رفتن به محتوای اصلی
معرفی فیلم

معرفی کامل فیلم 1968

Afshin Akhgar |
معرفی کامل فیلم 1968
فیلم 1968 اولین ساخته امیرمهدی پوروزیری است که به مسابقه تاریخی فوتبال ایران و اسرائیل می‌پردازد. در اینجا نگاهی می‌اندازیم به متن و حاشیه این فیلم.

اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳

خلاصه داستان فیلم 1968

مقطعی که داستان فیلم 1968 در آن اتفاق می‌افتد، سال ۱۹۶۸ میلادی، یا به عبارتی، سال ۱۳۴۷ شمسی است که در این سال ایران میزبان مسابقات جام ملت‌های آسیا می‌شود. در این دوره تیم ملی کشورمان در مسابقه فینال در مصاف با اسراییل قرار می‌گیرد... فیلمی با موضوع فوتبال که می‌تواند برای مخاطبان بسیاری جذابیت داشته باشد. فارغ از این موضوع، آنچه مخاطب را نسبت به تماشای این اثر ترغیب می‌کند، بازی فوتبال ایران و اسرائیل است که طی آن تیم ملی فوتبال کشورمان موفق می‌شود با نتیجه ۲ بر یک از سد اسرائیل بگذرد. اینکه فیلم به چه وجهی از این اتفاق پرداخته است، نکته کنجکاوی‌برانگیز آن به شمار می‌رود.  

نقد و بررسی فیلم 1968

این نقد و نوشته‌ها، نظر کوتاه ولی دست‌اولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آن‌ها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست

محمد تقی‌زاده

۱۹۶۸\"محمد از ایدئولوژیک‌ترین و نه لزوما سیاسی‌ترین فیلم‌هایی است که در این سال‌ها در سینمای ایران ساخته و احتمال زیاد اکران موفقی هم نخواهد داشت. پروژه ساخت چنین تریلرهای سیاسی امنیتی از زمان ماجرای نیمروز مهدویان شروع و با فیلم‌هایی چون سیانور بهروز شعیبی ادامه پیدا کرده و حالا دو سه سالی است که اینگونه فیلم‌ها جزو فیلم‌های ارگانی پرهزینه قرار گرفته‌اند و گویی قرار است جای فیلم‌های دفاع مقدسی اشباع شده را بگیرند. اکران این گونه اثار در یکی دو سال اخیر و تمایا کم مردم به تماشای این گونه اثار نشان داده که تصمیم‌گیران و سرمایه‌گذران می‌بایست فکری برای این طبقه از فیلم‌ها بکنند؛ فیلم‌هایی که نه تماشاگر دارند و نه با تمهیدات مختلف میفروشند. ۱۹۶۸ در گونه سینمایی تریلر ساخته شده و قرار است داستان معمایی و امنیتی تعریف کند اما ضعف فیلمنامه و شخصیت‌پردازی نمی‌گذارد که فیلم نتیجه دهد. اگرچه در لحظاتی فیلم درگیرکننده و هیجانی میشود اما بعد از مدتی تماشاگر متوجه این حجم از هیجانات کاذب و بازی تکراری و سرکاری فیلمساز میشود نتیجه این که پایان بندی فیلم نه تنها تکان دهنده نمیشود بلکه نقطه انتهایی این بازی سرکاری و سطحی از فیلمساز و گروه سازنده است. ضعف شخصیت‌پردازی حتی به بازیگر توانمندی همچون امیر نوروزی نیز اجازه نمیدهد که بازی خوب همیشگی خود را به عرصه ظهور برساند و با یک بازی تخت و يکنواخت از او مواجه هستیم که درست است که استحکام شخصیتی و قوی بودن او را نشان میدهد اما به هیچ وجه شمایل یک قهرمان سمیپاتیک و صاحب کاریزما را برای تماشاگر خلق نمیکند. ریتم فیلم‌ نسبتا تند است و حجم زیاد وقایع و شخصیت‌های اضافی باعث میشود مخاطب فیلم را دنبال کند ولی نه اتقاقات دراماتیک می‌شوند و نه شخصیت‌ها سمپاتیک. فرض کنید چه حجم از این اتفاقات را میتوان از فیلم حذف و یا حتی جابجا کرد بدون اینکه به کلیت فیلم صدمه‌ای زده شود چرا که اصولا موقعیت‌ها و اتفاقات دراماتیک نشده و در قالب یک کل واحد تعریف نشدند. ۳ نکته از فیلم:
  • هدر رفت بودجه
  • نابلدی فیلمساز
  • فیلم ارگانی

حمیدرضا محمدی

\"حمیدرضا١٩۶٨ داستان مغفولِ کم‌تر شنیده‌شده‌ای دارد و پس از «پرویزخانِ» علی ثقفی که در جشنوارۀ سال گذشته درآمد، دومین فیلم فوتبالی سینمای ایران با بن‌مایۀ تاریخ سیاسی است، با این تفاوت که این‌جا سیاست چربش اساسی دارد. فیلم ماجرای فینال جام ملت‌های آسیا در اردیبهشت ١٣۴٧ میان ایران و اسرائیل که با پیروزی ٢ بر یک کشورمان خاتمه یافت و حالا امیرمهدی پوروزیری در نخستین تجربۀ سینمایی بلندش، به‌سراغ این سوژه رفته اما در یک کلام، آن را سوزانده است. او که تجربۀ مستندسازی دارد، در «١٩۶٨» هم در بند مستند گرفتار آمده و ابتدای و انتهایش را براساس گفت‌وگوهایی با شاهدان عینی ترکیب کرده که نه‌تنها به‌لحاظ فرمی مسئله دارند که حتی نام گفت‌وگوشوندگان را ندارد تا ببیننده با آنان آشنا شود. افزون‌براین خاطرات فوتبالیست‌های قدیمی، آن هم وقتی که پایه و مایۀ فیلم بر تاریخ سیاسی است و آن مسابقۀ فوتبال تاریخی عنصر حاشیه‌ای است، چه کمکی می‌تواند به بیننده بکند. از سوی بکذ بازی‌ها به‌شدت ضعیف است و حتی امیر نوروزی و امیراحمد قزوینی از نخستین بازی‌های خوب خود به‌ترتیب در سریال «می‌خواهم زنده بمانم» و فیلم «ماجرای نیمروز» بسیار فاصله دارند. هم‌چنین فیلم در جاهایی مانند سکانس دریاچۀ حوض‌سلطان و فراتر، گفت‌وگوهای نقش‌ها ایراد ساختاری دارد و اساساً درنیامده و منقص است. هم‌چنین نه‌تنها قاب‌ها در فیلم‌برداری نامتجانس است که حتی صدابرداری و صداگذاری هم ضعیف است. ٣ نکته از فیلم:
  • داستان بکر و جذاب
  • فیلم‌برداری و صدابرداری و صداگذاری ‌بد
  • بازی‌های ضعیف

احسان ناظم‌بکایی

\"احسانآنهایی که فیلم موفق پرویز خان را پارسال دیدند منتظر بودند تا این فیلم که درباره دیدار حساس ایران و اسراییل در جام ملتهای آسیای ۱۹۶۸ تهران بود، فیلم درست و درمانی باشد که نبود. فیلم از بنیان دچار سستی بود. داستانی پیش برنده نداشت و هیچ اطلاعاتی به مخاطب نمی داد که مثلاً مرتضی کیست و چه سابقه مبارزاتی دارد؟ نسبتش با الیاس چیست؟ مرتضی با چه کسانی طرف است؟ فیلم حتی در فضاسازی هم ناموفق است. اصلا معلوم نیست در تهران ۱۳۴۷، ایرانی ها اولین میزبانی جام ملت هایشان را تجربه می کنند. در هیچ جا حرف و خبری از مسابقات نیست و تنها ارجاع به بازی، زیر نویس زمان باقی مانده تا بازی بود. چیدمان بازیگران هم چندان مخاطب پسند نیست و نمی تواند مخاطب را برای جذب به سینما بکشاند. درحالیکه طراحی هنری با چهره نامداری مثل نژاد ایمانی بود، سوتی ها و سهل انگاری های فراوانی وجود داشت و انگار آنقدر پول نداشتند که حتی در بک گراند هنروری هم وجود نداشت! الصاق گفتگوهای مستندواره به انتهای فیلم هم بیشتر شبیه قانع کردن اسپانسرها و چسباندن زورکی فوتبال به فیلم بود. ۳ نکته از فیلم:
  • بازی ها در اردیبهشت بود اما فیلم را در زمستان ضبط کرده بودند
  • پتوی روی دوش هادی در نمای باز، پلنگی قرمز و در نمای بسته، راه راه سبز بود. نمونه تابلو بی اهمیت بودن اکسسوار
  • چرا لیندا کیانی در همه فیلم های دهه ۵۰ و ۶۰ بازی می کند و در همه هم نقش زن تک سکانس دارد و در همه بدبخت است و کشته می شود. فیلم های زد و ماجرای نیمروز و این فیلم

سید احسان عمادی

\"سیددر تیتراژ پایانی، به قدر چند ثانیه برش‌هایی از مصاحبه‌هایی مستند را می‌بینیم. تازه به کمک آن‌ها بود که اندکی سردرآوردم قصه آنچه در یک ساعت و نیم قبلش داشتیم می‌دیدیم چه بوده؛ هرچند انبوهی پرسش کلیدی همچنان بی‌پاسخ رها شده بود. مثلاً این‌که الیاس که بود، چه کرد و چه رابطه‌ای با مرتضی داشت؟ خود مرتضی چرا با کناره‌گیری از فعالیت‌های گذشته‌اش مخفیانه زندگی می‌کرد؟ گروهی که از مرتضی کمک می‌خواستند چه هویتی داشتند؟ خواهر مرتضی را چه کسانی اشتباهاً کشتند و از این اقدام به دنبال چه بودند؟ بعد چرا جنازه‌اش را به دریاچه نمک انداختند؟ نقشه گروگانگیری اسرائیلی‌ها چطور لو رفت؟ آن‌ها که در پایان با دار و دسته مرتضی می‌جنگیدند چه کسانی بودند؟ تقریباً تمام این سؤالات، هیچ پاسخ روشنی در فیلم پیدا نمی‌کنند که درنتیجه‌اش، چیزی از روند اتفاقات و نیز احوال فکری و درونی شخصیت‌ها، تصمیمات و اقدامات آن‌ها و چالش‌های بین‌شان نمی‌فهمیم. ماجرای مسابقه ایران و اسرائیل در جام ملت‌ها نیز –با وجود آن همه تأکید و تبلیغ در خبرهای مربوط به فیلم- ابداً اهمیتی در داستان ندارد و صرفاً به زیرنویس روزهای باقی‌مانده تا مسابقه، چند نما از امجدیه خالی از بازیکن همراه با پرچم‌های ایران و اسرائیل تماشاگران،‌ و نقل‌هایی مختصر و مستند از فوتبالیست‌های قدیمی در انتها محدود شده. انگار خود نویسندگان فیلمنامه هم در رودروبایستیِ عنوان و موضوع و طرح توجیهیِ ارائه‌شده به مؤسسه سرمایه‌گذار فیلم مانده و چاره‌ای از این بهتر برای ریختن قیمه فوتبال در ماست سیاست پیدا نکرده بودند. همه فیلم‌های فجر امسال را ندیده‌ام اما بعید است اثری به خوبی ۱۹۶۸ توانسته باشد ارتباط کامل فرستنده‌هایش را با گیرنده‌های تماشاچیان داخل سالن قطع کند. این وسط این همه نامزدی سیمرغ برای فیلم، خودش از مهم‌ترین شگفتی‌های جشنواره است. ۳ نکته از فیلم:
  • این‌که تا پایان نمی‌فهمیم آدم‌خوب‌های قصه با چه اشخاص یا نیروهایی در جدال‌اند
  • مصاحبه‌های وصله‌پینه‌شده به فیلم
  • بلاتکلیفی کارگردان نسبت به مسابقه‌ای که بنا بوده مرکز ثقل اثرش باشد

احسان طهماسبی

\"\"مهمترین ایراد ۱۹۶۸ از آنجایی شروع می‌شود که فرض را بر این می‌گذارد که با نمایش تصاویر مستند در ابتدای فیلم ناخواسته به دو مقصود رسیده است: اولی فوض پذیرفتن مستندات تاریخی به واسطه پخش راش‌های گفتگو در مورد مسابقه فوتبال ایران و اسرائیل در دهه چهل توسط مخاطب و همراهی در جهت رسیدن به حقیقت و دومی ملحوظ نمودن این فرضیه است که تماشاگر نسبت به کلیات حادثه مطلع بوده است و در جریان جزئیات و اهداف قرار دارد . اما فیلم تا پایان نه مواضع دقیق گروهک را مشخص می‌کند و در خصوص چرایی و چگونگی این عده سخنی به میان می‌آورد و نه از ریتم متناسب برای بازگویی داستان برخوردار است. یک نکته از فیلم:
  • نقش آفرینی گروه بازیگران

سعیده نیک‌اختر

\"سعیدهنزدیک یک سوم از فیلمهای این دوره جشنواره در سالهای 50 و 60 می‌گذرد که خودش سوال برانگیز است که چرا با گذشت 40 سال تازه یادشان افتاده به این دوره بپردازند. این حرکت این تفکر را تداعی می‌کند که شاید هراس از پرداختن به موضوعات اجتماعی روز و مقابله با مسائل روز سینماگر ها را به فرافکنی انداخته است. این مقوله از فیلم های کمدی گرفته تا تاریخی را شامل می‌شود. فیلم  1968 هم از این قاعده مستثنی نیست و به سال 1347 شمسی اشاره دارد نزدیک ده سال قبل از وقوع انقلاب. به حادثه‌ای فراموش شده اشاره دارد که کمتر کسی آن را به یاد می‌آورد و به همین خاطر فیلمساز می‌تواند هر ایده‌ای را بپروراند. اما مشکل اصلی اینجا بود که فیلم سبقه‌ای از ماجرا نمی‌گوید. ما به عنوان مخاطب متوجه نمی‌شویم که شخصیت اصلی داستان کیست. مثلا یک پلیس منفصل از کار یا بازنشسته یا هرچی. یا شخصی به نام الیاس که همه این غوغاها برای یافتن او به پا شده کیست و چه اهمیتی در تاریخ دارد. هدف اصلی فیلم چیست این گروه ماجراجو برای خوانخواهی کدام ماجرا یا قضیه متحد و دست به کار می‌شوند؟ نقش اسرائیل در این میانه چیست؟ چیزی که ما به یاد می‌آوریم افتخار آفرینی و پیروزی تیم ملی فوتبال بود و اینکه چرا این گروه می‌خواستند این بازی انجام نشود ابتر و خاموش می‌ماند. این ماجرا بیشتر شبیه یک خودزنی بود تا رشادت و فداکاری. یا داستان از اساس اشتباه بوده یا اشتباه به مخاطب منتقل می‌شود. در تمام طول فیلم تماشاگر نمی‌داند باید با چه کسی همذات پنداری کند. از آن عجیبتر اینکه با کشته شدن شهادت گونه افراد مبارز در فیلم چه نکته‌ای روشن شد یا نتیجه‌اش چه بود؟ ۳ نکته از فیلم:
  • تا جایی که در تاریخ خواندیم آن موقع آتش زدن پرچم اسرائیل مد نبود
  • خواهر شخصیت اصلی فیلم چقدر مهم بود که جنازه اش را با هلی کوپتر به داخل کویر انداخته شود
  • ایران که قهرمان شد
 

بازیگران و عوامل فیلم 1968

امیر نوروزی، پادینا کیانی، امیراحمد قزوینی، هادی شیخ الاسلامی، سیامک ادیب، منصور نصیری و لیندا کیانی در این فیلم ایفای نقش می‌کنند. نام ایرج محمدی به عنوان تهیه‌کننده باسابقه سینما که تهیه آثار شاخصی را برعهده داشته، از نکات جالب توجه درباره این فیلم است که محصول مؤسسه امام روح‌الله است. \"امیر دیگر عوامل فیلم هم عبارتند از؛ فیلمنامه: جواد کتابی و داوود گنجوی، مدیر فیلمبرداری: سعید براتی، مدیر صدابرداری: محمود سماک‌باشی، طراح صحنه و لباس: اصغر نژاد ایمانی، جلوه‌های ویژه بصری: محمد برادران، تدوین: حمید نجفی راد، طراح گریم: ایمان امیدواری، موسیقی: مسعود سخاوت دوست، طراحی و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، سرپرست گروه کارگردانی و برنامه‌ریز: محمد فراهانی، مدیر تولید: سعید عطایی و عکاس: نوید سجادی حسینی.

درباره امیرمهدی پوروزیری، کارگردان فیلم

امیرمهدی پوروزیری بیشتر به واسطه ساخت آثار مستند شناخته می‌شود و کارنامه او نشان می‌دهد ساخت فیلم‌های مستند و فیلمبرداری در سینما را هم تجربه کرده است. پوروزیری برای نخستین فیلم سینمایی خود به سراغ سوژه‌ای جذاب و البته ملتهب در گونه سیاسی رفته است.  

حاشیه‌های فیلم ۱۹۶۸

  • فیلم ۱۹۶۸ بعد از فیلم پرویز خان دومین فیلم است که به مسائل فوتبالی از نگاه سیاسی نگاه می‌کند.
  • این فیلم نخستین تجربه کارگردانی امیرمهدی پوروزیری است که پیش از این سریال‌های «شاد آباد» و «مینو» را کارگردانی کرده بود.
 

حرف‌های عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر

ایرج محمدی | تهیه‌کننده: از مرحوم سیف‌الله داد و برادر بزرگترم یاد می‌کنم که اولین فیلم‌های سینمایی ایران درباره اشغال فلسطین را کار کردند و ما پیرو بزرگان، چنین قدمی برداشتیم. کانسپت اصلی یک اثر برای من مهم است، اینکه چه حرفی می‌خواهد بزند. من راضی بودم که به تکلیف خود عمل کرده‌ام. در دفاع مقدس ما هم پیروزی داشتیم و هم شکست خورده‌ایم. فکر می‌کنم از این منظر می‌توان فیلم را تحلیل کرد. با درایت‌های همه عوامل فیلم جسورانه‌ای بود که در چندین سال اخیر ساخته شده است. امیرمهدی پوروزیری | کارگردان: ما یک روایت دوار داریم و تنها شروع و پایان فیلم با فوتبال است، باید انتظار دیدن فیلم ملی داشته باشید نه فیلم فوتبالی. رویکرد ما پرداختن به حرف‌های ایدئولوژیک به‌دوراز کلیشه‌ها است. چند دوست که پای‌کار شما بایستند مهم‌ترین الزامات برای ساخت یک فیلم است. ساختن فیلم پرتره از شهید بزرگوار عافیت‌طلبانه است و فیلم نافرمی متفاوت دارد و به هیچ اثری شباهت ندارد. این فیلم ملی است و همگرایی ملی دارد که اسرائیلی‌ها حتی آن را باور نداشتند.دوست دارم در پایان این نکته را بگویم که با برخی اظهارنظرها و کارها سینمای ایران را به سمتی برده‌اند که دیگر تخیل جایی در آن ندارد. \"خرید  داوود گنجوی | نویسنده: طرح این فیلمنامه را جواد کتابی نوشته و من در ادامه به گروه اضافه شده‌ام. شاید بیش از ده بار آن را بازنویسی کردیم تا به نسخه نهایی رسیدیم. این نوع کارها این نکته را دارند که ممکن است در دام شعارزدگی بیفتند و باید حد وسط را نگه داریم. این فیلم درباره اتفاقی است که می‌توانست رخ بدهد. فیلم در سال ۱۳۴۷ اتفاق افتاده و درباره یک گروه کوچک صحبت می‌کنیم که قهرمان ما با مسئله شخصی طرف است. این آدم از مبارزه کنار کشیده و بهانه‌ای پیدا می‌شود تا بازگردد و زورش نمی‌رسد و شکست می‌خورد.  پادینا کیانی | بازیگر:  واقعیت امر این است که ثانیه به ثانیه این مسیر بازیگری را طی می‌کنم و از آن لذت می‌برم، شرایط کار در این فیلم بسیار سخت و رسیدن به چنین نقشی چالش‌برانگیز بود.  امیر نوروزی | بازیگر: این نقش برای من بسیار دور بود. نسبت دور باشخصیت خود من و این باعث شد روی من تأثیر بگذارد. ولی فیلم می‌توانست خیلی‌خیلی بهتر شود و عجله برای رسیدن به فجر باعث شد آن چیزی که باید اتفاق نیفتد.  حمید نجفی راد | تدوینگر: بحث‌های این چنینی را سر میز مونتاژ هم داشته‌ایم، و من از فیلم راضی هستم، چرا که مدل متفاوتی در ارائه دارد. شاید اگر وقت بیشتری داشتیم می‌توانستیم کارهای بیشتری روی آن انجام دهیم. ازآنجایی‌که به مستند نزدیک است، این را می‌دانم فیلم لبه تیغی است و پای آن می‌ایستم. سعید براتی | مدیر فیلم‌برداری: دهه چهل در ایران به‌شدت پررنگ و زیباست. این دهه را در تهران و شهرک غزالی نداریم و محمد برادران بسیار به ما کمک کرد و توانستیم آن دهه را در حد بضاعت خود پیش ببریم. تلاش کردم با نورپردازی مناسب در ایجاد حال و هوای درست قصه کمک کنم.  امیراحمد قزوینی | بازیگر: شخصیتی که در فیلم داشتم بسیار جذاب بود و واقعاً داشتن پارتنر خوب نعمت است و حضور تک‌تک عزیزان باعث شد من هم بتوانم نقش خود را به‌خوبی ایفا کنم.
 

پوستر فیلم ۱۹۶۸

[caption id=\"attachment_195648\" align=\"aligncenter\" width=\"1290\"]\"پوستر طرح: محمد روح‌الامین[/caption]
# جشنواره فیلم فجر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه