رفتن به محتوای اصلی
بهترین های فیلم و سریال

بهترین فیلم اول از بازیگرانی که کارگردان شدند

رضا حسینی |
بهترین فیلم اول از بازیگرانی که کارگردان شدند
این جمله حالا دیگر کلیشه‌ای شده است: «من بازیگرم اما کاری که واقعا می‌خواهم انجام بدهم کارگردانی است.» بازیگران زیادی هستند که در آرزوی فرصتی برای اثبات توانایی خود در پشت دوربین هستند؛ که البته با منطق هم جور درمی‌آید چون با اغلب بازیگران - در فرایند خلق نگاه هنری یک فرد دیگر - همچون عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی رفتار می‌شود. پس تصور به دست آوردن کنترل در فرایند ساخت یک فیلم باید هم جذاب به نظر برسد. با وجود این، هر بازیگری لزوما برای کارگردانی ساخته نشده است و اگر آمار و کیفیت فیلم‌هایی را بررسی کنیم که بازیگران کارگردان‌شده ساخته‌اند می‌بینیم که در ازای هر فیلم خوب یا فراموش‌نشدنی، انبوهی فیلم به‌دردنخور ساخته شده‌اند که فقط به دلیل یدک کشیدن نام یک ستاره یا بازیگر مطرح روی پرده سینماها رفته‌اند. آنچه در ادامه می‌خوانید برخی از بهترین فیلم‌های اولی است که بازیگران کارگردانی کرده‌اند.

بهترین کارگردان بازیگر یا بهترین بازیگران کارگردان

فیلم زن جوان خوش‌آتیه | 2020 | Promising Young Woman

  • اِمِرالد فِنِل
امرالد فنل سال تمام‌عیاری را در 2020 تجربه کرد. او پیش از آن، در زمره بازیگران زن انگلیسی قابل اتکایی قرار می‌گرفت که همیشه خوب بودند اما در نهایت برای ایفای نقش‌های مکمل در درام‌های تاریخی بی‌بی‌سی دعوت به همکاری می‌شدند. او سال 2019 بود که نقش ملکه کامیلا، معشوقه شاهزاده چارلز را در سریال محبوب تاج The Crown بازی کرد و سپس پشت دوربین رفت تا به عنوان کارگردان اولین فیلمش را با بازی کری مالیگن در نقش دانشجویی سابق بسازد که می‌خواهد انتقام مرگ دوست صمیمی تمام دوران زندگی‌اش را بگیرد که پس از تجاوز در یک مهمانی بچه‌های دانشکده، خودش را می‌کشد. «زن جوان خوش‌آتیه» که به عنوان داستانی درباره انتقام عرضه می‌شود و دست‌آخر به داستانی در باب سوگی تحلیل‌برنده و جانکاه بدل می‌شود، تفسیری پیرامون خطرهای «پسر نازنین» هم هست که فنل به‌واسطه انتخاب هوشمندانه بازیگران نوجوان نقش‌های آدم خوب در سینما و تلویزیون (سِت کوهِن، مک‌لاوین و...) در نقش نخاله‌های باشگاه شبانه داستان، موفق به ساخت آن شد. «زن جوان خوش‌آتیه» یک فیلم اول جسورانه است که فنل خالق واقعی‌اش است؛ او نه‌فقط فیلم را کارگردانی کرد بلکه فیلمنامه را هم نوشت که اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال را برایش به ارمغان آورد. \"فیلم

فیلم باهوش کتابی | 2019 | Booksmart

  • اولیویا وایلد
کمدی‌های نوجوانانه‌ای که حول شخصیت‌های دختر جریان داشتند تا سال‌های سال همواره کمدی‌های رمانتیک بودند؛ و کمدی‌های جنسیتی نامرغوب برای پسرها ساخته می‌شدند و عاشقانه‌های دلفریب برای دخترها؛ اما همه چیز از «ایزی اِی» (Easy A) شروع شد و تسویه حسابی درون ژانری به شمار می‌رود و می‌گوید دخترهای نوجوان به اندازه همتاهای جنس مخالف، عجیب‌وغریب، دست‌وپاچلفتی و با نیازهای نوجوانانه هستند. «باهوش کتابی» داستان دو دوست صمیمی محافظه‌کار را روایت می‌کند که تصمیم می‌گیرند شب پیش از فارغ‌التحصیلی از جلد خود خارج شوند و تجربه‌های تازه‌ای را از سر بگذرانند. اولیویا وایلدِ کارگردان - که خودش بازیگری را با کمدی نوجوانانه دختر همسایه The Girl Next Door آغاز کرده - با «باهوش کتابی» هوای تازه لازمی را برای این ژانر به ارمغان آورد. این فیلم یک دوستی زنانه پرجزییات را طوری به تصویر می‌کشد که کم‌تر فیلمی از عهده‌اش برآمده است، به‌خصوص که این دست فیلم‌ها را مردان کارگردانی می‌کردند. \"فیلم

فیلم کلاس هشتم | 2018 | Eighth Grade

  •  بو بِرنهام
واقعا عجیب است که فیلمی را که واقعیت غریب و اندوهبار «دختری سیزده ساله بودن» را بهتر از سایر نمونه‌ها به تصویر کشیده، مردی در اوایل دهه چهارم زندگی‌اش کارگردانی کرده است؛ اما خودمانیم،‌ زندگی همین است. بو برنهام فعالیت‌هایش را به عنوان یک استندآپ کمدین شروع کرد و ترانه‌هایی را ضبط می‌کرد که شوخ‌طبعی‌ها و نظرهای گستاخانه درباره زندگی از ویژگی‌های آن‌ها بود. او در دهه 2010 در شماری از کمدی‌ها بازی کرد و در نهایت «کلاس هشتم» را ساخت که تجربه به‌کل متفاوتی بود. فیلم وامدار سابقه کمدی برنهام است اما واقعا طیف کاملی از احساسات را در بر می‌گیرد. به‌علاوه، برنهام بازی حیرت‌انگیزی را از اِلسی فیشر در نقش اصلی گرفته است؛ و جالب این‌که آقای کارگردان با این‌که خودش بازیگر است اما در برابر وسوسه بازی در کلاس هشتم مقاومت کرده است. \"فیلم

فیلم حیات‌وحش | 2018 | Wildlife

  •  پل دِینو
وقتی به اغلب بازیگران معاصری فکر می‌کنیم که تصمیم به کارگردانی گرفته‌اند یکی از نقاط قوت اصلی‌شان این بوده که به عنوان بازیگر می‌فهمند چطور با دیگر بازیگران کار کنند تا بازی‌های تاثیرگذار و تکان‌دهنده‌ای خلق کنند. چنین فیلم‌هایی کم‌تر با سبک بصری یا اصلا ذوق بصری خاصی ساخته می‌شوند. به هر حال کارگردانی چیزی است که بازیگران انجامش را دیده‌اند و به تصور ما سازوکارش را می‌دانند ولی شاید از هنرمندی ورای آن چندان چیزی ندانند؛ اما این چیزها را نمی‌شود درباره پل دینو و نخستین تجربه کارگردانی‌اش «حیات‌وحش» گفت. دینو در این فیلم - که درباره زندگی مشترکی است که به‌شدت خراب می‌شود و پسر نوجوانی در میانه‌اش به دام می‌افتد - کری مالیگن و جیک جیلنهال را در مسیر خلق یکی از بهترین بازی‌های کارنامه‌شان هدایت کرده و علاوه بر این، تصاویری جذاب و رضایت‌بخش را برای روایت چنین داستانی خلق کرده است. او کارش را با مهارت و اعتمادبه‌نفس به‌طوری انجام داده است که هیچ عنصری گویای تازه‌کار بودن او نیست. \"فیلم

فیلم برو بیرون / دور شو | 2017 | Get Out

  • جردن پیل
وقتی جردن پیل و کیگن-مایکل کِی تصمیم گرفتند که ساخت برنامه کمدی اسکِچ (Sketch Comedy) خودشان را با عنوان کِی و پیل متوقف کنند تا بتوانند علاقه‌های شخصی‌شان را دنبال کنند - که از نگاه‌شان مهم‌تر از چنین برنامه‌ای بودند - خیلی‌ها فکر کردند که آن‌ها اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند. البته این موضوع تا زمانی بود که پیل از نخستین تجربه کارگردانی‌اش یعنی فیلم ترسناک خلاقانه «برو بیرون» رونمایی کرد و آن‌ها به این نتیجه رسیدند که خودشان اشتباه فکر می‌کردند. دنیل کالویا در این فیلم نقش مرد سیاه‌پوست جوانی را بازی کرده است که برای اولین بار به دیدار خانواده دوست‌دختر سفیدپوستش می‌رود؛ اما رفتارهای همدلانه و حمایت آن‌ها از ارزش‌های آزادی‌خواهانه پوششی است در برابر نیت‌های شومی که در سر پرورانده‌اند. «برو بیرون» نه‌فقط در گیشه به موفقیتی چشمگیر دست یافت و چند برابر بودجه ساختش عایدی داشت بلکه در زمره فیلم‌های ترسناک نادری قرار گرفت که با تحسین گسترده منتقدان روبه‌رو شده‌اند. علاوه بر این، کالویا نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد اصلی شد و پیل هم تندیس طلایی بهترین فیلمنامه اریژینال را به خانه برد؛ و برای خودش به عنوان استعدادی تازه و هیجان‌انگیز، جایگاهی در سینمای وحشت دست‌وپا کرد. \"تماشا

فیلم جویبار ایو | 1997 | Eve’s Bayou

  •  کِیسی لِمونز
چند کارگردان زن را می‌توانید از دوران به‌اصطلاح طلایی هالیوود نام ببرید؟ هر چندتا که به ذهن‌تان برسد در نهایت به این نتیجه می‌رسید که از میان زنان رنگین‌پوست واقعا هیچ گزینه‌ای ندارید! در واقع تا سال 2021 طول کشید تا نام یک کارگردان زن سیاه‌پوست در صدر جدول فروش هفتگی سینماهای آمریکای شمالی دیده شود. پس اگر بگوییم کیسی لمونز با اولین تجربه کارگردانی‌اش در سال 1997 فتح بابی تمام‌عیار در این خصوص انجام داد، خودش به‌نوعی دست کم گرفتن اوست. او در تمام اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 در فیلم‌های مختلفی بازی کرد که از همه مهم‌تر سکوت بره‌ها Silence of the Lambs بود؛ و سپس این حکایت گوتیک جنوبی را درباره رازها و دروغ‌های یک خانواده سیاه‌پوست مهم در لوییزیانا سروشکل داد. «جویبار ایو» وقتی اکران شد جوایز متعددی را برنده شد و راجر ایبرت هم نقدی تحسین‌آمیز بر آن نوشت؛ اما با وجود این موفقیت، فرصت‌های لمونز در سال‌ها بعد بسیار اندک بود. با این حال، او چند فیلم دیگر هم ساخت که همگی مصداقی از سبک کارگردانی منحصربه‌فردش هستند. \"فیلم

فیلم آن کاری که می‌کنی! | 1996 | !That Thing You Do

  •  تام هنکس
احتمالا این موضوع غافلگیرکننده نیست که وقتی بابای آمریکا، تام هنکس، تصمیم گرفت اولین فیلمش را کارگردانی کند، فیلمی باحال و به‌شدت دوست‌داشتنی از کار درآمد؛ نامه‌ای عاشقانه به موسیقی پاپ اوایل دهه 1960 که ظهور یک گروه موسیقی ساختگی به نام «واندرز» را به نمایش می‌گذارد؛ گروهی که صعودشان به قله با موفقیت حیرت‌انگیز قطعه‌ای آغاز می‌شود و خیلی زود - و البته کوتاه - به مشهورترین گروه موسیقی در آمریکا بدل می‌شوند. در هر صورت کم کاری نیست نوشتن ترانه‌ای که تماشاگران فیلم بتوانند موفقیت گسترده‌اش را باور کنند و زمانی که بارها آن را در طول فیلم می‌شنوند اذیت‌شان نکند؛ اما سوای این، «آن کاری که می‌کنی!» واقعا به‌خوبی از پس همه موسیقی‌ها برآمده است و هنکس شایسته تمجید است؛ و با این‌که ترانه اصلی را آدام شِلِزینگر نوشت اما هنکس خیلی از دیگر ترانه‌های فیلم را نوشت یا در نوشتن آن‌ها مشارکت داشت. \"فیلم

فیلم واقعیت تلخ است | 1994 | Reality Bites

  • بن استیلر
اغلب مردم هنوز بن استیلر را فقط یک بازیگر می‌دانند و فراموش کرده‌اند که او کارگردانی را از همان ابتدای کارنامه‌اش آغاز کرد. در واقع اولین تجربه کارگردانی استیلر و نقشی که او را در کانون توجه قرار داد با یک فیلم اتفاق افتادند: «واقعیت تلخ است»؛ فیلمی که بی‌اشتیاقی نسل اِکس (متولد اواسط دهه 1960 تا آخر دهه 1970 میلادی) و پس زدن فرهنگ جریان اصلی توسط آن‌ها را به تصویر کشیده و حکایت ساده‌ای درباره گروهی از فارغ‌التحصیلان بدبین دانشکده را روایت می‌کند که می‌کوشند راه‌شان را در این دنیا پیدا کنند. «واقعیت تلخ است» از ایتن هاک، وینونا رایدر، جِنین گرافلو و استیو زان هم ستاره ساخت که همگی پیش از این فیلم نیز بازی کرده بودند اما بازی‌های آن‌ها در این فیلم بود که راه‌شان را در دنیای سینما هموار کرد. «واقعیت تلخ است» که از آثار سینمایی کلاسیک اوایل دهه 1990 به شمار می‌رود بن استیلر را هم به عنوان کارگردان مطرح کرد (که چند فیلم و سریال تلویزیونی دیگر را ساخت و برنده جوایز مختلفی از جمله امی برای سریال کوتاه فرار از دانِمورا Escape at Dannemora شد و هم بازیگر. \"فیلم

فیلم این اسپینال تپ است | 1984 | This Is Spinal Tap

  • راب راینر
راب راینر پیش از ساخت این فیلم، بیش‌تر به عنوان یک بازیگر تلویزیونی شناخته می‌شد به‌خصوص با بازی در نقش میت‌هِد در همگی در خانواده All in the Family؛ اما شش سال پس از پایان این سریال کمدی موقعیت (سیت‌کام) راینر خودش را به عنوان یک کارگردان احیا کرد. او ابتدا دو فیلم در تلویزیون کارگردانی کرد که در آن روزگار، اعتبار امروزی را نداشت و در نهایت هم آن‌ها را می‌توان مقدمه‌ای برای اولین فیلم بلند سینمایی‌اش در نظر گرفت. «این اسپینال تپ است» یک مستندنمای (ماکیومنتری) بداهه‌پردازی‌شده واقعا مبتکرانه است که سقوط سبک موسیقی آرنا راک را در روزگاری به هجو می‌کشد. این کمدی به‌یادماندنی شروعی بر موفقیت 10 ‌ساله راینر در مقام کارگردان شد و فیلم‌های موفقی که یکی پس از دیگری ساخت؛ از امر قطعی The Sure Thing و عروس شاهزاده The Princess Bride تا وقتی هری سالی را دید... When Harry Met Sally... و میزری Misery و چند مرد خوب A Few Good Men. \"فیلم

فیلم آدم‌های معمولی | 1980 | Ordinary People

  • رابرت ردفورد
رابرت ردفورد موطلایی وقتی پشت دوربین «آدم‌های معمولی» رفت بیش از یک دهه بود که یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های سینمای جهان به شمار می‌رفت و حتی برای ایفای نقش در نیش The Sting محصول 1973 نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اصلی هم شده بود. او با چهره و شمایل جذابش، بازیگر توانمندی هم هست و به همین خاطر، «آدم‌های معمولی» برای گام نخست فیلمی تمام‌عیار به حساب می‌آمد. داستان نوجوانی که با مرگ غیرمنتظره برادر بزرگ‌ترش در یک سانحه قایقرانی و خشم و سوگ والدینش کنار می‌آید، بی‌تردید فیلم یک بازیگر است؛ و البته هستند کارگردانانی - اغلب آن‌هایی که کارنامه‌شان را به عنوان بازیگر شروع می‌کنند - که استعداد گرفتن بازی‌های درخشانی را از بازیگران‌شان دارند. «آدم‌های معمولی» مری تایلر مور را در نقش مادری سرد و به لحاظ احساسی سرکوب‌شده در بهترین حالت خود دارد؛ تیموتی هاتن را در نقش پسری که گرفتار گناه بازمانده شده (نقشی که او را در بیست سالگی به جوان‌ترین برنده اسکار بهترین بازیگر مرد مکمل بدل کرد) و دانلد ساترلند در نقش پدری که ناامیدانه می‌کوشد خانواده‌اش را جمع‌وجور کند. \"فیلم

فیلم ایزی رایدر | 1969 | Easy Rider

  • دنیس هاپر
هر نسلی چند فیلم دارد که واقعا معرف آن نسل به شمار می‌رود. ایزی رایدر هم برای کسانی که بلوغ‌شان در اواخر دهه 1960 بود یکی از این فیلم‌هاست؛ و باید این موضوع خوشایند و رضایت‌بخش را در نظر داشت که ایزی رایدر را کارگردانی بدگمان و هالیوودزده نساخت که هدفش سود جستن از بازار شکوفا شده جوانی در آن برهه تاریخی باشد بلکه یک جوان صادق و خوش‌نیت فیلم را کارگردانی کرد. دنیس هاپر که از اوایل دهه 1950 در سینما و تلویزیون بازی می‌کرد هنگام کارگردانی و بازی در «ایزی رایدر» حدود 32 سال داشت. او و پیتر فوندا نقش موتورسوارانی را بازی کرده‌اند که سفری جاده‌ای در آمریکا را تجربه می‌کنند و با پادفرهنگ‌های مختلفی برخورد می‌کنند که در آن زمان ظهور می‌کردند. از سوی دیگر، ایزی رایدر در خدمت شکل‌گیری هالیوود جدید هم قرار گرفت و ثابت کرد که بازاری برای این دست فیلم‌ها وجود دارد و جوانان سرخورده می‌توانند با آن‌ها ارتباط بگیرند. \"فیلم

فیلم شب شکارچی | 1955 | The Night of the Hunter

  •  چارلز لاتن
این فیلم برای هر کارگردانی می‌تواند یک اثر سینمایی خارق‌العاده به حساب بیاید، چه برسد به عنوان اولین و تنها فیلم کارنامه هنرمندی که در اصل به عنوان بازیگر شناخته می‌شود. چارلز لاتن یک بازیگر انگلیسی تحسین‌شده بود که در اغلب فیلم‌هایش حضوری سنگین و گاه هراس‌انگیز داشت. او کارش را از اوایل دهه 1930 آغاز کرد و یک جایزه اسکار (اولی از سه نامزدی‌اش و تنها تندیس طلایی‌ای که به خانه برد) برای ایفای نقش شاه هنری هشتم در زندگی خصوصی هنری هشتم The Private Life of Henry VIII برنده شد؛‌ اما استعدادهای لاتن فقط به جلوی دوربین محدود نمی‌شد. او سال 1955 «شب شکارچی» را کارگردانی کرد؛ با بازی رابرت میچم در نقش کشیشی واقعا ترسناک و قاتلی که می‌کوشد بیوه‌ای (شِلی وینتِرز) و بچه‌های کوچکش را فریب بدهد و به محل اختفای ثروت کلان شوهر و پدر مرحوم خانواده پی ببرد. «شب شکارچی» یک اثر اکسپرسیونیستی قوی با لحنی یکه است که در آن روزگار به هیچ فیلم دیگری شباهت نداشت؛ و تا امروز الهام‌بخش فیلمسازان پرشماری شده است. \"فیلم

فیلم هرگز نترس | 1950 | Never Fear

  • آیدا لوپینو
شما احتمالا فقط به اندازه انگشتان یک دست می‌توانید به نام زنان کارگردان موفق در نظام استودیویی ضدزن هالیوود اشاره کنید که آیدا لوپینو یکی از آن‌هاست. او در طول دهه‌های 1930 و 1940 در اوج نوجوانی و جوانی بازیگری را تجربه کرد و در شماری از فیلم‌ها بازی کرد اما هرگز به قله‌هایی نرسید که برخی از همتایانش فتح کرده بودند؛ تا این‌که در اوایل دهه 1950 فرصت کارگردانی را به دست آورد و یک سری درام سیاه به سبک فیلم نوآر ساخت که آن سال‌ها بسیار محبوب بود؛ و با این کارش تصور عمومی اشتباهی را به چالش کشید که فکر می‌کرد زنان اگر روی صندلی کارگردانی بنشینند فقط می‌توانند فیلم‌های زنانه بسازند! «هرگز نترس» که داستان رقصنده‌ای جوان را روایت می‌کند که ناگهان فلج می‌شود شخصی‌ترین فیلم لوپینو هم به شمار می‌رود چون این بیماری‌ای بود که خود او در سی‌وچندسالگی تجربه کرد و آن زمان واقعا نمی‌دانست که دوباره می‌تواند راه برود یا نه. فیلم از نظر تجاری موفق نبود اما راه ساخت فیلم‌های بعدی را برای لوپینو هموار کرد. \"فیلم

فیلم هنری پنجم | 1944 | Henry V

  • لارنس الیویه
احتمالا آدم‌های زیادی نیستند که بدانند لارنس الیویه، بازیگر مشهور آثار شکسپیر در تئاتر و سینما، فیلم‌هایی را هم کارگردانی کرده است که البته تعدادشان زیاد نیست. او در کل کارنامه طولانی و پرفرازونشیب خود، فقط پنج فیلم را ساخت که سه‌تای آن‌ها اقتباس‌هایی از نمایشنامه‌های شکسپیر هستند که خودش هم در آن‌ها بازی کرده است؛ و «هنری پنجم» اولین - و از نظر خیلی‌ها بهترین بود (دوتای دیگر «هملت» و «ریچارد سوم» به‌ترتیب محصول سال‌های 1948 و 1955 هستند). داستان درباره شاهزاده هال جوان و بی‌خیال یا همان هنری پنجم است که باید مسئولیت رهبری سپاهیانش را بر عهده بگیرد و پیروزی‌شان در نبرد آزینکورت را رقم بزند. تولید فیلم دشوار بود چون در میانه جنگ جهانی دوم صورت گرفت و از این رو، بیش‌تر صحنه‌ها در ایرلند فیلمبرداری شدند تا صحنه و عوامل از حمله‌های شبانه لوفت‌وافه در امان باشند. الیویه با این‌که با سوابق شکسپیری خود مشهور بود اما در اصل تمایلی به کارگردانی این فیلم نداشت و فقط زمانی به این تصمیم رسید که چندتا از انتخاب‌های اصلی‌اش پیشنهاد کارگردانی «هنری پنجم» را رد کردند و گفتند: «کار خودت است!» این‌طور شد که الیویه هم مثل هنری پنجم، مسئولیت رهبری را بر عهده گرفت. \"فیلم
ر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه