چرا از تماشای زخم کاری لذت میبریم؟
اینجا نگاهی انداختهایم به مطالبی که پس از پخش قسمت اول زخم کاری در پیجهای سینمایی و رسانهها منتشر شد. درست است شاید خوانده باشید ولی برای آرشیو شدن بدک نیست در فیلیموشات داشته باشیم.
همه چیز درباره زخم کاری ۳؛ انتقام
بازگشت متفاوت مالک و آغاز طوفانی زخم کاری!
بالاخره فصل سوم زخم کاری اکران شد؛ سریالی که از یک طرف با سابقهای مخاطب پسند همه را منتظر نگه داشته بود و از طرفی دیگر با روایتی از شخصیتهای شکلگرفته و داستانی پیچیده، نبض مخاطب را در دست گرفته بود. علت این پیگیری مخاطب را شاید در چند گزاره بتوان توضیح داد؛ بن مایههای شکسپیری که در اثر وجود دارد و در فصل اول قصه مکبث دستمایه نوشتن فیلمنامه بود و در فصلهای دوم و سوم مایههایی از هملت و اتللو با خطوطی از خیانت و انتقام. اینها چیزهایی است که برای هر مجموعهای مانند سرمایهای تمام نشدنی است. در این جهان شکل گرفته «زخم کاری» شخصیتهای محبوبی نیز وجود دارند که از تحقیر و تهدید خسته شدند و حالا خود میخواهند راوی اصلی قصه باشند؛ مالک با بازی درخشان جواد عزتی به مثابه یک «از گور برگشته» و قهرمانی که تجربه زخمهای کاری فراوانی را دارد، حالا از پس یک ویرانی عجیب-از دست دادن فرزندان و نابودی زندگی- میخواهد هم انتقام همه زخمها را بگیرد و هم مهره اصلی را برای همیشه ناکار کند. اولین قسمت زخم کاری 3 نشان داد که حضور قهرمان اصلی چطور میتواند موتور محرک قصه، رضایت مخاطب و ایجاد کشش برای تماشای یک فصل خونین و جذاب در آینده باشد.چرا از تماشای زخم کاری لذت میبریم؟
فصل سوم زخم کاری بدون هیاهوی تبلیغاتی اکران شد و نشان داد که چقدر روایت قصه از منظر قهرمان هم لذتبخش است هم مخاطبپسند. در سیاره زخم کاری با آدمها و شخصیتها و روایتهایی روبرو هستیم که فی نفسه هر آدمی را برای تماشا و پیگیری، کنجکاو میکند چه آنکه بعد از دو فصل، شخصیتها جدید و قدیم در فراز و نشیبهای عجیبی عوطه ور شدند و حالا در خط انتقام و بازگشت صفآرایی جدیدی میبینیم. سیما، سمیرا، طلوعی، مالک...در کنار دو چهره فرعی و مرموز «کیمیا و پانتهآ» اتمسفری را شکل دادهاند که میتواند با قصهپردازی درست تا ابد جلو بروند و ماجرا داشته باشند و مخاطب را برای خود نگه دارند. در واقع زخم کاری قاعده بازی در سینما را بلد است و با حفظ قاعده اصلی در نگارش و اجرا، و ایجاد سرگرمی با استفاده از المانهای اخلاقی در دل قصه، کاملا با مخاطب قرارداد بسته که آدمها را در جهان زخم کاری دنبال کنند. اینکه آدم ها در پس پستی و بلندی زندگی، میتوانند چهره دیگری از خود بروز دهند و تا جایی پیش بروند که برای مقاصد خود حاضرند از هرچیزی بگذرند... این روایت دنیای پیرامونی ماست که همه از دیدنش احساس رضایت میکنیم و به نشانه تایید سر تکان میدهیم. این همان رازی است که مهدویان و تیمش بویژه با حضور منحصربفرد جواد عزتی فهمیدهاند و مخاطبان سیاره زخمکاری را راضی نگه میدارند.
طوفان خون؛ بازگشت مالک و انتقام مهدویان!
فصل سوم زخمکاری «انتقام» امروز در حالی پخش شد که سریال با محوریت قهرمان محبوب خود آغاز شد؛ جواد عزتی که در فرم و قالب «مالک» شاید دوستداشتنیترین شخصیت نمایشی چند سال اخیر باشد، دوباره نبض مخاطب و قصه را در دست گرفت. او حالا بازهم محور اصلی قصه و رویدادهایش شده و دوباره قرار است هر جمعه مخاطب را با یک قصه جذاب پیش ببرد. مالکی که خودش زخمخورده است و در بازی جدید باید با پلن و مهره جدید بازی کند. او دیگر در زمین سوخته سمیرا بازی نخواهد کرد و در مسیر انتقام، بازیگران جدیدی را با خود همراه میکند. فصل سوم زخم کاری شاید بیشتر «انتقام» مهدویان از آنهایی باشد که میگفتند «زخم کاری» دیگر تمام شده است؛ مهدویان باهوش تر از آن است که دستش را رو کند و حالا با فصل سه هم پاسخ منتقدانش را میدهد و هم مخاطب را با جمعههای ملتهب و دلپذیری همراه میکند. او قاعده بازی در سینما را خوب میداند و حواسش هست بنای خوش ساخت «زخم کاری» را با حفظ خط محوری داستان و روایت متفاوت شخصیتهای ماندگارش، مرتفع کند و طبقات جدیدش را اضافه کند! البته او نیاز دارد کمی فضا را بازتر کند و تداوم قصه را پرمایهتر و عمیقتر جلو ببرد. قسمت اول فصل سوم نشان داد که او با شجاعت و جسارت، قهرمانش را آرام آرام برای آغاز یک طوفان خون، به مخاطب تشنه و منتظر، نمایش میدهد.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه