رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

آب، آتش، درخت

مسعود میر |
از صبح سرم دنگ گرفته‌است. عکس‌های زیرخاکی فیلم آب‌و‌آتش که در صفحه اینستاگرام مرکز تولیدات سینمایی سوره منتشر شده را با دقت نگاه می‌کنم. تفاوت از قاب‌ها بیرون می‌زند و سر تکان‌ دادن‌های من تمامی ندارد. جوانی گمشده بازیگران و کارگردان را بگذارید کنار و برسید به فقدان‌ها. فقدان زندگی ناشی از مرگ بازیگران که به نام فریماه فرجامی و آتیلا پسیانی سنجاق می‌شود و البته فقدان طراوت در سینمایی که آن سال‌ها آنقدر دستش پر بوده که آب‌و‌آتش را در جشنواره‌اش نمی‌پذیرد و فیلم را راهی اکران زود هنگام می‌کند. تفاوت‌ها بسیار است و ما هنوز فقط لب ور می‌چینیم و سرمان دنگ دنگ می‌کند. \"یادداشت حدود ظهر است که به رغم ممنوعیت‌های پزشکی، دو قرص مسکن را شوت می‌کنم ته حلقم تا کمی از سردرد لعنتی‌ام کاسته‌شود. در چند کانال تلگرامی بطور مشترک خبر تهدیدها و توقیف‌های دستگاه نظارتی بر پلتفرم‌ها را می‌خوانم و کلافه می‌شوم.هوادار دو آتشه آنها نیستم اما معتقدم مگر می‌شود یک بنجل‌فروش متر و معیار تعیین کیفیت دیگر فروشنده‌ها شود؟ کجای دنیا این همه بودجه و بلاهت با هم تجمیع شده و نامش را گذاشته‌اند رسانه ملی؟ کاش عرصه رقابت آزادانه وجود داشت تا مخاطب فلک‌زده بتواند با آرامش و بدون عذاب محصول محبوبش را انتخاب کند.فیلم و سریال که دیگر قطعات یدکی ماشین و لوازم خانگی نیستند که انحصارشان بوی تحریم و کاسبی بدهد. اصلا ولش کنید چون ما برای همان قرص‌های مسکن سردرد هم درگیر رانت و بودجه کلان و محصول بنجل هستیم. \"یادداشت شب شده‌است. اصلا حوصله ندارم تا در کشمکش سانسور و حذف و مصائب مکرر تماشای فیلم خارجی ، خودم را به اندازه قامت مدیران به اصطلاح فرهنگی کوچک نگه دارم. کتاب نیمه‌خوانده را برمی‌دارم و پناه می‌برم به کلمه. برمی‌خورم به جمله طلایی «بارون درخت‌نشین» نوشته کالوینو؛ آنجا که برادر کوچکتر در دفاع از درخت‌نشینی برادر بزرگتر-کوزیمو- به دیگران می‌گوید: دوری گرفتن او از زمین برای نزدیکتر شدن به آسمان نیست، برای این است که زمین را بهتر ببیند. یک آن خیلی چیزها در ذهنم رژه می‌رود و با خودم افسوس می‌خورم که چرا بعضی‌ها از زمین دور نمی‌شوند تا آن را بهتر ببینند؟ چرا هنوز در قواعد کهنه و قوانین بیات شده دست و پا می‌زنیم؟
م
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه