رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

ملودرام تلخی در باب نسیان

محمد جلیلوند |
آلزایمر را می‌توان یکی از مهم‌ترین بیماری‌های نیم قرن اخیر جهان به حساب آورد که میلیون‌ها نفر را درگیر خود کرده و با وجود پیشرفت‌های شکل گرفته در علم پزشکی هنوز درمان قطعی برای آن کشف نشده است. بیماری‌ای که خود فرد مبتلا را به شکلی رنج داده و اطرافیان و خانواده‌اش را به شکلی عمیق‌تر تا جایی که گاه بنیان خانواده نیز از هم پاشیده می‌شود. همین موضوع نیز توجه هنرمندان زیادی را در سراسر جهان به خود جلب کرده و آثار زیادی با الهام از آن خلق شده که هنرمندان حوزه ادبیات و سینما در صدر آن قرار دارند.

معرفی و حاشیه های فیلم عزیز

به ویژه سینما که ابزار مناسبی برای خلق آثاری در این باب در اختیار داشته و نمونه‌های فراوانی از آن را در سال‌های اخیر شاهد بوده‌ایم. از فیلم سینمایی «پدر» ساخته فلوریان زلر تا فیلم‌هایی همچون: «کفشهایم کو» ساخته کیومرث پوراحمد و «هفت بهار نارنج» به کارگردانی فرشاد گل سفیدی که این آخری هنوز رنگ اکران عمومی را ندیده است. فیلمنامه همه آن‌ها نیز بر پایه آلزایمر شکل گرفته و شخصیت‌های اصلی آن مبتلا به این اختلال پیچیده مغزی هستند. آنچه که این آثار را با وجود شباهت‌ها از یکدیگر متمایز ساخته، کیفیت فیلمنامه و پرداخت شخصیت‌محوری آن است. فیلم عزیز ساخته مجید توکلی که این روزها بر پرده سینماهای کشور رفته، تازه‌ترین نمونه در این باب به حساب می‌آید.
مجید توکلی در عزیز تلاش کرده تا حفره‌های ریز و درشت فیلمنامه خود را با قاب‌بندی‌ها و استفاده درست از اتمسفر محل فیلمبرداری و البته بازیگران‌اش پر کند و در این راه هم موفق نشان داده است. عزیز تیم بازیگران یکدست و درخشانی دارد که در راس آن‌ها روزبه حصاری و آزاده صمدی در نقش‌های انوش و مرضیه قرار دارند
توکلی در سومین ساخته سینمایی خود سراغ آلزایمر رفته و تلاش کرده تا از قالب ملودرام که بهترین قالب برای روایت قصه‌هایی از این جنس است، بهره بگیرد. فیلم با سکانس مهمانی خانوادگی در شمال ایران آغاز شده و شخصیت‌ها تا حدودی به تماشاگر معرفی می‌شوند. مساله اصلی آن‌ها که چیزی جز ابتلای عزیز به فراموشی نیست هم مطرح شده و روی آن تاکید می‌شود. چاره‌جویی سه پسر و تنها دختر عزیز برای این مشکل در حالی که هر کدام مشکلات خاص خود را دارند، به یک حادثه محرک مناسب ختم می‌شود. آمدن پیرمردی به نام نوروز برای خواستگاری که با بی‌اعتنایی عزیز به نتیجه نمی‌رسد. اشاره پیرزن به مرد مهربانی که برای او میوه می‌آورد، نقطه عطف نخست فیلمنامه را رقم زده و قصه را وارد فاز اصلی خود می‌کند. جایی که بچه‌ها و آذر تنها نوه جوان عزیز آن را جدی گرفته و به دنبال شخصی با این مشخصات می‌روند! اطلاع آن‌ها از فراموشی مادر و جدی گرفتن بیش از حد ماجرا، لطماتی به پیکره قصه وارد کرده و تماشاگر را برای همزادپنداری با آن‌ها دچار مشکل می‌کند. اشتباه گرفتن انوش پسر ته تغاری خانواده با غلامعلی شوهر عزیز، عطف بعدی فیلم به حساب می‌آید که گره اصلی را به قصه می‌زند. آن هم در حالی که انوش نامزدی به نام مرضیه داشته و در تدارک عروسی با اوست. نیمه دوم عزیز به خاطر همین گره نه چندان محکمی که قرار است قصه را پیش ببرد، افت محسوسی کرده و فاصله تماشاگر با شخصیت‌ها را بیش از پیش می‌کند. اندک حوادث فیلم همچون: گم شدن عزیز در بازار و… نیز کمک چندانی به فیلم نکرده و تنها مدت زمان آن را به استاندارد یک فیلم سینمایی می‌رساند. شخصیت‌های اصلی فیلم به جز عزیز، انوش و مرضیه خوب از کار درنیامده و بیشتر تیپ به حساب می‌آیند. به ویژه برادرهای انوش که تنها اشاره‌ای کوتاه به شغل آن‌ها شده و تخت و تک‌بعدی به نظر می‌رسند. عزیز به عنوان یک مبتلا به آلزایمر طبیعی و باورپذیر از آب درآمده و به باور تماشاگر می‌نشیند. در عین حال انوش هم با وجود اغراق‌های گاه بیش از اندازه‌اش، در قامت قهرمان فیلم نشسته و نگاه تماشاگر را معطوف خود می‌کند. مرضیه هم تنها شخصیت زن کنشمند و مماس با جهان فیلم است که دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش بابت زندگی پیش رو و تلخی‌هایی که پشت سر گذاشته، تا حدود زیادی باورپذیر جلوه می‌کند. در عین حال توکلی در یک سوم پایانی عزیز، دست خود را برای تماشاگر رو کرده و آن را می‌توان پاشنه آشیل فیلم به حساب آورد. \"آزاده مجید توکلی در عزیز تلاش کرده تا حفره‌های ریز و درشت فیلمنامه خود را با قاب‌بندی‌ها و استفاده درست از اتمسفر محل فیلمبرداری و البته بازیگران‌اش پر کند و در این راه هم موفق نشان داده است. عزیز تیم بازیگران یکدست و درخشانی دارد که در راس آن‌ها روزبه حصاری و آزاده صمدی در نقش‌های انوش و مرضیه قرار دارند. این دو درک درست و دقیقی از نقش خود داشته و آن را بدون توسل به اغراق به نمایش گذاشته‌اند. حصاری کاملا انگ انوش بوده و در نمایش احساسات غلیظ او نسبت به مادرش موفق نشان داده است. صمدی هم مرضیه را به گونه‌ای بازی کرده که کاملا به باور تماشاگر نشسته و با او همزاد‌پنداری می‌کند. به ویژه در سکانس‌های دونفره‌اش با انوش و آن سکانس درددل‌اش با عزیز که عالی از کار درآمده است. عزیز از آن دسته ملودرام‌هایی است که حس و حال خوبی داشته و تماشاگر علاقمند سینمای ایران را به یاد ملودرام‌هایی از گذشته‌های نه چندان دور سینمای ایران می‌اندازد.

بهترین فیلم های اجتماعی سینمای ایران

م
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه