رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

یک جنایت از پیش اعلام نشده!

محمد جلیلوند |
بر اساس یک داستان واقعی. این عنوانی است که در تیتراژ نخست بسیاری از آثار سینمای جهان می‌بینیم. دلیل آن هم نیاز سینما به قصه‌های جذاب و کمتر مطرح شده است که برای رفع این نیاز، داستان‌های واقعی گزینه فوق‌العاده‌ای هستند. به‌ویژه پرونده‌های جنایی که به‌خودی‌خود تمامی عناصر دراماتیک را در خود داشته و فضای خوبی را برای فیلمنامه‌نویسان فراهم می‌کنند. در سال‌های اخیر، سینمای ایران نیز به این قبیل داستان‌های واقعی توجه بیشتری نشان داده که به خلق نمونه‌های درخشان نیز منجر شده است. یکی از شاخص‌ترین آن‌ها (بی‌بدن) ساخته مرتضی علیزاده است که به‌تازگی و پس از اکرانی موفق در فهرست اکران آنلاین پلتفرم فیلیمو قرار گرفته است.

معرفی و تحلیل کامل فیلم بی بدن

بی‌ بدن را می‌توان به‌نوعی در رده درام‌های دادگاهی قرار داد که داستان خود را بر اساس یکی از پرونده‌های قتل پیچیده و پرسروصدای یک دهه اخیر بنیان گذاشته است. قصه تلخی که برخی زوایای آن برای همیشه پوشانده مانده و در هاله‌ای از ابهام باقی‌مانده است. کاظم دانشی که فیلمنامه بی‌بدن را نوشته، از تجربه ساخت فیلم خود علفزار در اینجا هم سود جسته و قصه‌ای پیچیده و تودرتو را بر اساس قواعد کلاسیک فیلمنامه‌نویسی شکل داده است. فیلم با کشف یک جسد جایی خارج از شهر، آغاز شده و شخصیت‌های اصلی خود بازپرس محسن شکوهی و مادر دختری به نام ارغوان که به قتل رسیده اما جسدش پیدا نشده را به تماشاگران معرفی می‌کند. درعین‌حال قصه با ریتم مناسبی پیش رفته و به نقطه عطف اول می‌رسد که پیچ خوبی به قصه می‌بخشد. با ورود به نیمه میانی که زمان زیادی را به خود اختصاص می‌دهد، بازپرس پرونده از یک سو قصه را پیش برده و در سوی دیگر شاهد تلاش خانواده قاتل و مقتول برای کسب حق هستند. درعین‌حال سروش هم به‌عنوان متهم به قتل از قصه خارج نشده و گوشه‌ای از آن حضور دارد. نکته‌ای که دانشی به‌عنوان نویسنده فیلمنامه دست روی آن گذاشته و باتکیه‌بر آن وجوه ملودرام بی‌بدن را پررنگ کرده، تمرکز روی پدر و مادرهای هر دو طرف ماجرا است. آدم‌هایی که به‌نوعی خود را در فاجعه پیش‌آمده مقصر دانسته و حال به شیوه خود سعی در جبران آن دارند.
مرتضی علیزاده در نخستین تجربه سینمایی‌اش سراغ موضوع ملتهب و سختی رفته و تلاش کرده تا ملودرامی تأثیرگذار را روانه پرده سینما کند. در این کار هم تا حدود زیادی موفق نشان داده و فیلمش دکوپاژی کاملاً سینمایی دارد
ناپدیدشدن جسد ارغوان را می‌توان مرکز ثقل فیلمنامه به‌حساب آورد که گره بزرگی هم به قصه می‌اندازد. این ماجرا درعین‌حال منحنی تنش فیلمنامه را در یک سطح حفظ کرده، بدون آن که گره ذکر شده باز شود. دانشی در پرداخت شخصیت‌ها از ترکیب تیپ و تیپ - شخصیت بهره گرفته و حاصل کارش هم خوب از کار درآمده است. بازپرس محسن شکوهی کلیدی‌ترین شخصیت بی‌بدن به‌حساب می‌آید که قصه با او آغاز شده و به‌عنوان شخصیت محوری به‌خوبی تماشاگر را با خود همراه می‌کند. بازپرس جدی و باهوشی که حتی در یکی از سکانس‌های مهم فیلم از دایره وظایف قانونی خود خارج شده و احساسات خود را در ماجرا دخیل می‌کند. پس از او به مادر ارغوان می‌رسیم: تیپی آشنا از یک مادر ایرانی است که پس از ناپدیدشدن دخترش برای احقاق حق و قصاص قاتلش به هر دری می‌زند. شخصیتی درهم‌ریخته با زخم درونی عمیق که بخش مهمی از بار دراماتیک فیلم را به دوش می‌کشد. همه این‌ها هم دست‌به‌دست یکدیگر داده و شخصیت فوق را به شخصیتی باورپذیر تبدیل کرده که تماشاگر را به هم‌ذات‌پنداری با خود وادار می‌کند. برای مثال به درگیرشدن او با زنی جوان که خبر از زنده بودن ارغوان می‌دهد، نگاه کنید که فیلمساز مانور خوبی هم روی فضای مجازی و تأثیر منفی آن روی پرونده‌ای تا این حد پیچیده می‌دهد. در نقطه مقابل مهرداد پدر ارغوان قرار دارد که کاملاً منفعل بوده و روی روند پیشرفت داستان تأثیر چندانی ندارد. در نقطه مقابل، بهروز پدر سروش قرار دارد که خاکستری‌ترین شخصیت بی‌بدن به‌حساب می‌آید و نقشی کلیدی در افزایش بار تنش حاکم بر داستان دارد. دانشی با توجه به اینکه بی‌بدن فیلمنامه‌ای از جنس شاه پی‌رنگ دارد، توجه چندانی به داستان‌های فرعی نکرده و عمده تمرکز خود را روی قصه اصلی گذاشته است. مرتضی علیزاده در نخستین تجربه سینمایی‌اش سراغ موضوع ملتهب و سختی رفته و تلاش کرده تا ملودرامی تأثیرگذار را روانه پرده سینما کند. در این کار هم تا حدود زیادی موفق نشان داده و فیلمش دکوپاژی کاملاً سینمایی دارد. برای مثال به سکانس درگیری مادر ارغوان با زن غریبه در محوطه پایانه مسافری نگاه کنید. او در انتخاب بازیگرها هم تلاش کرده تا تناسب بین بازیگر و نقش محوله را رعایت کند. برای مثال می‌توان به الناز شاکردوست اشاره کرد که در نقش مادری سوگوار و سرشار از بحران، عالی و باورپذیر ظاهر شده که البته نمی‌توان از گریم خوبش هم به‌سادگی عبور کرد. همین‌طور حضور پژمان جمشیدی در نقش مهرداد که متفاوت از نقش‌های فعلی‌اش بوده و به شکل مطلوبی دافعه‌برانگیز جلوه می‌کند. \"دانلود
م
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه