آرامش پیش از طوفان
سابقه دستیاری، بازیگری و کارگردانی بابک خواجهپاشا در سینما و تلویزیون و کسب تجربه حضور در فیلمهایی همچون خورشید، قصرشیرین و ... به همراه توجه ویژه او به بهرهگیری از الگوهای موفق دوره طلایی سینمای کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان باعث شد که در آغوش درخت به یکی از فیلمهای قابل قبول این روزهای سینمای ایران بدل شود. فیلمی که با نمایش مشکلات زندگی مشترک دوازده ساله کیمیا (با بازی مارال بنی آدم) و فرید (با بازی جواد قامتی)، به روابط احساسی و عاطفی میان اعضای یک خانواده چهار نفری میپردازد و ضمن بازگوکردن مشکلات ارتباطی، رفتاری و روانشناختی این دو، با نزدیک شدن به زندگی و افکار کودکان آنها یعنی طاها (با بازی اهورا لطفی) و علیسان ( با بازی رایان لطفی) تلاش کند شرایط پیچیده پیشآمده برای این خانواده را برای مخاطب بازگو کرده و بدینسان تماشاگر را تا آخرین لحظه با خود همراه کند.
در آغوش درخت با بهره گیری از پتانسیل بالای طبیعت، محیطی چشمنواز و تماشایی را پیش چشم مخاطب گذاشته و با بیان ریشه اصلی مشکلات رابطه کیمیا و فرید، تا اواسط فیلم، مخاطب را درگیر داستان این خانواده در فضایی به دور از تشویش و اضطراب کند. از این رو یکی از مهمترین امتیازات فیلم در شرایطی رقم میخورد که فیلمساز، برخلاف غالب فیلمهای سینمای ایران با محوریت خانواده، از فضای یکنواخت و تکراری آپارتمانی فاصله گرفته و در محیطی متفاوت به بیان مشکلات رفتاری زوجین و عدم ارتباط برقرار کردن آنها با یکدیگر میپردازد و با پرهیز از نمایش سکانسهای دعواها و درگیریهای فی مابین دو طرف، به ارائهای دیگر از عمق فاصله و اختلافات زوجین میرسد. اما با شروع ماجرای گم شدن کودکان، وجه خشن و بیرحم طبیعت جذاب و تماشایی نیمه اول فیلم، بستر رخداد و اتفاقات فیلم میشود و بدین شکل پدر و مادر با همراهی هم به رویکرد دیگری از ارتباط و همراهی مشترک رسیده و زندگی را به گونهای دیگر بازتعریف میکنند.
استفاده صحیح خواجه پاشا در خلق تصاویری چشمنواز و تماشایی در فیلم در آغوش درخت، عاملی برای تبدیل این فیلم به اثری کارت پستالی از شهر ارومیه نشده است و با دورشدن از پلانهای ساختگی و تصنعی، صرفا از توان بالای طبیعت در جهت تعریف داستان و ایجاد فضاسازی مناسب استفاده شده است. از سویی دیگر، توجه فیلمساز به خلق خرده پیرنگ عاملی برای بازماندن از الگو و پیرنگ اصلی نشده و فیلم مسیر روایی خود را تا لحظه پایانی به درستی پیش گرفته است. در آغوش درخت با گره افکنی صحیح از کلیشه تکراری گم شدن کودک استفاده کرده و با پرهیز از شعارزدگی و عدم وابستگی به دیالوگها، نگاهی آسیبشناسانه به موضوع طلاق و عواقب تربیتی و اخلاقی این موضوع و تاثیر آن در سرنوشت کودکان دارد. در دقایق پایانی فیلم تمهیدات لازم برای رسیدن به پایانبندی به خوبی پیشبینی شده و از این رو در انتها، فیلم توان بالایی برای به فکرفرو بردن مخاطب و تحت تاثیرگذاشتن بیننده دارد.
در آغوش درخت به عنوان نمونه قابل توجهی از سینمای بومی در فضایی غیرآپارتمانی و با پیامی انسانی و اخلاقی ساخته شده و علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، بخش قابل توجهی از موفقیتی فیلم مرهون نقشآفرینی تیم بازیگران آن به ویژه مارالبنیآدم و جواد قامتی و بازیگران کودک فیلم است. نباید فراموش کرد که یکی از مهمترین دلایل تفاوت کیفیت کارگردانی بابک خواجه پاشا در دو فیلم در آغوش درخت و آبی روشن، رویکرد و علاقهمندی فیلمساز به خلق سکانسهایی در حال و هوا و اتمسفر در آغوش درخت بوده و شیوه سفارشی فیلمسازی او در کارگردانی اثری همچون آبی روشن باعث شده فیلم اول او به مراتب بهتر و دلنشینتر فیلم دوم بوده و از پتانسیل بیشتری برای جلب نظر مخاطبان و منتقدان برخوردار باشد.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه