آوای رازآلود قلعه الموت
یکی از آن سریالهایی که این روزها نقل محفل سریالبینهاست، حشاشین یا با نام انگلیسیاش Assassins است؛ سریالی مصری که ماه رمضان امسال در بیشتر کشورهای عربی دیده و با استقبال فراوانی مواجه شد. این سریال به گفته آنها که بیشتر با محصولات سینمایی و تلویزیونی جهان عرب آشنا هستند، یک سر و گردن از آثار دیگری در همین حوزه جلوتر است. این مساله را میتوان در بازیها، کارگردانی، جلوههای ویژه، دکور، میزانسنها و البته موسیقی این سریال پیدا کرد. آهنگسازی حشاشین را امینه بوحافا به عهده داشته است.
برگردیم به موسیقی سریال حشاشین که با ارکسترهای مختلف در ترکیه، چک، آلمان و فرانسه ضبط شده است. هرچند بوحافا در موسیقی حشاشین پایه اصلی موسیقی را روی استفاده از موسیقی عربی گذاشته است اما این کار را بسیار هنرمندانه اانجام داده است. در تیتراژ سراغ موسیقی آوازی رفته و از نغمات عربی بهره جسته است. آواز از آن دست اقلامی است که در موسیقی عربی در بالای هرم قرار دارد و طبیعتا آهنگساز توجهی ویژه به آنها داشته است. اما نکته مهم در آهنگسازی بوحافا برای این مجموعه این است که او جهانی فکر کرده است و صرفا موسیقی را طوری نساخته که برای مخاطبان عرب زبان جذاب باشد. برعکس او با استفاده از ارکستر بزرگ همچنین صداهای الکترونیک، موسیقیای ساخته که به خوبی از المانهای مختلف موسیقی فیلم بهره جسته است. او در سکانسهای جنگی سراغ موسیقی اکشن رفته و در لحظاتی که بار درام داستان بالاتر است، از سازهای زهی بیشتر استفاده کرده. ضمنا آهنگساز حواسش بوده است که امضایش را در هر قسمت به رخ بکشد و نمایان کند. او با استفاده از سازهای بادی عربی، این امضا را پای کارش زده است. او همچون قلعه پر از رمز و راز الموت، موسیقیای ساخته است که صدای دالان های تاریک و پر از رمز این مکان را نشان دهد. دار و دسته حسن صبح نیز هنوز که هنوز است در زمره پر راز و رمزترین فرقهها شناخته می شوند و آهنگساز به درستی از صداهای بسیار بم با تمپوهای پایین استفاده کرده است تا این حال خوفناک را در دل یک داستان تاریخی بتواند روایت کند.
از آنجایی که بخش مهمی از داستان حسن صباح در ایران میگذرد، امینه بوحافا از موسیقی و سازهای ایرانی هم بهره گرفته است. حتی در برخی از قسمتها مستقیما از قطعات موسیقی سنتی ایران استفاده کرده. او سراغ قطعاتی از مرتضی حنانه، فرهاد فخرالدینی، مرتضی نی داوود رفته و از قطعات تصنیف شده قدیمی آن ها برای رنگ دادن به اثرش و بازنمایی فضای ایرانی استفاده کرده است. همین مساله نسان میدهد که او تلاش کرده است تا پیوند صوتی این سریال را با اصل ایرانیاش حفظ کند. کاری که چندان در طراحی فضا و دکور در این سریال موفق نبوده است و شما اثری از اصفهان و شکل و شمایل و معماری اش در حشاشین نمیبینید و هرچه جلوتر میرود، همه چیز عربی و عربیتر میشود. با این وجود جهان عربی که به تصویر کشیده شده است، جهانی است تر و تمیز و ساختارمند که برای مخاطب فارغ از ایرانی یا عربی جذاب است. ضمن اینکه داستان حسن صباح که آغشته است به انبوهی افسانه و داستان، خودش به تنهایی آنقدر قابلیت روایتگری دارد که دیگر چیزها را در خود میبلعد.
نقد و بررسی سریال حشاشین؛ صرفاً جهت سرگرمی!
امینه بوحافا آهنگساز تونسیالاصل جوان و پرتلاشی که طی سالهای گذشته توانسته است جایگاه خود را در صنعت موسیقی فیلم جهان عرب باز کند و در جشنوارههای متعدد بدرخشد. هرچند که تا به حال به جز جایزه بزرگ سزار جوایز آنچنانی نگرفته است اما مسیری که برای فعالیتهای خود گشوده، خبر از آیندهای روشن میدهد. او یکی از آهنگسازانی است که در جشنوارههای نظیر کن، مورد استقبال خبرنگاران و منتقدان قرار میگیرد، به آسانی با آنها صحبت میکند و جهانش را توضیح میدهد و با آثاری چون «تیمبوکتو» نامش بارها شنیده شده و مورد تحسین قرار گرفته است. یکی از دلایلش را هم باید در تسلط او بر زبان فرانسه جستجو کرد چرا که او سالها در فرانسه تحصیل کرده است و وطنِ آکادمیکش پاریس است. بوحافا نوازندگی پیانو را از 3 سالگی شروع کرد. تحصیلات موسیقی خود را در کنسرواتوار تونس و سپس در کنسرواتوار پاریس ادامه داد و در رشتههای ارکستراسیون، هارمونی کلاسیک و آهنگسازی فارغ التحصیل شد. او جایزه سزار فرانسوی را برای ساخت موسیقی «تیمبوکتو» به دست آورد و به عنوان یکی از جوانترین آهنگسازان برنده سزار شناخته شد. از جمله دیگر آثار شاخص او باید به «بانوی اول»، «راه من» و «دگاژه» اشاره کرد هرچند همچنان تیمبوکتو و حشاشین بهترین آثار او محسوب میشوند.
برگردیم به موسیقی سریال حشاشین که با ارکسترهای مختلف در ترکیه، چک، آلمان و فرانسه ضبط شده است. هرچند بوحافا در موسیقی حشاشین پایه اصلی موسیقی را روی استفاده از موسیقی عربی گذاشته است اما این کار را بسیار هنرمندانه اانجام داده است. در تیتراژ سراغ موسیقی آوازی رفته و از نغمات عربی بهره جسته است. آواز از آن دست اقلامی است که در موسیقی عربی در بالای هرم قرار دارد و طبیعتا آهنگساز توجهی ویژه به آنها داشته است. اما نکته مهم در آهنگسازی بوحافا برای این مجموعه این است که او جهانی فکر کرده است و صرفا موسیقی را طوری نساخته که برای مخاطبان عرب زبان جذاب باشد. برعکس او با استفاده از ارکستر بزرگ همچنین صداهای الکترونیک، موسیقیای ساخته که به خوبی از المانهای مختلف موسیقی فیلم بهره جسته است. او در سکانسهای جنگی سراغ موسیقی اکشن رفته و در لحظاتی که بار درام داستان بالاتر است، از سازهای زهی بیشتر استفاده کرده. ضمنا آهنگساز حواسش بوده است که امضایش را در هر قسمت به رخ بکشد و نمایان کند. او با استفاده از سازهای بادی عربی، این امضا را پای کارش زده است. او همچون قلعه پر از رمز و راز الموت، موسیقیای ساخته است که صدای دالان های تاریک و پر از رمز این مکان را نشان دهد. دار و دسته حسن صبح نیز هنوز که هنوز است در زمره پر راز و رمزترین فرقهها شناخته می شوند و آهنگساز به درستی از صداهای بسیار بم با تمپوهای پایین استفاده کرده است تا این حال خوفناک را در دل یک داستان تاریخی بتواند روایت کند.
از آنجایی که بخش مهمی از داستان حسن صباح در ایران میگذرد، امینه بوحافا از موسیقی و سازهای ایرانی هم بهره گرفته است. حتی در برخی از قسمتها مستقیما از قطعات موسیقی سنتی ایران استفاده کرده. او سراغ قطعاتی از مرتضی حنانه، فرهاد فخرالدینی، مرتضی نی داوود رفته و از قطعات تصنیف شده قدیمی آن ها برای رنگ دادن به اثرش و بازنمایی فضای ایرانی استفاده کرده است. همین مساله نسان میدهد که او تلاش کرده است تا پیوند صوتی این سریال را با اصل ایرانیاش حفظ کند. کاری که چندان در طراحی فضا و دکور در این سریال موفق نبوده است و شما اثری از اصفهان و شکل و شمایل و معماری اش در حشاشین نمیبینید و هرچه جلوتر میرود، همه چیز عربی و عربیتر میشود. با این وجود جهان عربی که به تصویر کشیده شده است، جهانی است تر و تمیز و ساختارمند که برای مخاطب فارغ از ایرانی یا عربی جذاب است. ضمن اینکه داستان حسن صباح که آغشته است به انبوهی افسانه و داستان، خودش به تنهایی آنقدر قابلیت روایتگری دارد که دیگر چیزها را در خود میبلعد.
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه