آن آرشه دلخراش
اسم آشویتس که میآید، چه تصویری به ذهنتان متبادر میشود؟ تصویر اجسادی که دندههایشان بیرون زده، دهانشان باز مانده و چشمانشان وقزده و از اتاقهای گاز و کورههای آدمسوزی روی هم تلنبار شدهاند و منتظرند تا از عقب یک تریلی یا با یک بولدوزر به صورت دستهجمعی به خاک سپرده شوند؟ یا تصویر آدمهایی که هیچ رویایی ندارند و در جستجوی یک کف دست نان گاهی چندین نفرشان راهی مرگ میشوند. آدمهایی که وقتی چند نفرشان فرار کردند و قصهشان را تعریف کردند، کسی حتی داستان آن را هم باور نکرد و به آنها انگ خیالبافی و سیاهنمایی زدند. نام آشویتس روی هر قصهای که بیاید اولین تصویری که به همراه آن میآید، رنج است تا آنجا که ویکتور فرانکل که یکی از روانپزشکانی بود که ۴ سال از عمرش را در آشویتس گذراند کتابی تالیف کرد به نام «در جستجوی معنا» که یک مکتب فکری برای معنادرمانی است.
بهترین فیلم های تاریخ سینما درباره جنگ هسته ای
مینی سریال خالکوب آشویتس که یکی از جدیدترین سریالهای امسال است را انگلیسیها ساختهاند. امتیاز بالایی در سایتهای سینمایی از جمله آیام دی بی از مخاطبان به دست آورده و همچون بسیاری از آثار اقتباسی، فیلمنامهای درست و درمان دارد همراه با کششها و گرههای داستانی متعدد که بیننده را تا آخرین لحظه سر پا نگاه میدارد. همچنانکه از نامش پیداست، قصه، قصه پرغصه رنجهای آدمهای آشویتس است و به صورت مشخص فردی که کارش تتو کردن شماره اسرا روی دستهایشان در این اروگاه کار اجباری مخوف بوده است. فارغ از داستان بسیار جذاب، یکی از بارزترین ویژگیهای خالکوب آشویتس موسیقی آن است. هانس زیمر با آن موسیقیهای جادویی که همهمان طی این سالها از او سراغ داشته و داریم، تصمیم گرفت تا موسیقی یکی از تلخترین سریالهای سال ۲۰۲۴ را بنویسد. او به همراه آهنگساز دیگری به نام کارا تالوه موسیقی این سریال را نوشت. در خالکوب آشویتس انواع موسیقیها را به فراخور سکانسها میتوان شنید از موسیقی کرال گرفته تا سرودهای اردوگاه، از موسیقی رقص تا آهنگهای پاپ. حتی قطعاتی از موسیقی فیلمهای خود زیمر هم در این موسیقی متن استفاده شده است و البته به اینها اضافه کنید موسیقی کلاسیک را. اصلا مگر میشود از آلمان گفت و از موسیقی کلاسیک نگفت. به ویژه اینکه یکی از شخصیتها که از قضا کاراکتر بسیار جذابی هم دارد، پیش از آمدن به آشویتس در یک اپرا کار میکرده و به واسطه یادآوری قطعاتی که او در زمان صحبتهایش با لالی دارد هر از گاهی یکی از قطعات موسیقی کلاسیک در پس زمینه شنیده میشود. اما این، همه خالکوب آشویتس موسیقی نیست. نه تنها همهاش نیست بلکه حتی آن بخشی که شما به عنوان تماشاگر درگیرش میشوید هم نیست. موسیقی زیمر و همکار آهنگسازش تالوه، آنقدر روی تصاویر دلخراش این سریال بیادماندنیست که بعید است بتوان این حجم از غم را بدون موسیقی آنها تحمل کرد. در آخرین قسمت از خالکوب آشویتس قطعهای از باربارا استرایسند روی شعری از چارلی میدنایت برای آهنگ اصلی «عشق زنده خواهد ماند (Love Will Survive)» میآید که نه تنها این قسمت را بلکه کل سریال را به یادماندنی میکند. زمانی که در آخرین قسمتها بار دیگر داستان عشق ماندگار میان گیتا و لالی عیان میشود و رنجی که آن دو تنها به واسطه عشق توانستند در آشویتس تحمل کنند، شنیدن این آهنگ همچون مهری است که روی حافظه شنیداری کوبیده میشود تا هرگز آن را فراموش نکنید.
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه