رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

جهانِ تاریکِ محنت‌کشان

احسان طهماسبی |
جهانِ تاریکِ محنت‌کشان
احمد بهرامی که با فیلم پناه، نامزد دریافت جایزه ویژه جشنواره مدیترانه‌ای کن شده بود و با دشت خاموش، برنده عنوان بهترین فیلم در بخش افق‌های هفتادوهفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز شد، با شهر خاموش توانست در بخش مسابقه اصلی جشنواره شب‌های سیاه تالین جایزه بهترین کارگردانی را نصیب خود کند. دشت خاموش در پرداختی هوشمندانه، با طرح پلات داستانی یک خطی، به شیوه‌ای جذاب و در چرخه‌ای تکراری، از ملال فیلم‌هایی با موضوعات مشابه می‌کاهد و با تعریف داستان چند خانواده حاشیه‌نشین که در کوره آجرپزی سنتی مشغول به کار هستند، به بررسی تأثیر دیکتاتوری مردی به نام آقاخان در احوالات زندگی این کارگران می‌پردازد. شهر خاموش نیز با حفظ نسبی چارچوب و الگوی اشاره شده در قسمت اول این سه‌گانه، با داستانی ملتهب و کلیشه‌ای، به شیوه روایی و فرمی مدرن و جذابی رسیده و با پرهیز از اتکا به الگوی قهرمان کلاسیک، اهمیت بیشتری به عناصر و المان‌هایی که در فرم فیلم حائزاهمیت هستند می‌دهد.

بهترین فیلم های اجتماعی سینمای ایران

نباید از این نکته غافل شد که دشت خاموش و شهر خاموش وامدار سینمای نئورئالیستی است و تلاش برای نزدیک شدن به واقعیت - چه در فرم و چه در روایت- را در بطن خود دارد و همچون سینمای پس از پایان جنگ جهانی دوم در ایتالیا، با محوریت زندگی طبقه فرودست و حاشیه‌نشین سعی در بیان احوالات آن‌ها دارد. بهرامی در این فیلم‌ها تلاش کرده با کمک فیلم‌برداری امینی تیرانی، محیطی مغموم و تلخ را به تصویر بکشد و بازگو کردن روایتهایی جهان‌شمول و پرهیز از زیاده‌گویی با فوکوس بر روی احوالات خصوصی و زندگی شخصیت‌های این فیلم‌ها، به تشریح زندگی اسفناک آن‌ها بپردازد و با پایان‌های تلخ عاقبت نهایی داستان را در سرنوشتی منفعل و بدون قهرمان، یادآور شود. از این رو بهرامی در دشت خاموش، در لایه‌های زیرین، به آفت‌ها و عواقب نهایی نبود پروتاگونیست که در بطن کنش و کشمکش قرار می‌گیرد اشاره می‌کند و بدون تعارف، عاقبت دشتی خاموش و سوت‌وکور که راه رهایی را گم کرده است را نشان می‌دهد و در شهر خاموش، زنی ترسناک و وامانده را در دل دنیایِ مردانه خشن و شهوت‌آلود به تصویر می‌کشد. زنی که برای دیدن دوباره فرزندش از هیچ کاری فروگذار نیست و بدون فرزند، زندگی برایش معنی و مفهومی ندارد. \" بی‌شک، هردو فیلم، برای باورپذیری بیشتر داستان و در مرحله انتخاب بازیگر، باید به سراغ گزینه‌هایی می‌رفتند که چه از نظر ظاهر و چه از نظر جنس بازی، با حال و هوای خاص فیلم‌ها مطابقت داشته باشد. علی باقری در دشت خاموش در نقش لطف‌الله، با موها و ریش‌های نامرتب و اندامی لاغر و تکیده ضمن اینکه تجربه کافی برای ایفای چنین نقشی را دارد از شمایل سرکارگری بی‌کس که دل‌باخته زنی کارگر و وامانده است آگاهی کامل دارد و به‌خوبی از پس ایفای این نقش برمی‌آید. او در شهر خاموش نیز با بازی در نقش ابی، به خوبی ایفاگر نقش مردی عاشق، رنجیده و از دنیا بریده را بازی میکند که با آمدن همسر سابق برادرش، درد عشق و داغ جدایی در دلش زنده شده و بدین شکل با تلاش برای رهایی مادر از فکر فرزند، در تلاش برای ایجاد انگیزه برای ساخت زندگی جدید و گسستن از وضعیت نابهنجار و تلخ فعلی خود است؛ غافل از آنکه غم از دست دادن فرزند برای مادر، عمیق‌تر و جان‌سوز از رنج جدایی و عشق او است و از این رو این تلاشِ بی‌فایده راه به جایی نخواهد برد. دشت خاموش و شهر خاموش، با نمایش زیست ستمدیدگان و ستمگران در خرابه‌ها و بیغوله‌های اطراف شهر و با بهره گیری درست از تکنیک‌های فرمی و داستانی، به آثاری خلاقانه، انسانی و در عین حال هشداردهنده و تأثیرگذار بدل شده‌اند.
ا
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه