ملت عشق
تاریخ سرشار از شخصیتهای جذابی است که هر یک از آنها میتوانند دستمایه تولید فیلم و سریال شوند. آن هم در حیطههای مختلف که همین امر دست فیلمنامه نویسان را برای خلق قصههای پرکشش و جذاب باز میگذارد. به همین خاطر هم هنرهای نمایشی سرشار از آثاری است که با این دیدگاه ساخته و به مخاطبان خود عرضه شدهاند. البته با کیفیتهای متفاوت که همین امر ماندگاری یا فراموش شدن در گذر زمان را رقم زده است. سینمای ایران به دلایل گوناگون که مهمترین آن بحث سرمایه است، کمتر به سراغ شخصیتهای تاریخی به ویژه آنهایی که فاصلهای دور از تاریخ معاصر داشته رفته است. از میان اندک نمونههای موفق ساخته شده میتوان به مست عشق ساخته حسن فتحی اشاره کرد که به تازگی روی پرده رفته و در ده روز نخست اکران به فروش خیره کنندهای دست پیدا کرده است.
معرفی کامل مست عشق؛ داستان شمس و مولانا
جلالالدین محمد بلخی مشهور به مولانا یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ ادبیات ایران به حساب میآید که اشعارش به زبانهای مختلف ترجمه شده و شاعری در ابعاد جهانی به حساب میآید. در عین حال از آن دسته شخصیتهایی است که جامع الاطراف بوده و در حوزه عرفان نیز صاحب جایگاهی رفیع است. همه اینها دست به دست هم داده و شخصیتی را ساخته که برای نمایش روی پرده سینما پتانسیل فوق العادهای دارد. فرهاد توحیدی که سابقهای طولانی در مقام فیلمنامهنویس دارد، انتخاب خوبی برای نگارش فیلمنامه مست عشق بوده و حاصل کارش هم خوب از آب درآمده است. مقطعی از زندگی مولانا که برای روایت قصه مست عشق انتخاب شده، مقطع فوقالعاده جذابی است که به لحاظ دراماتیک بسیار جذاب بوده و سرشار از تنشهای گوناگون است. فیلم هم در فضایی پرتنش آغاز شده و خیلی زود به معمای ناپدید شدن شمس تبریزی میرسد. سپس فلاش بک زده شده و آشنایی با مولانا در مقام قهرمان به شکلی موجز صورت گرفته و با ورود شمس تبریزی به داستان، نقطه عطف نخست شکل میگیرد. همچنین توحیدی از عشق به عنوان تم اصلی بهره گرفته و به خوبی آن را در عرض گسترش داده است.مست عشق با وجود همه نقاط قوتاش، ضعفهایی هم دارد که گاه خود را به رخ تماشاگر میکشد. برای مثال میتوان به از ریتم افتادن بخشهایی از نیمه میانی کار اشاره کرد. همین طور دوبله فیلم که با توجه به حضور بازیگران ترک تبار ناگزیر از انجام آن بودهاند. با این حال صداها بیش از حد خشک و به اصطلاح استودیویی استدر عین حال به موازات قصه اصلی، زمینهچینی برای خلق داستانهای فرعی نیز به شکل مطلوبی صورت میگیرد. توحیدی برای روایت قصه خود از شیوه روایت غیرخطی سود جسته که برای آثاری از این جنس قالب مناسبی به حساب میآید. به ویژه در نیمه میانی که داستانهای فرعی پررنگ شده و به تنه اصلی فیلمنامه پیوند میخورند. برای مثال میتوان به علاقه علاءالدین پسر مولانا به دختری به نام کیمیا خاتون اشاره کرد که به یک مثلث عاشقانه ختم میشود. همین طور سرداری به نام اسکندربیک که نقش مهمی در پیشبرد داستان داشته و خود بخشی از یک داستانک عاشقانه جذاب به حساب میآید. در فیلمهای شخصیتمحور، پرداخت قهرمان نقش مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت آن دارد و مست عشق هم از این قاعده کلی مستثنی نبوده است. مولانا از یک سو و شمس از سوی دیگر، شخصیتهایی هستند که جذابیتهای بالقوه بسیار داشته و به فعل رساندن آن کار سختی بوده که فرهاد توحیدی و نیز حسن فتحی از پس انجام آن برآمدهاند. به ویژه شمس که رها بودنش از تعلقات دنیوی و عارف مسلک بودنش باورپذیر از آب درآمده و تماشاگر را به سمت خود میکشاند. در بین دیگر شخصیتها، اسکندربیک بهتر از بقیه شکل گرفته و شمایلی از یک ضدقهرمان با رگههای خاکستری دارد. مست عشق با وجود همه نقاط قوتاش، ضعفهایی هم دارد که گاه خود را به رخ تماشاگر میکشد. برای مثال میتوان به از ریتم افتادن بخشهایی از نیمه میانی کار اشاره کرد. همین طور دوبله فیلم که با توجه به حضور بازیگران ترک تبار ناگزیر از انجام آن بودهاند. با این حال صداها بیش از حد خشک و به اصطلاح استودیویی بوده و این موضوع به ویژه در سکانسهای پردیالوگ کاملا خود را به رخ میکشد. تولید یک اثر سینمایی در کشوری دیگر و استفاده از عوامل غیرایرانی در پشت صحنه و جلوی دوربین، چالشهای فراوان دارد که مست عشق نیز از آن مستثنی نبوده است. با این حال حسن فتحی تا حدود زیادی از عهده انجام آن برآمده و نمونه موفقی در این باب برای سینمای ایران به یادگار گذاشته است. فتحی در انتخاب بازیگران هم با ظرافت عمل کرده و آنها را متناسب با نقشها برگزیده است. از پارسا پیروزفر و شهاب حسینی تا هانده ارچل،بنسو سورال و ابراهیم چلیککول که بخشی از موفقیت تجاری فیلم نیز حاصل همین انتخابهای درست است. در عین حال نمیتوان از فیلمبرداری درخشان زندهیاد مرتضی پورصمدی و تدوین دینامیک میثم مولایی یاد نکرد که وجوه بصری مست عشق را تقویت کردهاند.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه