صفشکنی به سبک فیلیمو
ما مردمان خاورمیانه در ناخودآگاهمان هم درگیر تابوها هستیم. تابوهایی که از فرهنگ، از جغرافیا، از گذشتگان دور و نزدیک بهمان ارث رسیده است. از تابوهایی که همواره وجود داشته است اما با گذر زمان بسیاری از آنها شکسته، مربوط به حضور اجتماعی بانوان در عرصههای مختلف بوده است. از کار کردن و حضور اجتماعی گرفته تا ایجاد موقعیتهای مختلف بازدارنده که بسیاری از آنها صرفا عرفی بوده است و ربطی به هیج محدودیت قانونی و شرعی دیگری نداشته است. انگار مثل بسیاری از اتفاقات، صرفا یک صفشکن نیاز بوده است که همت کند، چراییِ منع را بپرسد، بجنگند و جلوی برخی از عرفهای اشتباه بایستد.
حضور بانوانی که طی تمام این سالها به ویژه 20 سال گذشته مردم از آنها در آثار سینمایی و سریالها خاطرات مشترک فراوان داشتند کمک کرد تا این برنامه از اولین اپیزود دیده شود. قطعا همچون هر برنامه ترکیبی دیگری آن هم با آنهمه وسواسی که روی اصل موضوع و پخش یا عدم پخش آن وجود داشته است، جوکر هم بیایراد نیست اما در روزگاری که تماشای شادی، همچنان در زمره ارزانترین و جمعیترین شادیهای ممکن است، دیدن جوکر که به مهر و خندههای زنان و مادران این سرزمین آغشته شده است، نوری است در تاریکی.
با وجود همه این حرفها و لذتی که در تماشای برنامههای شاد هست، جامعه هوشمند ما مدتهاست که از خواستههایی نظیر جمع زنان در یک برنامه کمدی عبور کرده است اما همچنان تماشای قانونمند این شادی به جان مینشیند. بیشک با ادامه این روند، نه تنها حساسیت از روی این موضوع برداشته میشود بلکه درطول زمان تبدیل به یک عادت در پخش برنامهها خواهد شد.
امید که در قسمتهای آینده، جای خالی زنانی که در کمدی ایران زحمات فراموش نشدنیای کشیدهاند همچون مریم امیرجلالی، شقایق دهقان، مرجانه گلچین، نعمیه نظامدوست، آناهیتا همتی، سحر ولدبیگی و ....پر شود و به غنای آن افزوده شود.
با مسابقه جوکر ۲؛ طبقه بیست و یک آشنا شوید
یکی از تابوها، شادی زنان است، حتی شادیای که در چارچوب اخلاق و شرع و قانون باشد چرا که صرف زن بودن، توانسته این مقوله را با تشکیک مواجه کند. بارها همه ما جامعهای دوپاره را تجربه کردهایم که واقعیتهای درونش از آنچه که بر صفحه نمایش ظاهر میشده متفاوت بوده، آنقدر که باورپذیری به قلیلترین حد خودش میرسیده. حالا دو سه هفتهای است که جوکر بانوان آغاز شده، یکی از آن تابوهایی که آنقدر وجود داشت که تصور نمیکردیم روزی شاهد شکستنش باشیم. با اینکه مقدمهچینی حضور بانوان در مسابقاتی چون شبهای مافیا، پدرخوانده، زودیاک زده شده بود و پیش از این هم در استند آپ کمدیهای خندوانه تا حدودی این مساله جا افتاده بود اما اینکه برنامهای به شکل ویژه به طنز بانوان اختصاص پیدا کند، اتفاقی بود که با جوکر برای اولین بار تجربه شد. طبیعی است که همه اولین بارها سخت است. چه از منظر محتوا و چه از منظر حساسیتهای مضاعفی که تماشاگر در مواجهه با آن دارد. وقتی اتفاقی برای اولین بار میافتد معمولا در ناخودآگاه، زمانی برای آشناییزدایی مخاطب لازم است تا هم فضا را درک کرده و هم بتواند این تازگی را هضم کند. مخاطب ایرانی شهره است به دیر خندیدن، حالا اگر خرق عادتی هم اتفاق افتاده باشد که دیگر کار سختتر میشود. اما جالب اینجاست که جوکر بانوان این مرزها را زودتر از آنی که باید طی کرد. به قول قدیمیترها دوپله یکی از آن عبور کرد! مخاطب مجذوب این محصول جدید شد و بلافاصله بعد از پخش همان قسمت اول جوکر توانست خیل تماشاگران را جذب کند.
حضور بانوانی که طی تمام این سالها به ویژه 20 سال گذشته مردم از آنها در آثار سینمایی و سریالها خاطرات مشترک فراوان داشتند کمک کرد تا این برنامه از اولین اپیزود دیده شود. قطعا همچون هر برنامه ترکیبی دیگری آن هم با آنهمه وسواسی که روی اصل موضوع و پخش یا عدم پخش آن وجود داشته است، جوکر هم بیایراد نیست اما در روزگاری که تماشای شادی، همچنان در زمره ارزانترین و جمعیترین شادیهای ممکن است، دیدن جوکر که به مهر و خندههای زنان و مادران این سرزمین آغشته شده است، نوری است در تاریکی.
با وجود همه این حرفها و لذتی که در تماشای برنامههای شاد هست، جامعه هوشمند ما مدتهاست که از خواستههایی نظیر جمع زنان در یک برنامه کمدی عبور کرده است اما همچنان تماشای قانونمند این شادی به جان مینشیند. بیشک با ادامه این روند، نه تنها حساسیت از روی این موضوع برداشته میشود بلکه درطول زمان تبدیل به یک عادت در پخش برنامهها خواهد شد.
امید که در قسمتهای آینده، جای خالی زنانی که در کمدی ایران زحمات فراموش نشدنیای کشیدهاند همچون مریم امیرجلالی، شقایق دهقان، مرجانه گلچین، نعمیه نظامدوست، آناهیتا همتی، سحر ولدبیگی و ....پر شود و به غنای آن افزوده شود.
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه