رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

موقع بزن و بکوبه یا شوستاکوویچ؟

نسیم قاضی‌زاده |
قرار است این مطلب درباره موسیقی باشد اما وقتی درباره یک اثر از سروش صحت حرف می‌زنیم از همان ابتدا باید او را در همه بخش‌ها در نظر بگیریم چرا که او از آن دست کارگردان‌هایی‌ است که به جزئیات توجه ویژه دارد و اصولا او را به نگاه متتفاوتش می‌شناسیم.

صبحانه با زرافه ها؛ معرفی و نقد فیلم صحت

در صبحانه با زرافه‌ها  هم او سراغ آهنگساز قبلی‌اش مهیار علیزاده رفته چرا که طبیعتا زبان همدیگر را بعد از جهان با من برقص بهتر می‌فهمند. برای هر آهنگساز سینمایی هم این موضوع جذاب می‌تواند باشد که با فیلمسازی کار کند که بداند در موسیقی فیلمش دنبال چیست. صحت حتما از آن دست کارگردان‌هاست. او با چیدمان‌هایی که در جای جای فیلمنامه برای موسیقی در نظر می‌گیرد این مساله را ثابت کرده است. در کارهای صحت فقط آهنگساز درگیر موسیقی نیست بلکه گروه بازیگران اصلی، شخصیت‌های فرعی، صداگذار و تدوینگر و از همه مهم‌تر خود کارگردان درگیر بخش موسیقی فیلم‌اند. در واقع آهنگساز آثار صحت-به ویژه آثار سینمایی‌اش- نقش پررنگ‌تری را در حوزه موسیقی ایفا می‌کند اما همه‌کاره موسیقی نیست و البته این زیباست چرا که در آثار این کارگردان که در حال حاضر شخصا به یکی از شخصیت‌های محبوب جامعه ایرانی بدل شده است، «تیم»  نقش اول را بازی می‌کند. در کارهای او حضور گروه‌ها و تیم‌های دوستی پررنگ است و به فراخور سلایق متعددی که می‌شود در موسیقی ذهن اعضای یک گروه شنید، در اثر سینمایی هم می‌توان بازنمایی همان صداهای متنوع را شنید. این مساله هم به شخصیت‌های متنوع قصه برمی‌گردد و هم به موقعیت‌های متفاوت.
در صبحانه با زرافه‌ها موسیقی اولویت نیست یعنی اگر در جهان با من برقص، ول‌شدگان حضوری پررنگ داشتند یا در مگه تموم عمر چند تا بهاره؟ بمرانی می‌درخشید و در کنار آن گروه‌های متعدد مردمی و کوچه‌بازاری هم به شکلی ویژه و پررنگ حضور داشتند در صبحانه با زرافه‌ها  از این خبرها نیست
در آخرین اثر صحت، فضای روییِ قصه، عروسی است. بنابراین موسیقی‌هایی از همان جنس و فضا به تبعیت از یک عروسی ایرانی به نسبت امروزی استفاده شده است از موقع بزن و بکوبه مرتضی تا فضاهای کمی پاپ-جز تر. اما بخش مهمی از داستان در هپروت ذهن‌های شخصیت‌هایی‌ست که روی مدار استفاده از مخدر کارهایی را انجام می‌دهند. از کارهای خل‌خلی معمولی و بامزه گرفته تا خل‌خلی‌هایی که پیامدهای جبران‌ناپذیر دارند. موسیقی در این فضاها بیشتر حال و هوای راک دارد تا بتواند فضای آن بیخبری را به نمایش بگذارد و اثربخشی قصه را بیشتر کند. به اینها اضافه کنید برداشت کلی همه ما به عنوان مخاطب را که معمولا توقعمان از فضای مواد مخدر و بی‌خبری آن حال، موسیقی راک و جز است و طبیعی‌ است که آهنگساز به این نیاز عمومی پاسخ بدهد. در بخش‌های دیگری هم که دکتر وارد بازی می‌شود و کمی فضا به قول خودش دارک می‌شود! موسیقی به سمت و سوی موسیقی کلاسیک می‌رود و می‌شود رگه‌هایی از موسیقی کلاسیک-مدرن روس و ردپاهایی از آثار مثلا شوستاکوویچ را با تمام مایه‌های پاپ امروزی‌اش شنید. یعنی حتی در انتخاب موسیقی کلاسیک هم باز آن وجه مردمی و عامی‌اش رعایت شده که اگر شما طرفدار یا دنبال‌کننده آثار صحت چه سریال‌ها چه فیلم‌هایش باشید می‌دانید که او در وهله اول مردم و مردمی بودن در موسیقی برایش اولویت دارد و هیچ وقت قصد خودنمایی‌های کلاسیک و ارکسترال را در استفاده از موسیقی ندارد بلکه همه‌فهمی آن برایش اولویت است. با این حال در صبحانه با زرافه‌ها  موسیقی اولویت نیست یعنی اگر در جهان با من برقص، ول‌شدگان حضوری پررنگ داشتند یا در مگه تموم عمر چند تا بهاره؟ بمرانی می‌درخشید و در کنار آن گروه‌های متعدد مردمی و کوچه‌بازاری هم به شکلی ویژه و پررنگ حضور داشتند در صبحانه با زرافه‌ها  از این خبرها نیست. موسیقی چندان قصدی برای شنیده شدن ندارد. از موسیقی به همان شکلی شاید استفاده شده است که در زندگی واقعی موسیقی جریان دارد. موسیقی، موسیقیِ موقعیت است و به همین دلیل به فراخور موقعیت‌های قصه از آن استفاده شده است.  
ن
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه