همه چیز درباره فیلم ناتور دشت
فیلم ناتور دشت یکی از فیلمهای حاضر در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر چهل و سوم بود که شباهت عنوان آن با رمان جیدی سلینجر کنجکاویهای زیادی برانگیخت. فیلمی که از یک ماجرای حقیقی برداشت شده است. اینجا معرفی و نقد فیلم را میخوانید.
خلاصه داستان فیلم ناتور دشت
در خلاصه داستان فیلم ناتور دشت آمده است: من وقتی بچه بودم و چیزی میخواستم و برام نمیگرفتن، میرفتم یه گوشه قایم میشدم تا تنبیهشون کنم… فیلمنامه فیلم ناتوردشت با الهام از یک داستانی واقعی، توسط سید محمدرضا خردمندان و حمید اکبری خامنه به نگارش درآمده است. آنطور که مشخص است این فیلم، ربطی به ناطور دشت، رمان معروف و محبوب سلینجر ندارد و تنها نام آن شباهت به این رمان دارد و داستان فیلم به یکی از اتفاقهای مهم اجتماعی ایران برمیگردد؛ جایی که همه تلاش میکنند تا دختر گمشده روستا را پیدا کنند و در این بین، رازهایی برملا میشود...
بازیگران و عوامل فیلم ناتور دشت
هادی حجازیفر و میرسعید مولویان زوج اصلی این فیلم هستند که برای اولینبار کنار یکدیگر قرار میگیرند. شبنم قربانی، علی صالحی، بابک کریمی، سعید آقاخانی، علی مصفا، امیر دژاکام، اردشیر رستمی، حسین شریفی، ترنم کرمانیان و ارغوان عزیزی دیگر بازیگران فیلم ناتوردشت هستند. سیدمحمدرضا خرمندان پیش از این با فیلم «۲۱ روز بعد» در دوره سی و پنجم جشنواره نامزد بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد و حالا نویسنده و کارگردان این فیلم است و حضور دوباره در جشنواره فیلم فجر را تجربه میکند. دیگر عوامل فیلم عبارتند از؛ جانشین تهیه و مدیر تولید: حسین رامه، مدیر فیلمبرداری: مرتضی غفوری، تدوین: حمید نجفیراد، مدیر صدابرداری: داریوش صادقپور، طراحی و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، آهنگساز: حامد ثابت، طراح صحنه: حسین کرمی، طراح لباس: آزاده قوام، طراح گریم: محمود دهقانی، جلوههای ویژه میدانی: آرش آقابیگ، جلوههای ویژه بصری: تهمینه ازکاری، اصلاح رنگ و نور : فربد جلالی، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: بهنام راهنمایی، منشی صحنه: سعیده دلیریان و عکاس: امیرحسین غضنفری. این فیلم تازهترین محصول سازمان سینمایی سوره محسوب میشود که به سفارش مرکز تولیدات سینمایی سوره تولید شده و مهدی فرجی تهیهکننده آن است.
نقد و بررسی فیلم زیبا ناتور دشت
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
احسان طهماسبی
مشکل اصلی ناتوردشت این است که فیلمنامه به اندازهای وسواسگونه در دادن اطلاعات به مخاطب عمل میکند که عملا دوسوم از زمان فیلم گذشته و تماشاگر هنوز به جز گمشدن یسنا اطلاعاتی دریافت نکرده و در واقع به تماشای عملیات جستجو برای نجات نشسته است! از سوی دیگر اشاره به المانهای مذهبی در آغاز فیلم سرنوشت احمد پیران (با نقش آفرینی حجازیفر) را برای مخاطب قابل حدس کرده و عملا مشت فیلمنامهنویس در گرهافکنی و گرهگشایی را برای مخاطب باز میکند. نقطه قوت فیلم اما در سکانسهای پایانی ناتوردشت است. کارگردان با کمک نقشآفرینی تاثیرگذار هادی حجازی فر در سکانس رهایی یسنا، اجرایی دقیق و تماشایی را به نمایش میگذارد.
۳ نکته از فیلم:
- پلان رهایی پرندگان وحشی از قفس که نمادی از رهایی احمد از بندهای اشتباهات زندگی گذشته و رسیدن به آسودگی و آرامش خیال است پلان جذاب و تماشایی از آب درآمده.
- بعد از تومان (مرتضی فرشباف) ناتور دشت، بهترین نقشآفرینی میرسعید مولویان در سینما است.
- علی مصفا در نقش بدمن فیلم!
نسیم قاضیزاده
حامد ثابت از معدود آهنگسازانی است که همچنان برای سینمای ایران، موسیقی اوریجینال و ارکسترال مینویسد، کارهایش را آکوستیک و در استودیو با نوازندگان واقعی ضبط میکند و نگاهش به موسیقی فیلم نگاهی است در کلاس جهانی. زمانی حامد ثابت جزو آهنگسازان نسل جدید سینمای ایران محسوب میشد که با نواهای مینیمالش نه تنها به فیلمهای بهرام توکلی رنگ و بو داده بود بلکه یک ذائقه جدید را با پرسه در مه و بعدتر در اینجا بدون من وارد موسیقی فیلم ایران کرد. بعدتر با ساخت موسیقی بینظیر تنگه ابوقریب به گمان من، موسیقی خود را در حافظه شنیداری ایران ثبت کرد. او که تا به امروز دو سیمرغ را برای بیهمه چیز و برلین منفی هفت به خانه برده است امسال با موسیقی چند فیلم از جمله ناتور دشت، لاکپشت و ماریا در جشنواره 43 ام حضور دارد.
همچنان که ناتور دشت فضایی جهانشمول و ناکجاآبادی دارد، موسیقیای از همان جنس هم میطلبد بنابراین ثابت نیز سراغ موسیقی ارکسترال کلاسیک رفته تا روایت موسیقی نیز از جنس همان جغرافیا و در عین حال پستورال (روستاگونه) باشد.
ناتور دشت فیلم شلوغی است، داستان پر است از حضور انسانهای مختلف و در عین حال تنهاییها و خسرانهای زیاد. به اینها انواع و اقسام صداهای محیطی را هم از آمبولانس و آژیر پلیس و ملخ هلیکوپتر و صدای فربادهای مردمی که دنبال دختربچه قصه میگردند را هم اضافه کنید. بنابراین موسیقی بنایی برای اینکه صدایی بیش از حد توان مخاطب را به باند صوتی فیلم تحمیل کند ندارد. در عین حال حضوری ممتد و مستمر دارد. گاهی کوتاهتر و گاهی بلندتر.
آهنگساز که مدتیست صدای خشدار و دفرمه آرشهها در موسیقی فیلمهایش تبدیل به امضای او شده است، در ناتور دشت هم در مواجهه با شخصیت آیهان از آن بهره برده است. این صداهای دیستورت شده باعث شدهاند تا به نوعی پلیدیهای وجود آیهان و در عین حال روح سرکش او در موسیقی متجلی شود. ضمن اینکه بخش عمدهای از موسیقی این فیلم، ویژه شخصیت آیهان، چرخشهای او، زندگی او و عملکردش در جهان داستانی فیلم دارد. همچون شخصیت او که تا پایان فیلم بر همگان پوشیده میماند و در همان خلا و بیاطلاعی هم از دست میرود، موسیقی نیز عملکردی از همین جنس دارد. آیهان در روستا به راحتی راه میرود، زندگی میکند و کسی حتی به او شک نمیکند. او همچون ماری که در مزرعه بلال مشهدجان میخزد، در میانه اتفاقات حضور دارد و هیچکس به او ظن نمیبرد. موسیقی نیز به همین میزانِ نامحسوس در بیشتر سکانسها حضور دارد.
ناتور دشت فیلم نماهای واید و زیباست که پر از رنگ و لعابند؛ از تصویر هوایی مزارع گرفته تا آزاد کردن پرندههای وحشی کمیاب در یک آسمان وسیع. موسیقی در این نماها، حضوری فعال و تماتیک دارد. در این لحظات که در زمره آرامترین لحظات این فیلم محسوب میشوند و تماشاگر از معدود لحظاتی ست که میتواند نفسی تازه کند، موسیقی نیز جریانی پررنگتر دارد.
ناتور دشت در فضای مداوم یک تریلر قدم برمیدارد، بنابراین موسیقی فضایی که برای نمایش صوتی خود دارد محدود است. اصواتی که در فیلمهای تریلر استفاده میشوند، بیش از آنی که قرار باشد گوشنواز باشند، در خدمت قصهاند. با این وجود آهنگساز ملودیپرداز و خوشقریحه سینمای ایران، در این فیلم نفسگیر نیز همچون بیهمهچیز، از موتیفهایی قوی استفاده کرده است.
بیشک بیادماندنیترین و مهمترین سکانس موسیقی، سکانس پایانیست. زمانی که احمدآقا (هادی حجازیفر) پی به داستان میبرد، از برملا شدن رازش دیگر نمیترسد و قویتر و رهاتر از همیشه به دنبال حقیقت میگردد. با بیرون آمدن او از چاه و آزاد شدن دخترک گمشده فیلم، ملودی پررنگ و باشکوه فیلم شنیده میشود. یک ویلنسل بیادماندنی که مهرداد عالمی آن را نواخته و بعد از آن ترکیب ارکستر بزرگ سازهای زهی و ابوا و ویلنسلی که نماینده شخصیت احمد پوران است شنیده میشود. حامد ثابت در این اوجها، سالهاست که حساب پس داده. این بار هم تماشاگرش را تا بیرون سالن با این اوج همراه میکند.
یکی از مهمترین ویژگیهای موسیقی ناتور دشت را که آهنگسازش بسیار خلاقانه به آن دست زده است را باید در ترکیب موسیقی و صداهای محیط و ایجاد یک آمبیانس صوتی قوی و معنادار دانست. نکته دیگر اینکه حامد ثابت مدتی است که همچون بزرگترین آهنگسازان دنیا، از سوپروایزر موسیقی فیلم در ساخت آثارش بهره میبرد که این مساله به بیان یک دست و یک روایت منسجم از موسیقی کمک میکند. هادی ثابت نوازنده ساکسیفون و آهنگساز او را در این راه یاری میکند که باعث شده است تا صدایی واحد از موسیقی متن فیلم به گوش مخاطب برسد.
محمد تقیزاده
اینکه محمدرضا خردمندان قصهگویی را دوست دارد و قصد دارد فیلم قصهگو بسازد در گام اول اتفاق خوب و امیدوارکنندهای است اما از بد ماجرا، توانایی ساخت یک درام پرکشش با فراز و فرودهای دراماتیک را ندارد؛ حداقل تماشای ناتور دشت با این اسم بیمسما این ناتوانی را نشان میدهد.
فیلم قرار است یک داستان واقعی در همین سال ۴۰۳ را روایت کند اما در روایتگری داستان هم جا میماند هم کش پیدا میکند. فصل گم شدن دختر بچه طولانی میشود با اینکه اطلاعات مربوط به حضور نیروهای امدادی و مردمی در کنار نگرانی خانواده و نقش احمد خیلی زود و خوب ارایه میشود اما در اینجا فیلم درجا میزند و بارها این موضوعات را به بهانههای مختلف مطرح میکند.
ماجرای میرسعید مولویان با بازی خوب این بازیگر با همسر و پدر همسرش خیلی در روند داستان جا نمیافتد و فصل معامله او با بایرام با بازی متفاوت علی مصفا آنچنان در پیشبرد داستان و شخصیت مولویان موثر نیست برای مثال اگر ماجرای ارتباط او با همسر و پدر همسر و بایرام نبود چه اتفاق خاصی در این ماجرای واقعی میافتاد.
۳ نکته از فیلم:
- بازی و انتخاب خوب میرسعید و علی مصفا
- درام کشدار
- پایان روی اعصاب
محمد جلیلوند
ناپدید شدن یک شخصیت، ایده جذابی برای نگارش فیلمنامه ای سینمایی به حساب می آید. چرا که مصالح کافی برای خلق قصه ای پرپیچ و خم را در اختیار نویسنده قرار می دهد. درست مثل خبر گم شدن دختربچه ای به نام یسنا در روستایی از استان گلستان که اردیبهشت امسال رخ داده و پایه فیلمنامه فیلم ناتور دشت به کارگردانی محمدرضا خردمندان قرار گرفته است. خبری کوتاه و تکان دهنده که با تخیل نویسندگان فیلم درآمیخته و به قصه ای جذاب و پرتنش تبدیل شده است.
به لحاظ کارگردانی هم ناتوردشت فیلم شسته رفته ای است که قاب های کاملا سینمایی و چشم نوازی دارد. در عین حال یکدست بوده و سرشار از تعلیق است که همین موضوع تماشاگر را تا پایان سر جای خود نگه می دارد. هادی حجازی فر و میرسعید مولویان نیز ستاره های ناتوردشت هستند که کاملا با نقش های خود جفت و جور شده و می توانند جزو نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول باشند.
۳ نکته از فیلم:
- فیلمبرداری و نورپردازی درخشان فیلم و رنگهای گرم آن و خرده کاه های پخش در هوا
- حضور کوتاه اما شیرین سعید آقاخانی
- تعلیقی که از ابتدا تا انتها حضور داشته و یکدستیاش را از دست نمیدهد
حمیدرضا محمدی
ناتور دشت پس از «بیستویک روز بعد»، دومین تجربه سینمایی بلند سیدمحمدرضا خردمندان است. اثری پربازیگر، با بنمایهای واقعی از اتفاقی که همین چندماه پیش، در اردیبهشت ١۴٠٣، در روستای «یلی بدراقِ» بخش «پیشکمرِ» شهرستان کلاله رخ داد و «یسنا»ی چهارساله، پنج شبانهروز گم شد.
فیلمی نفسگیر که بیننده را تا دم آخر همراه خود میبرد و میکشاند و نمیگذارد آنی پلک روی هم بگذارد. پردههای آغازین و آخرین یعنی گم و پیدا شدن یسنا، روند و روالی سریع و قابلقبول دارد و اطلاعات را به بیننده میدهد اما چون همۀ فیلم همین است، میانۀ کار که روایت تلاشها برای یافتن دختربچه است، زیادی کشدار شده است. با آنکه داستان واقعی است اما اگر آن را ندانیم، بهمرور و از لباس بازیگران میتوان فهمید که ماجرا در استان گلستان میگذرد. و یا آنکه با وجود این نکته که یسنای واقعی را پسر کایتسوار یافت اما اینجا گویی بنا بوده بههرنحوی او را بگنجانند.
بااینحال، اگرچه پایان فیلم، نتیجهگیری اخلاقی است اما شعار نمیدهد و آن شکست هیمنۀ منیت و انانیت را باورپذیر به نمایش درآورد، آن هم در سکانس قنات و سیمان که هادی حجازیفر حیرتانگیز از آب درآورد. برخی قابها زیبا و چشمنوازند و پر از رنگ و لعاب. هم بازی میرسعید مولویان خوب است و هم هادی حجازیفر. چهرهپردازی سیدعلی صالحی و اردشیر رستمی هم البته متفاوت است.
٣ نکته از فیلم:
- بیشعارزدگی
- سیمان و قنات و احمدآقا
- اردشیر رستمیِ حاجآخوند
سید مهرزاد موسوی
نگاه ژورنالیستی و گزینش سوژه از اتفاقات روز برای ساخت فیلم -متاسفانه- از جمله کیمیاهای سینمای ماست و محمدرضا خردمندان بهجای افتادن در دام تاریخیسازی ارگانی (مُد موردپسند سازمانها و نهادهای بودجهدار)، سراغ یک اتفاق تازه در شمال کشور رفته و فیلم ناتوردشت را به اثری دراماتیک و شاید بهترین فیلم تولیدی ارگانی در این جشنواره فجر ۱۴۰۳ بدل کرده است.
فیلم ناتوردشت مدل تخریب چهره یک قهرمان را برای روایت خودش انتخاب کرده است؛ «احمد آقا»یی که با او همدل هستیم و متوجه میشویم آنقدرها هم بیاشتباه نیست! بدمنی که اگرچه ابتدا، تصمیمش درک ناشدنی است ولی در ادامه متوجه وسوسه او میشویم و روستایی که کمکم رازهایش برملا میشود. این وجوه داستانی و دراماتیک فیلم را دنبالکردنی میکند. اگرچه فیلم برای تبدیل شدن به یک اثر درجه یک، چیزهایی کم دارد ولی با اینحال فیلم گرم و روانی است.
۳ نکته از فیلم:
- سعید آقاخانی بینظیر که در همان لحظههای حضور، به فیلم جان میدهد
- جزئیات و قاببندیهای زیبا و سینمایی
- موسیقی متن خوب
اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳
حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
محمدرضا خردمندان | کارگردان: این اتفاق در اردیبهشتماه رخ داد و ما فیلمنامه را در آخر خرداد شروع به نوشتن کردیم و سه ماه نوشتن ما طول کشید. این فیلم اقتباس از داستان ناتور دشت نیست و ما از یک کانسپت که در آن رمان وجود دارد، استفاده کردیم. «ناتوردشت» اصطلاحی است که در ادبیات کهن ما وجود دارد. ناتور به معنای نگهبان است و ما به معنی محیطبان گرفتیم. فیلم ما معمایی نیست و فرایند اصلی فیلم تکیه بر شخصیتپردازی است، فیلم درست از جایی شروع میشود که نقش منفی کار مشخص میشود. از حقیقت نمیشود فرار کرد و طراحی ما این بود که آدمها در بحران چه مسیری را طی میکنند. مهدی فرجی | تهیهکننده: پیشتولید ما چون فیلمنامه چندین بار بازنویسی شد، حدود چهار ماه طول کشید و صفر تا صد اسطبلها و بخشهای دیگر لوکیشن ساخته شد. فیلمبرداری هم نزدیک به دو ماه طول کشید. از دوستان حوزه هنری تشکر میکنم که چنین موضوعی را پیشنهاد دادند. هیچکس در ادبیات ما با کلمه ناتور دشت مواجه نشده بود؛ ولی همه با رمان خارجی آن آشنایی دارند. سید علی صالحی | بازیگر: خوشحالم بعد از سیسال کار حرفهای برای اولینبار در جشنواره فیلم فجر حضور دارم. اولین فیلمم را با فیلم «هیوا» رسول ملاقلیپور کار کردم و بعد دیگر ما را در سینما راه ندادند. نقش بسیار پرچالشی برای من بود و چون من در زندگی واقعی پدر نیستم، تلاش کردم حس و حال پدرم را در این نقش زنده کنم. من نقش خود را با امام رضا (ع) بستم. از محمود دهقانی طراح گریم بسیار تشکر میکنم که گریم ویژهای برای من در نظر داشتند و روزی چند ساعت باید گریم میشدم. حامد ثابت | آهنگساز: قبل از فیلمبرداری بحث مفصلی درباره موسیقی ترکمنصحرا داشتیم و خیلی خوب موسیقی آنجا را میشناسم؛ ولی قرار نبود فیلمی بسازیم که با تمام مختصات ترکمنصحرا منطبق باشد.پوستر فیلم ناتوردشت
دیدگاهها
ارسال دیدگاه