رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت سریال

سیگار به جای باتون

نسیم قاضی‌زاده |
فیلم‌های مربوط به موسیقی و موسیقیدانان جذابیت‌شان دوچندان است. همزمان ضیافت نور و صدا و تصویر و موسیقی‌اند. انگار به تماشای دو فیلم با یک بلیت می‌روید. این نکته جالبی است که حتی درباره فیلم‌های ضعیف هم همانقدر درست از آب در می‌آید که درباره فیلم‌های قوی با موضوع موسیقی. حالا چرا همین اول کار درباره ضعف حرف می‌زنم؟ اصلا اگر قرار است درباره موسیقی فیلمی ضعیف بنویسیم، ضرورت آن چیست؟ راستش را بخواهید اینطور که برخی از منتقدین در اولین اکران‌های مایسترو یا همان رهبر ارکستر نوشته‌اند، توقعشان از فیلم برآورده نشده اما ما قرار است اینجا از چه زاویه‌ای به داستان نگاه کنیم؟ از زاویه موسیقی و پرداختن به زندگی یکی از بزرگترین آهنگسازان آمریکا برنستاین بزرگ و موسیقی که در فیلم زندگی‌نامه‌ای او که توسط بردلی کوپر ساخته شده است. همانطور که پیش از این درباره تار نوشتیم و گفتیم. با این تفاوت ماهوی که چنین شخصیتی در عالم واقع وجود نداشت!

معرفی و نقد فیلم مایسترو

فیلم با نقل قولی از برنستاین شروع می‌شود: «یک اثر هنری به سؤال‌ها پاسخ نمی‌دهد، آن‌ها را برمی‌انگیزد و معنای اصلی آن در میان اصطکاک پاسخ‌های متناقض است». نقل قولی که تا پایان فیلم پابرجا می‌ماند. اصطکاکی که او تا آخرین لحظه عمرش میان کار حرفه‌ای، رابطه‌اش با همسر محبوبش؛ فلیشیا و دیگر روابط پیچیده‌اش دارد. مایسترو داستان آهنگسازی است که در نوسان این عواطف زندگی می‌کند و قطعه می‌نویسد. هرچند ما در فیلم بیشتر از اینکه چوب رهبری ارکستر یا همان باتون را در دست او ببینیم، سیگار کشیدنش را شاهدیم. بردلی کوپر که پیش از این با ساخت ستاره‌ای متولد می‌شود، جواب خودش را در ساخت فیلم درباره موسیقی پس داده بود و  آن موقع بیش از یک سال برای آواز خواندن در این فیلم آموزش دیده بود، برای ایفای نقش خود در مایسترو نواختن پیانو را هم آموخت، هرچند که نسخه اجرای بهتر روی سکانس‌های نوازندگی او در فیلم پخش شد. از طرفی کوپر یاد گرفت که چگونه یک ارکستر را رهبری کند و بهترین جایی که هنرش را توانست نشان دهد، در سکانس سخت اجرای صحنه‌ای شش دقیقه‌ای ارکستر بود. حالا بیایید ببینیم لئونارد برنستاین یا بقول آن چه در فیلم مخفف ادا می‌شود \"لنی\" که بوده است؟ برنستاین از معروف‌ترین آهنگسازان آمریکایی‌ست اما دلیل شهرتش آهنگسازی‌هایش نیست بلکه او، نخستین رهبر آمریکایی یک ارکستر سمفونیک بزرگ بود. ضمن اینکه او در سینما هم فعالیت داشت و موسیقی فیلم‌هایی چون در بارانداز و داستان وست ساید را ساخت و با کارگردانان بزرگی از جمله آلفرد هیچکاک در پنجره عقبی همکاری داشت. او در فاصله سال‌های (1918-1990) زندگی کرد و در بسیاری از منابع او را به عنوان بزرگترین نابغه موسیقی که از آمریکا در قرن بیستم بیرون آمده است می‌شناسند. او موسیقی سمفونیک و ارکسترال، باله، موسیقی فیلم و تئاتر، آثار کرال، اپرا، موسیقی مجلسی و قطعات پیانوی متعددی نوشت. با این حال، او را بیش از هرچیز به خاطر داستان وست ساید، که هنوز  که هنوز  است اجراهای منظمی در سراسر جهان دارد در ذهن‌ها مانده است. همچنانکه در مایسترو هم به صورت ویژه به این قطعه از ساخته‌های او اشاره می‌شود. چیزی که بردلی کوپر به عنوان فیلمنامه‌نویس و کارگردان که نقش لنی را هم بازی کرده است، به آن پرداخته مردمی بودن برنستاین است. او که خودش در نقل قولی اعلام کرده بود: من نمی‌خواهم بقیه عمرم را مانند توسکانینی بگذرانم؛ تنها پنجاه قطعه موسیقی بسازم و در طول عمر دائما آن‌ها را بازنویسی کنم. این کار من را تا حد مرگ خسته می‌کند. من می‌خواهم  هم رهبری کنم، هم پیانو بزنم و هم آهنگسازی کنم. اما او کارهای بیشتری هم انچام داد. از حقوق مدنی حمایت کرد، علیه جنگ ویتنام اعتراض کرد، از خلع سلاح هسته‌ای حمایت کرد، برای تحقیقات و آگاهی در مورد ایدز پول جمع‌آوری کرد و در فعالیت‌های بین‌المللی متعددی برای حقوق بشر و صلح جهانی مشارکت داشت. آنچه در مایسترو می‌شنویم و می‌بینیم اما تنها بخشی از این برنستاین فعال است. او را بیشتر در ارتباط با همسرش تماشا می‌کنیم و در فراز و فرودهای عاطفی. هدف فیلمساز هم فقط موسیقی نبوده است کما اینکه در چند سال گذشته، کوپر از نزدیک با سه فرزند برنستاین - جیمی، نینا و الکساندر – تماس داشته و کار کرده است تا پدرشان را به زندگی در پرده بزرگ سینما بازگرداند. جیمی در گفت‌وگویی اعلام کرده است: ما واقعاً بسیار متاثر شدیم که این فیلم، یک فیلم زندگینامه‌ای نیست و داستان پدر ما از تولد تا مرگ را بیان نمی‌کند بلکه یک پرتره از ازدواج والدین ماست، بنابراین برای ما چیزی بسیار خاص و شخصی‌ست. در مایسترو در کنار جمله «من عاشق موسیقی هستم»  که هر از گاهی از دهان شخصیت لنی شنیده می‌شود، گزیده‌هایی از داستان وست ساید، سمفونی‌های 2 و 3، قطعات کرال، دردسر در تاهیتی، فانتزی آزاد، کاندید و ... همچنین قطعاتی از بتهوون، مالر و والتون هم استفاده شده است که همه این قطعات را راسا کوپر انتخاب کرده. ارکستر سمفونیک لندن با رهبری جذاب و پرجنب‌وجوش یانیک نزت-سگوین که به عنوان مشاور رهبری ارکستر هم با کوپر کار کرده است، قبل و در طول ساخت فیلم همکاری داشتند. تیتراژ پایانی فیلم، قطعه معروف برنستاین یعنی سمفونی شماره 3 است و آهنگ ابتدایی پیش درآمد  دردسر در تاهیتی یا همان قطعه‌ای است که او برای اولین بار برای اپرایی با نام جایی آرام در سال 1983 نوشت. \"تماشا
ن
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه