رفتن به محتوای اصلی
معرفی فیلم

معرفی و نقد فیلم رها

فیلیمو‌شات |
معرفی و نقد فیلم رها
فیلم رها اولین ساخته حسام فرهمند است که در جشنواره چهل و سوم فیلم فجر رونمایی شد. در این مطلب نگاهی به متن و حاشیه این فیلم می‌اندازیم. فیلمی که محبوب منتقدان بود، آیا محبوب مردم هم می‌شود؟

اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فیلم فجر

خلاصه داستان فیلم رها

در خلاصه داستان فیلم رها آمده است: توحید 55 ساله به همراه همسر و فرزندانش زندگی متوسطی دارند. تا اینکه یک اتفاق، داستان زندگی آنها را بهم می‌ریزد...  

بازیگران و عوامل فیلم رها

شهاب حسینی (در نقش توحید)، غزل شاکری (در نقش ثریا)، ضحا اسماعیلی (در نقش رها) و آرمان میرزایی (در نقش سهیل)، سپیده پهلوان‌زاده، ماهنی مهرپرور، محمدرضا سامیان، بردیا دیانت، محمد اشکان‌فر و هادی افتخارزاده بازیگران این فیلم هستند. شهاب حسینی در حال حاضر یکی از بازیگران مهم و البته گران‌قیمت سینمای ایران است. اما از اواخر دهه 80 و پس از اینکه خودش اولین فیلمش را کارگردانی کرد، شروع به حمایت از فیلمسازان جوان و با استعداد کرد. او هر فیلمنامه خوبی به دستش برسد، با تهیه‌کنندگی یا قبول دستمزد کم یا به هر طریقی که بتواند از کارگردانان فیلم اولی حمایت می‌کند. حالا بازی او در فیلم رها جدیدترین همکاری او با فیلمسازان جوان است. در کنار بازی او می‌توان به حضور غزل شاکری در این فیلم اشاره کرد. عوامل فیلم عبارتند از؛ تهیه‌کننده: سعید خانی، کارگردان: حسام فرهمند، فیلمنامه: محمدعلی حسینی و حسام فرهمندجو، فیلمبردار: روزبه رایگا، تدوین: مهدی سعدی، طراح صحنه: رسول علیزاده، طراح لباس: آرام موسوی، گریم: هادی هاشمی، مدیر تولید: شهرام شاهرخ، صدا: آرش قاسمی و حامد صمدزاده، جلوه‌های ویژه: علی جبلی و... از دیگر نکات این فهرست عوامل می‌توان به حضور مرضیه برومند در مقام مشاور کارگردان نام برد. \"شهاب \"خرید

نقد و بررسی فوری فیلم رها

این نقد و نوشته‌ها، نظر کوتاه ولی دست‌اولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آن‌ها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست

سید مهرزاد موسوی

\"سیدنخستین نکته‌ای که در فیلم رها به چشم می‌آید، فیلمنامه درخشان است. اثری که بیش و پیش از اجرا و کارگردانی، مدیون فیلمنامه دقیق و فکر شده است. سوال و گره‌ای در داستان پدید نمی‌آید که قبل‌تر توضیح یا نشانه‌ای برایش چیده نشده باشد، شخصیت‌ها هر کدام روند مشخصی دارند و این دقت و موشکافی -تقریبا- تا پایان فیلم ادامه دارد. با این حساب، افت ریتم و کشدار شدن در بخش میانی فیلم را باید به حساب اجرا و سپس تدوین گذاشت! اگرچه برخی منتقدان در این روزها، فیلم را به تلخی بیش از حد یا فلاکت دنباله‌دار (عبارت محبوب قدیمی‌شان همان «سیاه‌نمایی» است) متهم می‌کنند، اگرچه فیلم چند پایانه است، ولی همین ادامه دادن داستان پس از اتفاق زجرآور «رها» فیلم را از یک تراژدی صرف بالاتر می‌برد. این خانواده فلاکت‌زده و غرق در مشکلات، به موفقیت می‌رسند؛ کار نیمه‌تمام را تمام می‌کنند، انتقام نصفه و نیمه‌ای هم می‌گیرند و این بارقه‌های امید را زنده نگه می‌دارد [حیف که نباید فیلم را لو داد وگرنه همه این گفته‌ها مثال باید آورد]. این جمله را باید ابتدای این متن می‌نوشتم؛ ما با یک درام خوب، شخصیت‌هایی درجه یک (بخصوص کاراکتر توحید) و حتی -به نظر من- پایانی درست طرفیم. و همه این‌ها حاصل  این فیلم با همه درد و زخمش، ارزش تماشا دارد... از دستش ندهید! ۳ نکته از فیلم:
  • یک شهاب حسینی واقعا درخشان؛ سیمرغ برای شماست آقا
  • مشکل سینمای ایران فیلمنامه است را بریزید دور!
  • بهترین فیلم‌اولی جشنواره؛ حسام فرهمند
\"شهاب

محمد تقی‌زاده

\"محمدرها به عنوان یکی از آثار اجتماعی جشنواره چهل و سوم که جایش در اکران این روزهای سینمای کمدی‌زده ایران خالی است، فیلمی قابل احترام است که سعی دارد قصه جمع و جور یک خانواده ضعیف در ایران معاصر را روایت کند. رها دو مشکل در روایت‌گری داستانی خود دارد نخست اینکه به طور افزاینده و اضافی سعی دارد اجتماعی باشد و از نگرانی‌های معیشتی مردم بگوید حال آنکه به طور قطع سینما جای بیاینه دادن نیست و می‌بایست زمینه‌های این تمهیدات فراهم و مهیا باشد، مثال این رویکرد نگاه و دیالوگ‌های شهاب حسینی در فیلم است که مدام قصد دارد از مشکلات طبقه مستضعف بگوید بدون آنکه در قامت شخصیت و تعریف جایگاه او این حرفها جای بگیرد. این ضعف شخصیت پردازی در دیگر کاراکترها نیز به وضوح قابل رویت است و همه سعی دارنا با پیام و محتوا عمل کنند! مشکل دیگر فیلم رها چالشی بودن فیلمنامه است وقتی که سعی دارد به مثابه اصغر فرهادی فیلمنامه‌ای چالشی و دیالوگ‌های پینگ پنگی بنویسد حال آنکه خود فرهادی هم در طراحی این‌گونه فیلمنامه‌ها دچار مشکل شده حال فرض کنید کپی دست سوم یا چهارم فیلنامه‌های اجتماعی چالشی فرهادی چه خواهد شد. شهاب حسینی با وجود تلاش‌های زیادی که کرده با اغماض نقش خود در چند فیلم از جمله جدایی نادر از سیمین و برادرم خسرو را تکرار کرده است و به هیچ وجه نمیتواند ناجی فیلم باشد. ۳ نکته از فیلم:
  • اجتماعی زدگی
  • کپی کاری از فرهادی
  • شهاب حسینی تکراری
\"شهاب

احسان طهماسبی

\"\"بدون شک نقد اولین فیلم حسام فرهمند مجال مفصل‌تری از یادداشت‌های آنی این صفحه می‌طلبد و ورود به جهان شخصیت‌های فیلم او، فرصت مفصل‌تری را می‌خواهد. ممکن است رها پرحاشیه‌ترین و پرمخاطب‌ترین فیلم این جشنواره نباشد، اما قطعا یکی از مهم‌ترین و درعین‌حال محبوب‌ترین فیلم‌های این دوره در میان منتقدان و اهالی رسانه خواهد بود که به شرط اکران در زمان مناسب، فرصت همراهی و توجه مخاطبان را نیز پیدا خواهد کرد؛ هرچند که فیلم در تکنیک بازیگران و برخی مباحث فیلمنامه‌ای با ایراداتی روبرو است. ملودرام اجتماعی پرکشش و تماشایی رها، ضمن عبور زیرکانه از خط قرمزهای اخلاقی سینمای ایران و نمایش تاثیر نقش مخرب پدر ناآگاه در انحطاط بنیان خانواده، به معرفی شخصیت‌هایی همدلی‌برانگیز و کنش‌گر پرداخته و با گره افکنی‌ها و گره گشایی‌های پی‌در‌پی، روایتی تاثیرگذار را بازگو کرده و با ایجاد چالش برای مخاطب در فهم جایگاه قهرمان و ضدقهرمان ، تماشاگر را تا آخرین دقیقه با خود همراه می‌کند. رها، روایتگر یک فروپاشی اخلاقی ناشی از رنج و فشار اقتصادی است که می‌تواند آژیر خطر اوژانس اجتماعی را به صدا درآورد. ۳ نکته از فیلم:
  • نمایش یک مرگ غیرمنتظره و وحشتناک که این بار برخلاف بسیاری از فیلم‌های سینمایی توجیه‌پذیر بوده و صرفا کارکرد دراماتیک ندارد!
  • صدای گریه برخی حضار در سالن رسانه، توجه دیگر تماشاگران را به خود جلب کرده بود! سینمای رسانه تاسیان بود بعد از رها
  • از علی (ع) نقل است که: کسی‌که به فقر دچار شود به چهار خصلت مبتلا می‌شود: ضعف در یقین، نقصان در عقل، سستی در دین، کم‌حیایی در چهره.
\"غزل

سید احسان عمادی

\"سید تأثیرپذیری فیلم از فرهادی آشکارتر از این حرف‌هاست که خود کارگردان (حسام فرهمند) هم منکرش شود؛ حتی این‌که نقطه عطف دوم فیلم‌، مثل «شهر زیبا» و «جدایی نادر از سیمین» آن‌قدر بزرگ و مهم است که می‌تواند مستقلاً نقطه عطف اول قصه دیگری باشد و به همین دلیل، از جایی به بعد تماشاگر حس می‌کند که فیلم تازه‌ای از نو شروع شده است. با این حال بعد از ۱۲-۱۰ دقیقه اول که قصه کمی کُند و کش‌دار جلو می‌رود، تا میانه‌ها با فیلمی گرم و تماشایی مواجهیم. شیمی روابط بین اعضای خانواده، لوکیشن خانه که با طراحی صحنه و قاب‌بندی و حرکات دوربین خودش هویتی مستقل پیدا کرده و تبدیل به یکی از شخصیت‌ها شده، و موقعیت ساده تلاش برای داشتن یک لپ‌تاپ که از مشکلاتی کوچک آغاز می‌شود و آرام‌آرام فیلم را به سمت بحران‌هایی بزرگ سوق می‌دهد. بازی شهاب حسینی در نقش پدری با روانی آسیب‌دیده که نمی‌تواند تکیه‌گاه خانواده باشد به یاد ماندنی است. پیرنگ اثر البته بدون اشکالات مهم نیست (به‌خصوص کنش تعیین‌کننده پسر خانواده، که ناهمخوان با شخصیتی است که از او ساخته شده)، اما جدا از این‌ها «رها» از دو نگاه لطمه‌هایی جدی دیده است: اول بیش از حد محاسبه‌شده و مهندسی بودن اتفاقات، طوری که موقعیت فیلم را مدام محدودتر و خاص‌تر و به همین دلیل تماشاگر را از آن دورتر می‌کند، و دوم اصرار کارگردان بر به هم ریختن روح و روان مخاطب به هر ترتیب و طریقی که شده؛ بمباران همه‌جانبه عاطفی‌اش و خلع سلاح ذهنی و منطقی او در برابر آنچه روی پرده می‌بیند. ماجرای فروش موهای دختر از این منظر جالب توجه است. اتفاقی ناگوار و تکان‌دهنده، که انجامش در همان آرایشگاه نیز به قدر کفایت ناخوش‌آیند بود، اما با تغییر مشتری به دوستِ در آستانه‌ ازدواجش که می‌خواهد با پسر محبوب او وصلت کند، معلوم می‌شود که قصد کارگردان چیزی بیش از «اثرگذاری» است: ساخت فیلمی به‌غایت تلخ و شکنجه‌گرانه که به جای تأثیر آرام و عمیق بر مخاطب و دعوتش به مکث و تأمل بر درونمایه سیاه و گزنده فیلم –این‌که فقر و نابرابری تا کجا می‌تواند گریبان انسان را بگیرد-، فقط می‌خواهد او را رنج و آزار دهد تا در پایان ترجیحش این باشد هرچه زودتر تماشای چنین مصیبتی را از یاد ببرد. ۳ نکته از فیلم:
  • بازی شهاب حسینی
  • طراحی صحنه‌ خانه و تعریف هویتش جلوی دوربین
  • دیالوگ‌ها، به‌خصوص در جر و بحث‌های پدر و دختر با برادر صاحب لپ‌تاپ
\"عکس

محمد جلیلوند

\"محمدبخش مهمی از بهترین های سینمای ایران در چهل سال گذشته را ملودرام ها تشکیل می دهند که بیش از هر چیز نشان از علاقه توده مخاطبان سینمای ایران به آثاری از این جنس دارد. فیلم سینمایی (رها) ساخته حسام فرهمند که در سومین روز جشنواره برای اهالی رسانه به نمایش درآمد، یکی از معدود ملودرام های جشنواره امسال محسوب می شود. فرهمند که خود فیلمنامه رها را نوشته، در ده دقیقه نخست به خوبی توحید و خانواده اش متشکل از همسر و دو فرزندش رها و سهیل را معرفی کرده و با تاکید روی مشکلات اقتصادی خانواده، قصه اش را پیش می برد. دزدیده شدن لپ تاپ نسبتا گرانقیمت رها که می تواند به قیمت بیکار شدن اش تمام شود، تنش خوبی به قصه بخشیده و حادثه محرکی را رقم می زند. بی خیالی و بی تفاوتی توحید برای تامین هزینه های خانواده، هنگام خرید لپ تاپ دست دوم به اوج رسیده و نقطه عطف نخست را به وجود می آورد. دزدی بودن لپ تاپ ایده خوبی برای بالا نگه داشتن بار تنش حاکم بر فیلم است که به رها در قالب قهرمان هویت مستقلی می بخشد. در عین حال معمای مربوط به بیکاری پدر خانواده نیز در همین بخش حل شده و تماشاگر نسبت به توحید دید بهتری پیدا می کند. فرهمند در انتهای پرده میانی که کمی طولانی هم به نظر می رسد، نقطه عطف خوبی را تدارک دیده و فیلم را به پرده آخر می رساند. رها از یک پایان بندی خوب برخوردار بوده که مایه های اخلاقی مورد نظر کارگردان را درون خود دارد. رها از آن دسته فیلم هایی است که در بین خیل کمدی های در صف اکران می تواند مخاطبان خود را پیدا کند. ۳ نکته از فیلم:
  • بازی های یکدست بازیگران و یک شهاب حسینی درخشان
  • ریتم کند فیلم در نیمه میانی و نیاز به روتوش مجدد
  • تاکید روی فقر خانواده بدون آن که غلو شده باشد
\"شهاب

حاشیه‌های فیلم

  • تهیه‌کنندگی سعید خانی سومین تجربه او با فیلمسازان فیلم اولی است.
  • مرضیه برومند سابقه درخشانی در ساخت آثار پرمخاطب داشته و به نظر می‌رسد حضورش در این فیلم نیز تأثیرگذار خواهد بود.
  • حضور بازیگران چهره‌ای مثل شهاب حسینی از نکات قابل توجه این فیلم است.
 

حرف‌های عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر

حسام فرهمند | کارگردان: فیلم رها تلخ‌ هست اما سیاه‌نمایی ندارد. بخشی از این تلخی به شرایط قصه و زیست کاراکترها برمی‌گردد. زمانی که تصمیم گرفتم این فیلم را بسازم، فهمیدم که موضوع را باید به‌صورت رمان ببینم و سعی کنم تصویر نشان دهم. من به سینمای قصه‌گو علاقه‌مند هستم و امیدوارم توانسته باشم این تصویر را ترسیم کنم. هدف من این بود که با بازیگرانی کار کنم که شناخته شده نیستند. من به آموزشگاه‌های هنری بسیاری سر زدم و درنهایت این ترکیب بازیگران را انتخاب کردیم. فکر هم می‌کنم ترکیب موفقی شد و من از نتیجه بازی بازیگران راضی هستم. همه موضوعاتی که در فیلم به تصویر کشیده می‌شود، گرته‌برداری از مجموع اتفاق‌های واقعی است. فیلم مبتنی بر یک رویداد خاص نیست، اما تک‌تک واقعه‌ها حقیقی است. اگر سعید خانی، پای این پروژه نمی‌ایستاد، هیچ وقت نمی‌توانستیم این اتفاق را رقم بزنیم. ضمن این که جا دارد از مرضیه برومند، تشکر کنم که پای ساخته شدن فیلم ایستاد و ممارست کرد. این فیلم حاصل جمله‌ای است که سال‌ها پیش کیومرث پوراحمد بعد از ساختن یک فیلم کوتاه بد به من گفت: «سعی کن اولین فیلمت، برآمده از دغدغه‌ات باشد.» \"غزل سعید خانی | تهیه‌کننده: دوستی من با حسام فرهمند به بیست سال پیش و فیلم کیومرث پوراحمد برمی‌گردد. او سال‌ها تیزر تبلیغاتی ساخته و درنهایت بعد از خواندن متن خوب این فیلم من را مجاب کرد تا با سرمایه شخصی، تهیه‌کنندگی این فیلم را برعهده بگیرم. امیدوارم در اکران سرمایه فیلم بازگردد تا بازهم بتوانم از این قبیل ملودارم‌ها تهیه کنم. فیلم را در ۳۷ جلسه فیلمبرداری کردیم. در فیلم ما، عوامل کار اولی بسیاری کار کردند و می‌خواهم بگویم با استعدادی که از هرکدام دیدم، آینده‌ای روشن در انتظار همه آن‌ها خواهد بود. علی حسینی | نویسنده: من قصه‌های تلخ را دوست دارم و فکر می‌کنم آقای فرهمند هم در کارگردانی توانسته تلخی را از فیلمنامه بگیرد. دلیل علاقه‌ام به تلخ‌نویسی را نمی‌دانم. شاید برای این باشد که آدم غمگینی هستم. \"غزل شهاب حسینی | بازیگر: ما با اثری طرف هستیم که باید تاثیرگذار بودن یا نبودن آن را بررسی کنیم. از این بیت مدد می‌گیرم که «هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش»؛ در حرفه ما این اصل فیلمنامه است. متنی که من خواندم، نتیجه سال‌ها زیست و دغدغه شخصی کارگردان و نویسنده است که بدون هیچ حاشیه و با تکلیفی روشن ساخته شد. غزل شاکری | بازیگر: در جلسه اول مذاکره با آقای فرهمند من مجاب شدم که فیلمی که قرار است ساخته شود، استانداردهایی لازم را دارد. حضور شهاب حسینی هم در کار قطعی شده بود و به من اطمینان می‌داد. باید از حسام فرهمند هم تشکر کنم که برای من حضوری بسیار کمک‌کننده داشت. رسول علیزاده | طراح صحنه: هر پروژه‌ای یک مربی نیاز دارد و در کار ما این مربی، کارگردان است که در این اثر کارش را به‌خوبی انجام داد. من همیشه می‌گویم رابطه گروه فیلمبرداری و صحنه، شبیه به رابطه زن و شوهری است! یعنی مکمل هم هستند و هم را تکمیل می‌کنند. اگر طراحی صحنه خوب است یعنی کار فیلمبرداری هم خوب بوده است. برای من افتخاری بود که با این گروه کار کردم و همه تلاش خود را برای خلق صحنه‌ای درست، به‌کار گرفتم. \"غزل روزبه رایگا | مدیر فیلمبرداری: من از پیش‌تولید کار، همراه با عوامل تولید و کارگردان همه لوکیشن‌ها را بررسی کردم. حتی در بعضی لوکیشن‌ها دوربین را با خود بردیم و پلان گرفتیم تا ببینیم چه‌اندازه زمینه بصری برای فیلمبرداری کار فراهم است. تلاش خود را کردیم که همه‌چیز در کمال خود پیش برود. ما برای فیلم کتاب-سکانس طراحی کردیم و قبل از فیلمبرداری از سکانس‌ها عکس داشتیم. ضمن این که پالت‌رنگی هم برای سکانس‌ها طراحی کردیم که همه این‌ها به فیلمبرداری کار کمک کرد. مهدی سعدی | تدوینگر: من شیفته موضوع و داستان فیلم شدم و بعد از چند جلسه مذاکره، به فهرست عوامل این کار پیوستم. حفظ یکپارچگی در تدوین این کار برای من خیلی مهم بود. میزان ارتباط مخاطب با کاراکترها برای من خیلی مهم بود؛ این که مخاطب بتواند با کاراکترها هم‌ذات‌پنداری کرده و آن‌ها را باور کند.  

پوستر فیلم رها

پوستر و نامواره یا لوگوی فیلم رها را محمد روح‌الامین طراحی کرده است. \"پوستر \"پوستر
ف
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه