جادوی موسیقی با آقای باشخصیت
کافیست این روزها در هر ساعتی از شبانه روز، یکبار گشتی در اکسپلورتان زده باشید تا با بخشهای متعددی از برنامه اکنون با حضور علیرضا قربانی با اجرای سروش صحت مواجه شده باشید. از صحبتهای جذاب قربانی درباره انتخاب شعر گرفته تا همخوانی مردم رشت در کنسرت او زمانی که آب در گلویش میپرد و تماشاگران شعورمند و پرشور گیلکی جور او را در اجرا میکشند. به اینها اضافه کنید آوازخوانیهای گاهگاهی قربانی در برنامه.
اطلاعات برنامه اکنون با اجرای سروش صحت
زمانی که سروش صحت که این روزها هم نامش با صبحانه با زرافهها سر زبانهاست و هم به واسطه پخش اولین قسمت از برنامه اکنون بیش از پیش شنیده میشود، کتاب باز را کلید زد، خیلی خیلی بعید است که فکرش را کرده باشد که تا این اندازه یک تاکشوی فرهنگی با استقبال گسترده مواجه شود. تا آنجا که هنوز که هنوز است در صفحات مختلف، بخشهای آن دست به دست میشود. با این وجود اکنون از کتاب باز جلوتر است. طبیعی هم هست، چرا که تجربه آن قطعا به کمک سازندگانش آمده است.در کنار بیان و مطالب اکنون که سمت معنادار زندگی پرسرعت امروز را پررنگ میکنند ، دکور چشمنواز و مفهومی آن نیز به جذابیت بصری آن کمک کرده است. استفاده از رنگهای پاییزی و در عین حال خردهریزهایی که ما را به جهان نوستالژیک میبرنداما چرا اکنون و برنامههایی از این دست تا این اندازه در جذب مخاطب امروز موفق هستند؟ مگر ما از همان مخاطب عامی صحبت نمیکنیم که دیگر میلی به شنیدن حرفهای جدی و مباحث سنگین ندارد؟ مگر مخاطب ما از نگاه عام، همانی نیست که بیشتر علاقمند چرخیدن در اینستاگرام و تماشای جکهای بیمزه یا شاید هم بامزه است؟ مساله این است که شاید داستان این نیست اصلا! شاید خوراک خوب وقتی داشته باشیم و شکل ارائه آن خوراک هم در پکیجی زیبا با قیمت مناسب دست مشتری برسد دیگر جای اما و اگر باقی نمیماند. اکنون صمیمیت صحت را با خود دارد، صمیمیتی کودکانه که همراه با مهربانی و کنجکاوی است. مهربانی او در نگاههایش، در جلو نشستن و مشتاق نشان دادن خودش به صحبتهای میهمان، در ادبی که تقدیم او میکند متجلی است. کنجکاویاش هم در همین مسیر صادقانه است. او همچون کودکی که بیتعارف و بیحسد سوالاتش را از آدمها میپرسد تا جهانی جدید به رویش باز شود، از میهمان سوال میپرسد. قطعا حضور اولین مهمان این برنامه که هوشمندانه از میان افرادی انتخاب شده است که به جز آنکه آیتم پرطرفداری را داراست، بیحاشیه هم هست، در این استقبال فراوان بسیار موثر بوده. ضمن اینکه موسیقی، جادویی را با خود به همراه میآورد، که بیرقیب است. موسیقی و اجرای زنده آن توسط هنرمندی که نشسته است و در حال صحبت کردن درباره خود و حرفهاش است ماجرا را جذاب میکند. دلیلش هم زیباست. مخاطب ما، یا در کنسرت خواننده محبوبش را دیده است و اجرای قطعات را از او شنیده یا صرفا قطعات منتشر شده را گوش کرده است. کمتر فرصت رو در رویی از این جنس و پی بردن به دنیای ذهنی او را داشته است تا با زوایایی دیگر از جهان موسیقی و تفکر او آشنا شود. حالا اگر مستمع، فردی باشد که همچنان صداقت و مهربانیاش در رفتار و کلامش مستولی باشد، صاحب سخن نیز بیش از پیش سر ذوق میآید. داستان اولین قسمت اکنون و قربانی اینگونه بود. داستانی پر از مرور خاطرات، کشفهای جذاب، شعرخوانی و گپ زدن. انگار مخاطب ما دعوت شده است به تماشای یک دورهمی فرهنگی در خانه خودش! در کنار بیان و مطالب اکنون که سمت معنادار زندگی پرسرعت امروز را پررنگ میکنند ، دکور چشمنواز و مفهومی آن نیز به جذابیت بصری آن کمک کرده است. استفاده از رنگهای پاییزی و در عین حال خردهریزهایی که ما را به جهان نوستالژیک میبرند. از ون معروف نارنجی تا کتابها و ساعتها... پیش از این در برنامه دوشات نیز قابهایی بسیار معنادار از حضور برخی از چهرههای فرهنگ و هنر رقم خورده بود اما اینطور که پیداست قرار است اکنون برگهای برنده بیشتری را رو کند.
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه