بخشش، لازم نیست اعدامش کنید!
شکی در این نیست که تحلیل محتوایی و مضمونی فیلم آخر سروش صحت بدون ملحوظ نمودن جهانبینی و اندیشهای که او در پس فیلمها و سریالهایی که در سالهای اخیر نویسندگی و کارگردانی کرده مقدور نیست. صحت در آثارش با نزدیک کردن دنیای تلخ و جهان بیبنیاد و زندگی دشوار شخصیتها (که متاثر از رویکرد رئالیستی زندگی طبقه متوسط و نمایش حجم مشکلات و زندگی دشوار حقیقی آنها است)، به فضایی خیالانگیز و اتمسفری رویاپردازانه میرسد. فضایی که در آن با تلفیق کمدی و فانتزی، اثری جذاب و تماشایی پیشروی مخاطب گذاشته میشود و در پایان یا میانه داستان نیز بر خلاف انتظار، اتفاقاتی تراژیک رقم میخورد. از سویی دیگر، گذشتن آگاهانه و داوطلبانه از خود و داشتههای خود (و یا به تعبیری بخشش) همواره مورد توجه سروش صحت بوده و او در برخی آثارش همچون سریالهای لیسانسهها و مگه تموم عمر چند تا بهاره؟ در غالب خرده پیرنگهایی به این موضوع پرداخته است.
صبحانه با زرافه ها؛ معرفی و نقد فیلم صحت
اما در این میان، صبحانه با زرافهها بیش از پیش تاکید و فوکوس خود را بر موضوع بخشش میگذارد. در واقع او در این فیلم، با سبک ساختاری مختص خود (که بدون شک متاثر از جهان زیسته او و البته تماشای فیلمها و مرور و مطالعه ادبیات جهان است)، با شیوهای سهل و ممتنع قصد ورود به موضوعی پیچیده و در عین حال تکراری و به ظاهر نخنما شده (از نظر محتوایی) دارد. اما نکته قابل توجه فیلم، ورود به این مقوله مهم و حیاتی از دریچهای جوانگرایانه و به روز بوده و از این رو صحت، جهانبینی و نگاه تاملبرانگیز خود را با رویکردی بیپرواتر برای مخاطب بازگو میکند.صبحانه با زرافهها بیش از پیش تاکید و فوکوس خود را بر موضوع بخشش میگذارد. در واقع او در این فیلم، با سبک ساختاری مختص خود (که بدون شک متاثر از جهان زیسته او و البته تماشای فیلمها و مرور و مطالعه ادبیات جهان است)، با شیوهای سهل و ممتنع قصد ورود به موضوعی پیچیده و در عین حال تکراری و به ظاهر نخنما شده (از نظر محتوایی) داردنباید از این نکته غافل شد که خط داستانی این فیلم بیشباهت به فیلمهایی همچون سهگانه خماری (به کارگردانی تاد فیلیپس) نبوده و بدیهی است که نمایش چنین موضوعاتی در سینمای ایران میتواند عاملی برای برانگیختن احساسات و نظرات مخالف باشد و حتی تا پیش از اکران عمومی، احتمال سانسور و یا حذف برخی سکانسها برای فیلم متصور بود. از سویی دیگر مخاطبشناسی فیلمساز و پایبندی او به مولفههای کمدی مورد توجه اغلب سینماروها و مخاطبان این روزهای سینمای ایران دقیق و درست بوده و مخاطب نیز با شناختی که از جهان داستانی آثار صحت در سینما و به ویژه تلویزیون داشته استقبال قابل قبولی از این اثر در سینما داشته و بدین شکل تضمینی نسبی برای سرمایهگذار بخش خصوصی به وجود آمده است. اما توجه به این مولفهها، عاملی برای تبدیل شدن صبحانه با زرافهها به اثری سادهلوحانه و بیمحتوا نشده است و فیلمساز تلاش کرده از بستر ایجاد شده برای بیان مسائل اصلی و مهم زندگی (به ویژه بخشش) استفاده کند و با پرهیز از فرصتسوزی در لابهلای شوخیهای شیرین و جذاب شخصیتهای فیلم، بر موضوعاتی مهم و تاثیرگذار (و حتی تراژیک و غمبار) دست گذاشته و ضمن بازگو کردن مشکلات و موانع پیشروی جوانانی درمانده و بحران زده، تلاشی مختصر اما تاملبرانگیز برای بازنمایی و بازتعریف مجدد چارچوبهای اساسی زندگی از جمله رفاقت، ازدواج و… و همینطور مروری بر احساسات و عواطف انسانی از جمله ترحم، بخشش، انصاف، خشونت و… داشته باشد. از سویی دیگر اشاره طنازانه فیلمساز به کشتهشدن عنکبوت با فلشبک نهایی و تصور نحوه وقوع رخدادها بدون کشتهشدن این موجود بیگناه، علاوه بر اینکه تلویحا اشارهای به داستان کوتاه آوای تندر (اثر ری بردبری) و همینطور اصطلاح اثرپروانهای (بال زدن پروانهای ممکن است سیر طبیعی آب و هوا را برای همیشه تغییر دهد) دارد، به کلید اصلی مواجهه با زیرمتن اصلی صبحانه با زرافهها بدل میشود و جهانبینی فیلمساز برای مخاطب را در تفهیم مفهوم بخشش و همینطور اثرات و جوانب جادویی این امر مشخص میکند.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه