی خونی

این فیلم به کارگردانی حسین میرزا محمدی و تهیه‌کنندگی سعید پروینی، اثری تاریخی است که در این دوره از جشنواره حضور دارد. ارسطو خوش‌رزم، سارا حاتمی، پیام احمدی‌نیا، مهیار شاپوری، مهدی پتکی، مجید آقاکریمی، لیندا کیانی، شادی مختاری، کیسان دیباج، محمدصادق برقعی، علیرضا گیلوری و محمد موحدنیا در این فیلم مقابل دوربین حسین میرزا محمدی رفته‌اند. این فیلم محصول موسسه فرهنگی هنری انديشه آوینی است.

درباره حسین میرزامحمدی، کارگردان فیلم

حسین میرزامحمدی که پیش از این درام «کت چرمی» را جلوی دوربین برده برد، حالا در چرخشی متفاوت، فیلمی از قیام شهر آمل در اوایل انقلاب را دستمایه تولید اثر قرار داده است. یک درام تاریخی که می‌تواند در حضور پرتعداد درام‌های اجتماعی، بیوگرافی و کمدی، جذابیت‌هایی برای مخاطبان هدف خود به همراه داشته باشد.  

حاشیه‌های فیلم

  • داستان فیلم هم درباره اتفاقات اوایل انقلاب است.
  • در آبان ماه سال 1360 اتحادیه کمونیست‌های ایران معروف به سربداران در جنگل‌های آمل و اطراف آن به منظور خلق یک انقلاب دیگر مستقر می‌شوند.
  • درباره همین ماجرا چند سال قبل فیلم «ماهی سیاه کوچولو» ساخته شد.

شورش آمل و ارتباط با فیلم بازی خونی

بد نیست بدانید که پس از حوادث خرداد ماه ۶۰ و عزل بنی‌صدر، گروهکی شورشی موسوم به سربداران، در نظر داشتند با عملیاتی به نام «قیام فوری» شهر آمل را تصرف کنند. الگو و مدل این گروهک بر اساس تاکتیک جنگ‌های پارتیزانی تحت نظریه‌های نظامی مائو بوده که جنگ را از شهرهای کوچک شروع و به شهرهای بزرگ بکشانند و با این کار و در بحبوحه جنگ تحمیلی، با بازگشایی جبهه سوم، ورق جنگ را به سود خود و صدام برگردانند. شورش سربداران منجر به درگیری در شهرهای شمال کشور شد که در نهایت با ورود خودجوش مردم ناکام ماند و پس از این حماسه مردمی، شهر آمل به «شهر هزار سنگر» شهرت یافت.  

حرف‌های عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر

حسین میرزا محمدی | کارگردان: فیلم قبلی من در ژانر معمایی – جنایی بود، اما این بار تصمیم گرفتم درام تاریخی معاصر را با زیرلایه‌های جاسوسی و معمایی تجربه کنم. تلاش کردم که اشتراکات و تفاوت‌های این دو ژانر را به‌خوبی در فیلم لحاظ کنم. ما تلاش کردیم فضاسازی مبتنی بر اتمسفر داشته باشیم. موسیقی در این فیلم تنها یک عنصر شنیداری نیست، بلکه در خلق جهان فیلم نقش مهمی دارد. ما تصمیم گرفتیم از موسیقی‌هایی که بیشتر برای فضاسازی هستند، استفاده کنیم تا حال و هوای اثر را تقویت کنیم. علاوه بر مستندات تصویری و عکس‌های واقعی از وقایع آن دوران، تحقیقات گسترده‌ای در حوزه جنگ شهری و طراحی میزانسن‌ها داشتیم. منابع مکتوب مختلفی مطالعه شد، از جمله کتاب‌هایی که برخی قابل‌ذکر نیستند. همچنین تحقیقات شفاهی نیز با افراد مرتبط انجام گرفت تا روایت فیلم به واقعیت نزدیک باشد. مسعود هاشمی‌نژاد | نویسنده: بازی خونی اثری درام تاریخی است که در کنار استنادهای تاریخی، بخش‌هایی از آن با تخیل و پرداخت دراماتیک همراه بوده تا بار احساسی و تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد. ارسطو خوشرزم | بازیگر:  من تاکنون در آثار متعددی با موضوعات مختلف بازی کرده‌ام، اما این فیلم برایم جذابیت خاصی داشت، زیرا به یک واقعه کمتر پرداخت‌شده اشاره دارد. امیدوارم این اثر بتواند به‌عنوان یک مرجع سینمایی برای روایت یک واقعه تاریخی مطرح شود. این موضوع بسیار بکر بود و به قائله آمل می‌پرداخت دوست داشتم در فیلمی باشم که اگر در جایی از این قائله تاریخی اسم برده شد از تنها فیلمی که درباره آن ساخته شده نیز یاد شود. \"خرید سارا حاتمی | بازیگر:  همواره زیستن در شخصیت‌هایی که فاصله زیادی با سیستم شخصی و زندگی واقعی من دارند، برایم جذاب بوده است. علاقه‌مندم که نقش‌های متفاوت را تجربه کنم و از تکرار کارهای مشابه پرهیز کنم. حضور در این فیلم یکی از چالش‌برانگیزترین تجربه‌های بازیگری من بود، اما درعین‌حال بسیار لذت‌بخش. تفاوت اصلی این نقش با سایر نقش‌هایی که تاکنون ایفا کرده‌ام، همین فاصله عمیقی است که میان شخصیت من و این شخصیت وجود دارد. شادی مختاری | بازیگر: من همیشه به فیلم‌های تاریخی، به‌ویژه تاریخ معاصر، علاقه داشتم. مطالعات زیادی در این زمینه داشته‌ام و همین امر کمک کرد که ارتباط بهتری با نقش خود برقرار کنم. سال گذشته نیز تجربه‌ای مشابه داشتم و بازی در چنین نقش‌هایی برایم چالش‌برانگیز و جذاب است. کیسان دیباج | بازیگر: کارهای این چنینی چون در واقعیت اتفاق افتاده و مصداق دارد، بسیار جذاب است و در ابتدای کار یک متن خوب می‌خواهد که به نظرم نویسنده کار از پس آن برآمده است. پیام احمدی‌نیا | بازیگر:  گروه بسیار خوبی داشتیم و چند ماه در جنگل‌های شمال کار کردیم. شخصیت خلیل ما به ازایی داشت که در «ماجرای نیمروز» هادی حجازی‌فر آن را بازی کرده بود و من سعی کردم شخصیتی شبیه به آن بازی نکنم. سعی کردم تا جایی که توان داشتم چیزی به این فیلم اضافه کنم و این شخصیت در کنار چریک بودن آدم دوست‌داشتنی باشد.  

پوستر فیلم بازی خونی

[caption id=\"attachment_195776\" align=\"aligncenter\" width=\"1450\"]\"پوستر طرح: محمد روح‌الامین[/caption]
# جشنواره فیلم فجر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه