رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی فیلم

لی بهترین فیلم کارنامه من است!

Afshin Akhgar |
کیت وینسلت بازیگر 49 ساله انگلیسی با ایفای نقش زنان پیچیده و سرسخت در فیلم‌های مستقل، به‌خصوص درام‌های تاریخی، شناخته می‌شود. او جوایز بی‌شماری را کسب کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به یک اسکار، یک گرمی، دو امی پرایم‌تایم، پنج بفتا و پنج گلدن گلوب اشاره کرد. مجله تایم در سال‌های 2009 و 2021 او را یکی از صد فرد تاثیرگذار در جهان نامید. کیت وینسلت که در سال 2012 مدال امپراتوری بریتانیا را دریافت کرد در اینجا با جِسِیمی کالکین از تلگراف پیرامون فیلم جدیدش لی صحبت کرده است؛ یک درام زندگینامه‌ای انگلیسی به کارگردانی الن کوراس فیلم‌اولی که به بخشی از زندگی یک عکاس جنگ جهانی دوم به نام لی میلر می‌پردازد و اقتباسی است از کتاب زندگینامه‌ای سال 1985 آنتونی پِن‌رُز (پسر میلر) با عنوان زندگی‌های لی میلر The Lives of Lee Miller.

بهترین فیلم ها و سریال کیت وینسلت

فیلمی که ۹ سال زمان برد

کیت وینسلت با شوهرش ند و پسر ده‌ساله‌شان بیر معمولا در دهکده‌ای در وست ساسکس زندگی می‌کنند (میا دختر بازیگر 23ساله وینسلت، این روزها سر صحنه فیلمبرداری است و جو پسر 20 ساله‌اش در سفر)؛ و این گفت‌وگو در این خانه انجام شد و زمانی که آن‌ها در وقفه کوتاهی بین پروژه‌ها بودند و نمایش عمومی فیلم لی Lee هم نزدیک بود. فیلم لی پروژه‌ای است که وینسلت برای نُه سال در تلاش بود تا ساخته شود و زندگی مدل و عکاس آمریکایی لی میلر را به تصویر می‌کشد که به عنوان منبع الهام هنرمند سوررئال مَن رِی هم شناخته می‌شد. البته دستاورد اصلی لی میلر عکاس‌هایی است که در پایان جنگ جهانی دوم گرفت. عکس‌های ارسالی او از خط مقدم جنگ در مجله ووگ آن زمان منتشر شدند اما وسعت و ارزش آثار او زمانی کشف شد که پسرش پس از مرگ او در سال 1977 با آرشیو وی در اتاق زیر شیروانی برخورد کرد. او کتابی دست‌نویس، 60 هزار عکس و 20 هزار نسخه اولیه نگاتیوهای چاپ‌شده را پیدا کرد. میلر یکی از چهار زن عکاسی بود که به صورت رسمی به عنوان خبرنگار آمریکایی در جنگ جهانی دوم حاضر شد. او در محاصره شهر فرانسوی سن-مالو و آزادی اردوگاه‌های کار اجباری بوخن‌والت و داخائو حضور داشت و عکس مشهورش در وان حمام هیتلر در آپارتمانش در مونیخ گرفته شد. او رک و راست و جسور بود و همیشه آخرین نفری بود که مهمانی را ترک می‌کرد. وینسلت علاوه بر بازی در فیلم، به همراه کیت سالمن، تهیه‌کننده هم هست و در کنار ترکیبی پرستاره از بازیگران قرار گرفته است شامل جاش اوکانر، آندریا رایزبورو، الکساندر اسکاشگورد و ماریون کوتیار. اِلن کوراس کارگردانی را بر عهده داشت و ماریون هیومِ ژورنالیست، یکی از نویسندگان فیلم لی است. \"کیت

مهم‌ترین سال‌های زندگی او

وینسلت می‌گوید: «زندگی میلر به‌قدری گسترده بود که اگر می‌خواستیم یک اثر زندگینامه‌ای سرراست کار کنیم باید سریالی 12 قسمتی برای اچ‌بی‌او می‌ساختیم؛ برای همین تصمیم گرفتم داستان مهم‌ترین سال‌های زندگی‌اش را به تصویر بکشیم؛ و نگاه نسلی از مردم به او را بازتعریف کنیم و با امیدواری این دریافت از او را تغییر بدهیم که مدل سابقی بود که به منبع الهام مَن رِی هنرمند بدل شد. در واقع جالب‌ترین دهه زندگی او زمانی بود که به عنوان یک زن میانسال عکاس عازم میدان جنگ شد. به نظرم به تصویر کشیدن زندگی او در این سن‌وسال نه‌فقط مهم بود - از این منظر که زندگی زنان در این بازه سنی کم‌تر به نمایش درمی‌آید - بلکه کاری که او در این دوره از زندگی‌اش انجام داد واقعا باورنکردنی است؛ و بسیار شجاعانه و مهم.»

۱۰ فیلم برتر درباره عکاسی و عکاس‌ها که دیدنی است

لی میلر زن کله‌خری بود و وینسلت ارتباط قوی‌ای با او گرفت: «من از بسیاری جهات احساس می‌کنم به او بیش از هر شخصیتی - که پیش از این نقشش را ایفا کرده بودم - شباهت دارم. من با بخش اعظمی از شیوه زندگی او عمیقا ارتباط گرفتم و البته که با این وجود، الهام‌بخش من هم شد. همه چیز طبق قواعد شخصی او پیش می‌رفت. حتی این‌که چطور به خود جسمانی‌اش توجه نشان می‌داد. شاید برای برخی زنان بازی در قالب چنین شخصیتی در این روزگار، خطرآمیز قلمداد شود ولی برای من ذره‌ای اهمیت نداشت. من اگر لازم باشد همین الان تمام لباس‌هایم را مقابل تو درمی‌آورم چون واقعا اعتقادی به پنهان کردن حقیقت ندارم.»

نیکول کیدمن هم نتوانسته بود

فیلم بر اساس زندگینامه‌ای به قلم آنتونی پِن‌رُز ساخته شده است که تنها فرزند لی از ازدواجش با هنرمند سوررئالیست انگلیسی رولند پن‌رز است. پیش از این چند تلاش برای اقتباس سینمایی از این کتاب صورت گرفته بود که مهم‌ترین‌شان توسط نیکول کیدمن و سپس جان مِی‌بِری کارگردان بود که هر دو چندین‌وچند سال به طول انجامید اما نتیجه نداد. سرانجام یک کمپانی استرالیایی با نام هاپس‌کاچ حقوق اقتباس از کتاب را زیر نظر تهیه‌کننده‌ای به نام تروی لام خرید؛ کسی که در جشنواره فیلم تورنتو با پیشنهاد وینسلت مواجه شد و خب، هیچ‌کس نمی‌تواند پیشنهاد کیت وینسلت را رد کند. \"کیت

مواجهه با وحشت مطلق

با وجود این، شروع کار دشوار بود: «فیلمسازی سخت است مگر این‌که پای یک فیلم مارولی بزرگ در میان باشد. در خصوص این پروژه خیلی با چنین سوالی از سوی کارگردانان مرد آمریکایی اخمو روبه‌رو می‌شوید: خب، من چرا باید این زن را دوست داشته باشم؟» مردانی هستند که علاقه‌ای به زنانی ندارند که زندگی پرتشویشی داشتند و دچار اعتیاد به الکل و گستاخ بودند. لی هرچه می‌خواست به زبان می‌آورد و هر آنچه می‌خواست به دست می‌آورد. وینسلت می‌گوید: «ما می‌خواستیم ظرفیت لی در مواجهه با وحشت مطلق، نیروی پیش‌برنده اصلی داستان باشد چون وقتی این امر محقق می‌شد آن‌وقت داستان‌های دیگری که او می‌کوشد روایت کند جایگاه خودشان را پیدا می‌کردند. من و کیت سالمن در قالب یک گروه، همکاری خیلی خوبی داریم؛ و او تهیه‌کننده مجربی است که خیلی چیزها را برای این پروژه سینمایی به ارمغان آورد. با وجود این، ساختن این فیلم خیلی زمان برد چون به‌تدریج پروژه‌اش را در میان فیلمبرداری سایر پروژه‌ها، بزرگ کردن فرزند کوچکم و رسیدگی به مسائل فرزندان بزرگم میا و جو - که هنوز در خانه پیش ما هستند - پیش می‌بردم؛ خانواده‌ام همیشه مهم‌ترین دارایی‌ام در جهان من بوده‌اند. نمی‌توانستم مثل مردان مثلا هجده ماه را به این پروژه اختصاص بدهم. برای همین بود که حدود نه سال طول کشید.» و با تاکید بر این موضوع که در این مدت مساله کووید و اعتصاب بازیگران هم پیش آمد می‌افزاید: «البته هر ثانیه لعنتی آن ارزشش را داشت. مهم بود که کار را درست انجام بدهیم؛ آن هم در دوره‌ای که دنیا خیلی دراماتیک دچار تغییر شد. در این میان، جنبش «من هم» نیز اتفاق افتاد و ناگهان تغییر چشمگیری ایجاد شد و صدای زنان به‌صورتی شنیده شد که پیش از آن هرگز سابقه نداشت؛ و هرچه زمان بیش‌تر گذشت ما بیش‌تر با خودمان می‌گفتیم که حالا دیگر باید فیلم را بسازیم. اصلا جوری شده بود که احساس مسئولیت و وظیفه می‌کردیم.»

نقش‌های افتخارآمیز کیت وینسلت

وینسلت در جریان کار طولانی‌مدتش روی پروژه سینمایی لی در پروژه‌های مختلفی بازی کرد: فیلم سرقتی سه‌تا نُه (جان هیلکوت، 2016)، فیلم انگلیسی آمونیت (فرانسیس لی، 2020)، آواتار: راه و رسم آب (جیمز کامرون، 2022)، درام کانال چهار به نام من روث هستم (دامینیک سَوِج، 2022) و سریال کوتاه اچ‌بی‌او با عنوان میر اهل ایست‌تاون (برد اینجلزبای، 2021) که جوایز بی‌شماری را کسب کرد و یک جایزه امی و یک جایزه گلدن گلوب را هم برای وینسلت به ارمغان آورد. کیت وینسلت تا امروز در بیش از 40 فیلم بازی کرده، راوی چند مستند بوده و صداپیشگی را در شماری از انیمیشن‌ها تجربه کرده است. او پیش از این که جایزه اسکار را برای فیلم کتاب‌خوان (استیون دالدری، 2008) به خانه ببرد 5 بار نامزد دریافت تندیس طلایی شد. از او می‌پرسم به کدام نقش‌هایی که تا امروز بازی کرده است بیش‌تر از بقیه افتخار می‌کند؟ «فکر می‌کنم همین فیلم لی؛ و فیلم کتاب‌خوان که در دوره دشواری از زندگی‌ام روی داد و الان که به گذشته نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم: چطور آن دوران را پشت سر گذاشتم و در آن فیلم بازی کردم؟ و فیلم نور ابدی ذهنی بی‌آلایش (میشل گوندری، 2004) چون فرصتی بود برای به نمایش گذاشتن بخشی دیگر از توانایی‌هایم؛ بماند که عاشق آن فیلم هستم. راستش را بخواهید به فیلم آمونیت هم افتخار می‌کنم؛ فیلمی که برای فرانسیس (لی) بدل به چالشی شد تا مرا در نقش مری آنینگ هدایت کند. او به من می‌گفت: فقط آنجا بشین. هیچ کاری نکن.» و من هم در جریان همین دیدار خانگی با کیت فهمیدم که بی‌کار نگه داشتن کیت وینسلت کار آسانی نیست. \"کیت

کیت یک سرباز تمام‌عیار است!

او درباره فیلمسازی می‌گوید: «من کاملا عاشق کل فرایند سروشکل دادن به یک فیلم و همکاری با دیگر بازیگران و کارگردان هستم. اگر نقش اصلی باشم با همه ارتباط می‌گیرم و روزهای فوق‌العاده‌ای رقم می‌خورد چون با هم داریم یک پرده بزرگ زیبا را خلق می‌کنیم. فیلم لی واقعا مایه مباهات من است و روزی بود که یکی از عوامل گفت: ما چه روزهای خوشی را تجربه می‌کنیم. سابقا همیشه همین‌طور بود.» کیت سالمن همکار تهیه‌کننده وینسلت هم این موضوع را تایید می‌کند: «کیت یک سرباز تمام‌عیار است و کسی که واقعا می‌داند چطور باید گروهی کار کرد. او واقعا سختکوش است و برای فیلم لی 8 سال پژوهش کرد و همه چیز را در ذهنش داشت. این دست فیلم‌های مستقل می‌توانند فریبنده باشند و اگر کسی انرژی کافی برای سروشکل دادن به کلیت و ماهیت آن‌ها را نداشته باشد به‌راحتی از دست می‌روند.»

هرگز نقدها را نمی‌خوانم

وینسلت در شبکه‌های اجتماعی حضور ندارد و هرگز نقدها را نمی‌خواند. او در سال‌های دور در نشست‌های مطبوعاتی مورد قضاوت قرار گرفته اما این روزها می‌گوید که به فکر و نظر دیگران اهمیتی نمی‌دهد: «وقتی جوان‌تر بودم اهمیت می‌دادم واقعا هم برایم مهم بود. من زنی با اندام میانه بودم که ناگهان در کانون توجه عمومی قرار گرفت و مطبوعاتی‌ها بی‌رحمانه درباره ظاهر و شمایل من اظهار نظر می‌کردند؛ درباره این‌که چه می‌خوردم و این‌که رژیمی دارم یا نه... و آن‌ها هنوز هم چنین می‌کنند! آن‌ها هنوز هم به این کار لعنتی‌شان ادامه می‌دهند. آن‌ها درباره بدن زنان از واژه‌هایی بهره می‌برند که از آن‌ها درباره بدن مردان استفاده نمی‌کنند. این واقعا غیرمسئولانه است؛ و این‌ها فقط مواردی است که در رسانه‌های جریان اصلی اتفاق می‌افتد و من هیچ ایده‌ای ندارم که در فضای آنلاین یا شبکه‌های اجتماعی چه خبر است.» و این‌طور ادامه می‌دهد: «و زمانی که جوان‌تر بودم کاملا واکنشی و تدافعی بودم اما در آن روزگار نمی‌شد در فرهنگ‌مان به یک ژورنالیست بگویی: تو نمی‌توانی این حرف را درباره من بزنی چون واقعا مرا آزار می‌دهد. اگر چنین واکنشی هم اتفاق می‌افتاد با این جواب روبه‌رو می‌شد که: خب، عزیزم خودت وارد این مسیر شدی! در آن روزگار مردم دوست نداشتند ما نظرهایی از این دست داشته باشیم که: چرا زنان نمی‌توانند چربی اضافی داشته باشند یا کشیدگی پوست‌شان دیده شود؟ و چرا باید خودشان را بپوشانند؟ این روزها وقتی می‌بینم نسلی از زنان با غرور خود واقعی‌اش را به نمایش می‌گذارد گاهی وقت‌ها اشکم درمی‌آید؛ و باید بگویم که واقعا الهام‌بخش است.» وینسلت بیش‌تر توضیح می‌دهد: «نسل جدید بازیگران در برابر تحقیر جسمانی از سوی رسانه‌ها ساکت نیست و آن‌ها را به چالش می‌کشد. حالا جنبشی به راه افتاده است که قبلا وجود نداشت و مرا هم به‌طور طبیعی همراه خود کرده است. به نظرم دائم اعتمادبه‌نفسم بالاتر می‌رود.» \"کیت

مزیتِ داشتن یک میانجی

تا حالا در فیلمی از شما خواسته شده کاری را انجام بدهید که به آن جواب منفی داده باشید یا از آن ناراحت شده باشید؟ وینسلت پس از کمی فکر کردن می‌گوید: «نه، با چنین موردی مواجه نشدم و از چیزی هم پشیمان نیستم. البته قطعا این درخواست را مطرح کرده‌ام که صحنه‌ای را به شیوه‌ای بگیریم که کم‌تر برهنگی داشته باشد چون واقعا احساسم این بوده که به آن نما نیازی نداریم و داستانی که روایت می‌کنیم ربطی به آن پیدا نمی‌کند؛ اما خوش‌بختانه در شرایطی قرار نگرفتم که بگویم: این صحنه را بازی نمی‌کنم! به عبارت دیگر، با لبخندی جانانه گفته‌ام: بیایید راه بهتری را برای اجرایش پیدا کنیم. وقتی هجده ساله بودم که نمی‌توانستم چنین خطری کنم. به نظرم مربیان روابط صمیمانه در صنعت ما خیلی مهم هستند. فوق‌العاده است که بازیگران جوان از مزیت داشتن یک میانجی برخوردارند.»

درباره دیگر بازیگران

او به نیکی و احترام از دیگر بازیگران یاد می‌کند: «هیو گرنت واقعا عالی است. سارا اسنوک یک پدیده است؛ و جاش اوکانر واقعا مایه مباهات من است؛ او به کارنامه‌ای رسیده است که لیاقتش را دارد چون واقعا بااستعداد است.» دیگر بازیگری که وینسلت واقعا به او افتخار می‌کند میا است (که این روزها در اسکاتلند در حال فیلمبرداری سریال تلویزیونی دزدان دریایی است و به ترکیب بازیگران فیلم جدید وس اندرسن هم راه یافته است)؛ دختری که حاصل ازدواج وینسلت با شوهر اولش جیم تریپلتن است که سال 1998 زندگی مشترک‌شان شروع شد: «میا واقعا شگفت‌انگیز است.» \"کیت

بازیگری دخترش میا و پسرش جو

میا همیشه می‌خواست بازیگر شود؟ «بله، تازگی او را سر صحنه دیده‌ام ولی نمی‌خواهم چیزی را لو بدهم. پس برای همین دهانم را می‌بندم. وقتی به من گفت که می‌خواهد بازی کند گفتم: خیلی خوب. بعدش هم گفت: فکر نمی‌کردی قرار است چنین حرفی بزنم، درسته؟ که چنین پاسخش را دادم: از وقتی دو سال داشتی می‌دانستم که روزی این حرف را خواهی زد. پس راهت را برو؛ و شروع کن به کار.» پسرش جو نیز بازیگر است (از ازدواجش با سم مندس کارگردان که هشت سال زندگی مشترک داشتند).

آشنایی با شوهر سومش

وینسلت و فرزندانش سال 2011 در جزیره نِکِر بودند که توفانی به‌پا شد و صاعقه با خانه‌شان برخورد کرد و آتش گرفت. آن‌ها فقط توانستند گذرنامه‌های خود را بردارند و از خانه خارج شوند؛ و البته با کمک پسر خواهر ریچارد برنسن، نِد راکنرول، که وینسلت چند روز قبل با او آشنا شده بود: «برایم خیلی روشن بود که این کسی است که قرار بوده زندگی‌ام را با او سپری کنم و هنوز هم دقیقا چنین احساسی نسبت به او دارم.» آن‌ها برای این‌که نحوه آشنایی‌شان را به یاد داشته باشند نام میانی پسرشان بیر را بلِیز انتخاب کرده‌اند (که به معنی شعله درخشان است). ند چه کار می‌کند؟ «حواسش به همه هست. او فوق‌العاده است. ما واقعا با هم زندگی می‌کنیم. او مرتب از پروژه‌ای به پروژه بعدی می‌رود. وقتی او را دیدم داشت یک جشنواره موسیقی را برپا می‌کرد.» او نمی‌دانست که نام خانوادگی ند، راکنرول (مشابه ژانری در موسیقی) است که البته حالا آن را به ابل اسمیت تغییر داده است: «وقتی نام‌‌خانوادگی‌اش را به من گفتند با خودم گفتم عالی است چون بامزه است که او اصلا راک اند رول نیست. او برای من آقای وگان یوگا است. او سرشار از زندگی و روحیه است. ند و من واقعا نسبت به زندگی واقعی خوش‌بین هستیم. وقتی با کسی زندگی می‌کنید که از خواب بیدار می‌شود و پرده‌ها را می‌کشد و به جهان سلام می‌کند. فقط با خودتان فکر می‌کنید که شما هم باید زندگی کنید.» \"کیت

ملاقات با نویسنده کتاب زندگی‌های لی میلر

آنتونی پِن‌رُز 76 ساله پسر لی میلر می‌گوید: «وقتی بچه بودم مادرم به‌شدت دچار اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) بود و معتاد به الکل. این وضعیت برای من خیلی سخت بود. او به خاطر اتفاقی که در کودکی تجربه کرده بود و سپس به عنوان یک عکاس، شاهد ترس‌های مرگ در اردوگاه‌های کار اجباری بود به‌شدت از نظر روحی آسیب دیده بود. برای همین 25 سال اول زندگی من با چنین وضعیتی گذشت که برای من بسیار دشوار بود.» آنتونی در 25 سالگی برای سه سال خانه را ترک کرد و با همسرش سوزانا ازدواج کرد؛ کسی که در بازگشت به خانه باعث بهبود روابط آنتونی با مادرش شد. میلر دو سال بعد در اثر ابتلا به سرطان لوزالمعده درگذشت. آنتونی پس از آن بود که آرشیو مادرش را در اتاق زیر شیروانی کشف کرد و تصمیم گرفت کتاب زندگی‌های لی میلر را بنویسد. او در جریان تحقیق از اریک برادر میلر شنید که لی در هفت سالگی نزد دوستان خانوادگی فرستاده می‌شود چون مادرش مریض بود و در همان دوره، یکی از اعضای خانواده به او تعدی می‌کند. لی به سوزاک مبتلا می‌شود و از آنجایی که هنوز پانزده سال تا عرضه عمومی آنتی‌بیوتیک‌ها باقی مانده بود مادرش مجبور می‌شود درمانی بی‌رحمانه و دردناک را برای دخترش در نظر بگیرد. میلر از سوی والدین و روانپزشکش تحت فشار قرار می‌گیرد تا هرگز درباره این موضوع صحبت نکند؛ که این کار را هم نمی‌کند. آنتونی وقتی از این قضیه باخبر شد جواب خیلی از سوال‌هایش را پیدا کرد. او وقتی موضوع را با پدرش رولند در میان می‌گذارد با چشمان اشک‌آلود و این جمله‌ها روبه‌رو می‌شود: «کاش می‌دانستیم؛ آن‌وقت می‌توانستیم بهتر او را درک کنیم و بیش‌تر مراقبش باشیم.» منبع: تلگراف
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه