رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

قصه یک قمار طنازانه

رضا صائمی |
جواد عزتی در نخستین تجربه کارگردانی خود سراغ کمدی-اکشن می رود که کمتر در سینمای ایران و ژانر کمدی تجربه شده بود یا تجربه موفقی نبود. همین رویکرد فرمی فارغ از سطح کیفی اثر، گام خوبی در سینمای ایران است تا قلمروه نوآورانه ای از یک کهن الگو ژانری گشوده شود و هوای تازه ای به کالبد کمدی ایرانی دمیده شود. به نظر می رسد تجربه فیلمساز به عنوان یکی از بهترین بازیگران کمدی که انواع گوناگونی از این ژانر را تجربه کرده به کمکش آمد تا میانجی ساخت اثری شود که در دام لودگی و خنده های چرک نمی افتد و به داشتن قصه ملتزم است. نه اینکه قصه ای تازه داشته باشد بلکه قصه اش را در درون فرم و قواعد ژانر گنجانده و به ملزومات آن پایبند است. داستان فیلم حول محور دو شخصیت اصلی به نام‌های هومن (جواد عزتی) و پیمان (عباس جمشیدی‌فر) است که با دردسر بزرگی روبه‌رو شده و کمبود مالی دارند.

اطلاعات کامل و نقد فیلم تمساح خونی

به همین خاطر، آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا به قمار روی آورند. در واقع در یک موقعیت پرمخاطره و ماجراجویانه که فضایی ملتهب دارد بذر کمدی را می کارد و همین موجب می شود تا تعلیق و هیجان درونی قصه با روایت کمیک آن مماس شده و یک موقعیت خنده دار و مفرح متفاوت شکل بگیرد. در تبلیغ فیلم آمده بود: «من یه تمساحم، یه تمساح خونی ! یه آدم زخمی که کل زندگیش فقط باخته و چیزی برای از دست دادن نداره… ولی باز دلش ریسک های بزرگ می خواد!» این روایتی از این شعر مولاناست که می گوید: «خُنُک آن قماربازی که بباخت آ‌نچه بودش....بِنَماند هیچش الا هوس قمار دیگر». تمساح خونی مثل خیلی از اکشن کمدی ها، از الگوی متعارفی استفاده می کند و قصه دو رفیق گیج و منگ را دستمایه داستان خود قرار می دهد که بر حسب تصادف، صاحب پول زیادی شده و در تعقیب و گریزشان از دستِ باند‌های خلافکار، خیلی شانسی پیروز می‌شوند و آن‌ها را ناکام می‌گذارند. در واقع قصه تکراری است اما عزتی آن را در فرم روایی جذابی صورت بندی می کند که کشش و جذابیت لازم برای پیگیری مخاطب را دارد. او مدام موقعیت های جذاب و ملتهبی خلق می کند که قصه از ریتم نیفتد و مخاطب خسته نشود. \"چواد یکی از بهترین سکانس هایی که به همین منظور طراحی شده، صحنه مربوط به تعقیب خودروی است که جواد عزتی در صندوق عقب آن پنهان شده و بر اثر دست انداز در صندوق باز می شود و او در یک موقعیت خطرناک قرار می گیرد. التهاب و طنز درهم تنیده این لحظه، یکی از بهترین سکانس های یک کمدی موقعیت را فراهم می کند که با طنازی های فردی و کلامی خود عزتی تکمیل می شود. یا صحنه رقص عباس جمشیدی فر در پمپ بنزین، سکانس جذابی از یک کمدی موقعیت فانتزی را خلق می کند که اتفاقا کلامی نیست و تداعی گر فیلم های کمدی در دوران سینمای صامت است. اساسا عزتی سعی کرده تا شوخی های کلامی فیلمش را مدیریت کند تا به اندازه باشد و فیلم بیشتر به سمت کمدی موقعیت با ماهیت بصری و نمایشی و دراماتیک حرکت کند. ضمن اینکه تلاش کرده تا کمدی کلامی و موقعیت را در تنیده و از این تمهید جهت عمق بخشیدن بیشتر به سویه های کمیک فیلم استفاده کند و از مخاطب خنده بگیرد. از سوی دیگر قصه فیلم به اتفاقات و مسائل مبتلا به اجتماعی و عمومی جامعه ارجاع می دهد. به این معنا که در همان سکانس های ابتدایی، قصه اش را را با دلار و قیمت آن گره می زند و تا پایان فیلم همه جنجال های آن با دلار رقم می‌خورد. اساسا خود این ایده که یک پول کلان به دستت برسد آنهم در این شرایط اقتصادی، از منظر جامعه شناسی و روانشناسی مخاطب، می تواند او را به لحاظ مضمونی با قصه همراه کند و این هم یک امتیازی بود که تمساح خونی داشت. ضمن اینکه شبه به مدل‌های سینمای اکشن هالیوودی سعی کرده از تکنیک‌های سینمایی از موسیقی و فیلمبرداری تا تدوین و طراحی صحنه و لباس به بهترین شکل استفاده کند و ظرفیت کمیک یا نمایشی خود را صرفا بر کلام و شوخی ها بنا نکند. جواد عزتی کوشیده تا ویژگی ها و نیازها و خواسته های مخاطب ایرانی را لحاظ کند و نخستین تجربه فیلمسازی اش را بر این مبنا قرار دهد. او در باره این فیلم گفته: «می‌خواستم یک فیلم تماشاگرپسند بسازم و در وهله دوم حتما بخش سینما بودن فیلم برایم مهم بود. یعنی وقتی فیلم را می‌بینم، بین پلان‌های این فیلم و پلان‌های یک سریال تفاوت قائل باشم. یادم است روز اول که دور هم‌ جمع شدیم، گفتم من دوست دارم این فیلم را برای این بسازم که در هر بخش آن حتی یک پیشنهاد کوچک برای سینما داشته باشد» \"دانلود
ر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه