رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

ماموریت غیر ممکن در آبادان

احسان ناظم بکایی |
فیلم پالایشگاه که این روزها آن را می‌توانیم در فیلیمو ببینیم دو سال پیش و در جشنواره چهل و یکم فجر با نام گل‌های باوارده روی پرده رفت. فیلمی که اکثر قریب به اتفاق شاخصه‌های یک فیلم درام قهرمان‌محور را داشته و خط درام درستی با نقاط آغاز درست، اوج صحیح و پایان منطقی دارد. در روزهای محاصره حدوداً یک ساله آبادان در اولین سال جنگ با عراق، دستوری از تهران برای منفجر کردن تجهیزات پالایشگاه می‌رسد. این دستور به مذاق قهرمان قصه که یکی از مهندسان پالایشگاه است و نقش او را بانیپال شومون بازی می‌کند، خوش نمی‌آید و تصمیمی دیگر می‌گیرد.

معرفی فیلم پالایشگاه (گل‌ های باوارده)

تصمیمی که زمینه ایجاد قصه پرکششی می‌شود که مخاطب را تا پایان در برابر خود نگه می‌دارد به خصوص اگر بداند این قصه، واقعی بوده و واقعاً رخ داده است. قهرمان قصه با وجود دستوری که از بالا آمده، نافرمانی می‌کند و در تصمیمی شخصی کار خود را پیش می‌برد. رگ و ریشه ماجرا شباهت زیادی به فیلم‌های قهرمان محور هالیوودی دارد. قهرمان قصه و همکارش با بازی امیررضا دلاوری برعکس نمونه‌های مشابه جنگی یا غیرجنگی داخلی، قهرمانانی حراف نیستند که شعارزده و گل‌درشت، بگویند؛«باید بشود!» ما در اعمال آنها، مراحل انجام این مأموریت به ظاهر غیر ممکن را می‌بینیم و آنها هم کاملاً مسلط و کنشگر به صورتی باورپذیر کارشان را مرحله به مرحله ممکن می‌کنند و عبارت «باید بشود» را نشان می‌دهند.
فیلم با وجود قرار گرفتن در گونه جنگی، تلخ و عذاب آور نیست. علت آن هم این است که ما در کنار قهرمان، مسلط، در اوج و با اعتماد به نفس به تنها چیزی که فکر می‌کنیم رسیدن به هدف است. دشمن هست و در محاصره‌ایم اما حواسمان به کاری است که می‌خواهیم انجام بدهیم
این عملیات جابجایی و نجات بزرگ برای بیننده‌ای هم که چیزی از عبارات فنی و تخصصی حوزه نفت و پالایشگاه نمی‌داند، جالب است چون آنچه به چشم می‌آید تلاش عقلانی و منطقی آنهاست که کاملاً براساس علم و قاعده پیش می‌رود. این کنشگری و هوشمندی در عمل، نمایشگر توانایی‌های فردی قهرمان قصه است که سالها تجربه و تخصص در حوزه نفت و پالایشگاه را با چاشنی تعهد، تعصب و غیرت در هم می‌آمیزد. در کنار این قهرمان دوست‌داشتنی و ملموس، همسر او با بازی الهام نامی را هم باید با دقت دید. اگر در فیلم‌های دیگر، همسر قهرمان، غرولندکنان و نق‌نق‌زنان مثل وزنه‌ای پابند قهرمان می شود و ترمزی کاهنده محسوب می‌شود اینجا و در پالایشگاه با همسری شاغل و فعال مواجه‌ایم که با وجود داشتن فرزندی کوچک، پای کار همسرش ایستاده و به او کمک می‌کند. نکته جالب توجه دیگر این است که فیلم با وجود قرار گرفتن در گونه جنگی، تلخ و عذاب آور نیست. علت آن هم این است که ما در کنار قهرمان، مسلط، در اوج و با اعتماد به نفس به تنها چیزی که فکر می‌کنیم رسیدن به هدف است. دشمن هست و در محاصره‌ایم اما حواسمان به کاری است که می‌خواهیم انجام بدهیم. بیشتر از صحنه‌های جنگ، پیگیر به ثمر نشستن ایده عجیبی هستیم که قهرمان با دستان خالی می‌خواهد پیش ببرد. نهایتاً نمی‌توان به پالایشگاه پرداخت از بازی‌های خوب آن نگفت. چه بانیپال شومون، چه امیررضا دلاوری، چه الهام نامی و چه نادر سلیمانی در ساخته شدن فیلمی چنین پرکشش موفق بوده‌اند و مهرداد خوشبخت هم نشان داده چه خوب می‌تواند دغدغه‌های دوران جنگ زادگاهش آبادان را جلوی دوربین ببرد. پالایشگاه را در فیلیمو ببینید و از دیدن یک فیلم با چفت و بست درست و قهرمانی دوست‌داشتنی لذت ببرید. \"دانلود
ا
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه