رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

تصویری از یک جامعه بی‌رحم

رضا صائمی |
حجت قاسم زاده اصل را با تله فیلم‌های ماندگاری که ساخته می‌شناسیم. از جمله «قصه‌ها و واقعیت»، «تنهایی»، «تباهی»، «قتل آنلاین»، «ژرفا» و «پس از پایان» و سریالی مثل «یادآوری» که مورد توجه و اقبال مخاطبان و منتقدان قرار گرفته بود. به همین دلیل هم طی این سال‌ها به ویژه منتقدان از او انتظار داشتند که پا به سینما بگذارد و فیلمی سینمایی بسازد. شاید «روز ششم» پاسخ به همین مطالبه باشد. قاسم زاده برای تجربه نخستین فیلم بلند سینمایی‌اش به سراغ ژانر رفت تا نشان دهد بیش از مضمون به فرم می‌اندیشد و محتوا را به میانجی فرمی که برگزیند برمی‌سازد. او در این رویکرد فرمی، نگرشی تجربه گرا داشته و به ترکیب ژانری دست می‌زند تا  ژانر سرقت و معمایی را به هم گره زده و نوعی از نئونوآر بیافریند.

لیست بهترین فیلم های معمایی سینما

قصه یک خطی «روز ششم» این است که یک زندانی به‌نام احمد (با بازی مصطفی زمانی) تنها پنج‌روز فرصت دارد جواب چند معما را پیدا کند تا بتواند زنده بماند. همین فشردگی زمانی که در مرز مرگ و زندگی شخصیت محوری قصه قرار دارد کافیست تا تنگنای زمان خود به تعلیق قصه و التهاب نهفته در آن دامن بزند و مخاطب را با خود همراه کند. شاید بخش مهمی از جذابیت شخصیت احمد را باید به جنس بازی مصطفی زمانی ربط داد که توانسته صلابت و سفت و سختی کاراکتر احمد را در یک نوع کنشمندی خونسردانه و بی‌رحم به نمایش بگذارد. او تلاش کرده تا بازی‌اش از حدود و ثغور فیلمنامه بیرون نزد و وفادار به الزمات ژانری شخصیت باشد. آنچه در شخصیت‌پردازی احمد قابل توجه است پارادوکس است که نسبتی دراماتیک با منطق روانشناسی شخصیت او دارد. در واقع احمد فرد بی‌رحمی نیست، بلکه نقابی به صورتش زده تا جامعه بی‌رحم از او سوءاستفاده نکند و این صرفا یک خصلت روانشناختی نیست، تحلیل جامعه شناسانه از وضعیت جامعه بی‌رحم ماست که موجب می‌شود تا آدم‌ها برای بقا و صیانت از خود، بی‌رحمانه رفتار کنند. او هم خیلی باهوش است، هم درونگرا و مرموز که او را به یک ضدقهرمان دوست‌داشتنی و جذاب بدل می‌کند. شخصیتی چندوجهی که از بیرون درگیر کشمکش با دیگران است و از درون درگیر کشمکش‌های فردی و در جست‌وجوی هویت گمشده خود. احمد به قواعد جامعه تن داده به این معنا که قاعده بازی آن را پذیرفته است و چاره‌ای ندارد که برای پیش بردن اهداف خود به آن‌ها تن دهد. به عبارت دیگر در «روز ششم» تاثیر ساختار اجتماعی معیوب که چرخه‌ای از خشونت و نفرت‌پراکنی را در خود می‌پرورد و تاثیرات مخرب آن با روان و رفتارهای افراد در زیرمتن قصه قرار دارد و آنچه در طول داستان و آدم‌هایش می‌بینیم بازتابی از همین وضعیت تراژیک است. \" احمد از آن ضد قهرمان‌هایی است که در کسوت یک قهرمان تجلی می‌کند و به دل می‌نشیند. خلافکار باهوشی که جلوتر از پلیس است و خلافکاری‌اش نه از سر بی‌اخلاقی که واجد یک فلسفه اخلاقی است که از مطالعه و تجربه‌های زیسته‌اش می‌آید. انگار با خلافکار فیلسوفی مواجه هستیم که در کلامش می‌توان تحلیلی متفکرانه از ساختار اقتصادی و اجتماعی فاسد و تولید پول کثیف برساخته از آن را صورت‌بندی کرد. او نه فقط پیشه خلافکاری که ریشه خلافکاری را خوب می‌شناسد و نسبت به وضعیت خود، خودآگاهی دارد! فیلم گرچه کمی پرحرف است و مجال اندکی به مخاطب برای هضم آن‌ها می‌دهد اما سرشار از گزاره‌هایی است که هر کدام می‌تواند ذهن را درگیر خود کند.  امروز که فیلم را دیدم در میان انبوه گفتارهای فیلم یک گزاره همچنان در ذهنم در چرخش است و با آن کلنجار می‌روم. جایی که احمد می‌گوید آدم یا درس می‌خواند یا کتاب!  چقدر این جمله حرف دارد. چقدر میان درس خواندن و کتاب خواندن فاصله است.  چقدر این تمایز قابل تامل است. چقدر آن‌ها که خوب کتاب خواندند از آن‌ها که زیاد درس خواندند جلوترند. این نگاه ظریف و نقادانه او روایتگر نگاه هوشمندانه اوست که او را به‌عنوان ضدقهرمانی که انگار واجد خودآگاهی است از کاراکترهای مشابه‌اش جدا می‌کند. روز ششم در عین اینکه یک فیلم ژانری است که در فضای معمایی قرار دارد اما می‌توان آن را در درون نوعی از سینمای اجتماعی قرار داد که تلاش می‌کند تصویری از جامعه و زمانه خود باشد. جامعه‌ای که به قول استاد بهرام بیضایی با کسانی که مثل او نیستند بی‌رحمانه رفتار می‌کند و همین موجب می‌شود تا آدم‌ها هم بی‌رحم شوند. \"دانلود
ر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه