این اثر کپی محسوب نمیشود
راستش را بخواهید به نظرم میرسد که در سریالهای چندفصلی، یکی از سختترین کارها ساخت موسیقی است؛ ساخت موسیقی فیلمی که همانقدر تاثیگذار و جذاب باشد که روز اول برای مخابش بوده است. فکرش را بکنید فیلمنامهنویس و فیلمساز قصهای دارند و بازیگرانی که از این فصل تا فصل بعد انواع و اقسام دلایل برای مخاطبانشان وجود دارد که سریال را دنبال کنند. تدوینگر هم از این قافله مجزا نیست. او نیز تکلیفش با ریتم و قصه مشخص میشود. باقی عوامل هم در جستجوی حفظ هعمان وضعیت سابق در فصل اولند اما موسیقی دقیقا در اینجا تافته جدابافته میشود. چرا؟ چون همه توقع دارند که صداهای جذاب و جدید بشنوند وهمپای دیدن قصه و تماشای ادامه آن، ملودیهایی آنها را پای دستگاههایشان درگیر کند.
همه چیز درباره زخم کاری ۳؛ انتقام
شک ندارم که هرکدام از شما که خواننده این مطلب هستید بارها و بارها سریالهایی را دیدهاید که موسیقیهایشان در فصلهای مختلف چطور علیرغم حفظ ماهیت اصلی، تغییرات معناداری در هر فصل داشته اند. اما برای یک آهنگساز، ساخت موسیقی فصل دوم و سوم یک سریال شبیه به ساخت مجدد کار خودش است با این تفاوت که کپی محسوب نمیشود. از پیکی بلایندرز گرفته تا وراثت. حالا حبیب خزاییفر هم در قامت آهنگسازی که در ساخت موسیقی برای یک سریال چند فصلی تجربه پیدا کرده است، تلاش کرده تا همین فرمول جهانی را حفظ کند. این روزها که فصل سوم زخم کاری آغاز شده است شاید بتوان این مطلب را راحتتر درک کرد. خزاییفر که سالهاست آهنگساز آثار محمدحسین مهدویان است، در زخم کاری نیز همراه او مانده و تلاش کرده که برای هر فصل موسیقیای با ویژگیهای تم اصلی همان فصل بنویسد. اگرچه تم اصلی موسیقی زخم کاری بر پایه موسیقی راک و همین سازبندی ساخته شده است اما در هر فصل رنگهای تازهای پاشیده شده است. این فصل، فصل انتقام است. شاید در حالت عادی و حتی اگر رنگ اصلی موسیقی زخم کاری هم موسیقی راک نبود، اولین تمهای موسیقایی که به ذهنمان میآمد، اصواتی از جنس موسیقی راک بود. اما این بار شخصیت اصلی قصه ما داغ دو فرزند را به همراه خودش دارد. بنابراین طبیعی است که این غم بزرگ در موسیقی نیز در کنار تم اصلی انتقام قرار بگیرد. همین است که تا به امروز که دو قسمت از فصل سوم پخش شده است، زیر بارانهای سیلآسای این روزهای مالک و سیما و سمیرا، انبوهی از ملودیهای غمگین که در عین غمناک بودن، سراسر خشمگیناند همراه است. این صدای همه آن زخمهای کاری، همه سنگقبرهای به جا مانده و همه یاد بچههای از دست رفتهای است که قربانی قدرتطلبیهای مادر پدرهایشان شدند. اگر کار آهنگساز در فصل دوم، آغشته به هیجانهای دائم هر اپیزود، مرگها و توطئههای بیشمار و داغهای زیادی است که بر سر خانوادهها به خصوص فرزندانشان میآید، فصل سوم، دنیای پس از تروماست. دنیاییست که با آمدن مالک شروع شده و بوی خونخواهی میدهد. صدای موسیقی صدای روح افسرده همه آدمهاییست که همچنان لباس سیاهشان تنشان است، قرصهای اعصاب میخورند و موهایشان را میتراشند تا شاید راهی برای رهایی روهشان به تاریکی پیدا کنند. در چنین حال و هوایی آهنگساز در عین اینکه تم اصلی و تکرارشونده را حفظ کرده است، بخشهایی را در میانه به آنها افزوده که موسیقی موقعیت است. او در لحظات بیتابیهای مالک یا خستگیهایش از قطعاتی که ماهیتشان به غم و خشم آغشته شده است استفاده کرده است.
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه