حقیقت در مسلخ
فیلم آناتومی یک سقوط، فیلم جدید خانم ژوستین تریه –که برنده نخل طلای جشنواره کن هم شده- پیش و بیش از هرچیز درباره این است که هر انسانی چه چیزهایی برای ارائه به دیگران دارد. فیلمی است درباره قدرت اقناعکنندگی فرد در برابر جمع. یا بهتر است بگوییم فیلمی درباره تصویری که یک شخص از خود برای دیگران میسازد. حالا در مسیر این تلاش برای اقناع دیگران کاستیهای درونی و بیرونی کار را دشوارتر میکنند.
فیلسوفان پست مدرن به ویژه بودریار همواره روی موضوع سوءتفاهم برانگیزی زبان سخن راندهاند. فیلم در عمل پیگیر همین انگاره است. توضیحات ساندرا به زبان فرانسه (که تسلط خوبی هم روی آن دارد) شفاف نیست و وقتی دفاعیاتش از انگلیسی به فرانسه ترجمه میشود روح خود را از کف میدهد.
فیلم اینگونه به شکلی عمیق روی ضعفهای بشری دست میگذارد. مثلاً روی ناتوانی انسان در بهرهگیری درست از حواس پنجگانه. «آناتومی یک سقوط» این نکته را القاء میکند که با تکیه صرف بر این حواس نمیتوان برداشت کامل و دقیقی نسبت به مسائل داشت. احساسات بشری گاهی برداشتهای متفاوت یا غلطی نسبت به یک موضوع ایجاد میکنند. نکتهای که رسانههای امروز بهخوبی از آن در مسیر هدایت افکار عمومی استفاده میکنند.
این میانه فیلم نقدی هم به موضوعات عمومیتر از جمله ضعفهای سیستم قضایی فرانسه و همچنین افسانه اروپا به عنوان بهترین مکان دنیا برای زندگی ارائه میدهد. ثابت نبودن حقیقت از نگاه آدمهای مختلف هم دغدغه فیلمساز است. در موقعیتی همچون محاکمه در یک دادگاه، رازهایی از زندگی خانوادگی یک زوج مطرح میشود که طرفین هرکدام موضعی متفاوت درباره آن داشتهاند. این اختلافنظرها برای قاضی، دادستان، هیئت منصفه و ما به عنوان تماشاگر، موضعگیریهای متفاوتی ایجاد میکند. حقیقت یک چیز ثابت و روشن نیست. فیلم در تمام طول دادگاه بهشکلی غیرمستقیم میکوشد ما را قانع کند که ساندرا گناهکار است و در قتل شوهرش دست داشته.
تمامی شواهد و قرائن چیده شده در طول مسیر گسترش و بسط پیرنگ داستانی ما را به این قضاوت سوق میدهد. اما در پایان دادگاه حکم بر تبرئه او میدهد. در حالی که ما به عنوان شاهد و ناظر خاموش، هرگز قانع نشدهایم که او بیگناه است. همانطور که وکیل ساندرا که از دوستان و دلباختگان قدیمی اوست هم بهرغم دفاع جانانهای که در دادگاه از او به عمل آورده، دچار دوگانگی میشود و بهلحاظ اخلاقی از درست بودن عملکردش مطمئن نیست. فیلم آناتومی یک سقوط درباره همه این دوگانگیها، نارساییها و تردیدهاست.
همه چیز درباره فیلم آناتومی یک سقوط
همسر نویسندهای مشهور به طرز مشکوکی به قتل میرسد و متهم اول خودِ خانم نویسنده است که باید دادگاه و شاید فراتر از آن تماشاگر فیلم را قانع کند که بیگناه است. این توصیف یک جملهای از داستان فیلم احتمالاً ذهن را بهسوی یک درام دادگاهی خشک و طولانی میبرد. اما نکته مثبت «آناتومی یک سقوط» دقیقاً همینجاست. فیلم با تعاریف موجود در سینما یک درام دادگاهی محسوب میشود اما در عین حال فیلم لزوماً در قدمت و بستهبندیِ یک درام دادگاهی نمیگنجد. گفتیم که زن قرار است دادگاه و ما را قانع کند که در قتل مشکوک همسرش نقشی نداشته اما موانعی پیش رویش قرار دارد. او آلمانی تبار است، انگلیسی را به خوبیِ زبان مادری بلد است چون به این زبان مینویسد و شهرتی هم کسب کرده. زبان فرانسه را هم به دلیل اقامت در این کشور تا حد بسیار خوبی بلد است. اما در دادگاه نمیتواند دفاعیات خود را بهربان فرانسوی سلیس و روشن مطرح کند. در نتیجه گاهی به زبان انگلیسی گریز میزند تا توضیحات خود را دقیقتر بیان کند. حالا باید دید آیا مترجم همزمان میتواند مفاهیم را به درستی به قاضی و هیئت منصفه فرانسوی زبان تفهیم کند؟
فیلسوفان پست مدرن به ویژه بودریار همواره روی موضوع سوءتفاهم برانگیزی زبان سخن راندهاند. فیلم در عمل پیگیر همین انگاره است. توضیحات ساندرا به زبان فرانسه (که تسلط خوبی هم روی آن دارد) شفاف نیست و وقتی دفاعیاتش از انگلیسی به فرانسه ترجمه میشود روح خود را از کف میدهد.
فیلم اینگونه به شکلی عمیق روی ضعفهای بشری دست میگذارد. مثلاً روی ناتوانی انسان در بهرهگیری درست از حواس پنجگانه. «آناتومی یک سقوط» این نکته را القاء میکند که با تکیه صرف بر این حواس نمیتوان برداشت کامل و دقیقی نسبت به مسائل داشت. احساسات بشری گاهی برداشتهای متفاوت یا غلطی نسبت به یک موضوع ایجاد میکنند. نکتهای که رسانههای امروز بهخوبی از آن در مسیر هدایت افکار عمومی استفاده میکنند.
این میانه فیلم نقدی هم به موضوعات عمومیتر از جمله ضعفهای سیستم قضایی فرانسه و همچنین افسانه اروپا به عنوان بهترین مکان دنیا برای زندگی ارائه میدهد. ثابت نبودن حقیقت از نگاه آدمهای مختلف هم دغدغه فیلمساز است. در موقعیتی همچون محاکمه در یک دادگاه، رازهایی از زندگی خانوادگی یک زوج مطرح میشود که طرفین هرکدام موضعی متفاوت درباره آن داشتهاند. این اختلافنظرها برای قاضی، دادستان، هیئت منصفه و ما به عنوان تماشاگر، موضعگیریهای متفاوتی ایجاد میکند. حقیقت یک چیز ثابت و روشن نیست. فیلم در تمام طول دادگاه بهشکلی غیرمستقیم میکوشد ما را قانع کند که ساندرا گناهکار است و در قتل شوهرش دست داشته.
تمامی شواهد و قرائن چیده شده در طول مسیر گسترش و بسط پیرنگ داستانی ما را به این قضاوت سوق میدهد. اما در پایان دادگاه حکم بر تبرئه او میدهد. در حالی که ما به عنوان شاهد و ناظر خاموش، هرگز قانع نشدهایم که او بیگناه است. همانطور که وکیل ساندرا که از دوستان و دلباختگان قدیمی اوست هم بهرغم دفاع جانانهای که در دادگاه از او به عمل آورده، دچار دوگانگی میشود و بهلحاظ اخلاقی از درست بودن عملکردش مطمئن نیست. فیلم آناتومی یک سقوط درباره همه این دوگانگیها، نارساییها و تردیدهاست.
م
مازیار فکری ارشاد
— تهران
متولد ۱۳۵۱ | تهران نویسنده، مترجم و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی و کارشناسی علوم سیاسی او فعالیت رسانهای را از ۱۳۷۸ شروع کرده و سردبیر ماهنامه سینمایی ۲۴ (۱۳۹۸-۱۴۰۰)، سردبیر رسانه سینمااعتماد (۱۳۹۹-۱۴۰۰) بوده و سابقه همکاری با ماهنامههای فیلم، دنیای تصویر، فیلمنگار و فیلمامروز را در کارنامه دارد.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه