رفتن به محتوای اصلی
بهترین های فیلم و سریال

بهترین فیلم ها و سریال های کامبیز دیرباز

Afshin Akhgar |
بهترین فیلم ها و سریال های کامبیز دیرباز
کامبیز دیرباز از نسل بازیگران با سوادی است که بازیگری را به صورت آکادمیک آموختند. نسلی که تلاش کردند در فضای تلویزیون و سینما به تدریج به جایگاه مورد انتظار برسند و در این مسیر از امتحان کردن هیچ نقشی سر باز نزدند. تنوع بازیگری دیرباز در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی در طول بیش از دو دهه فعالیت نشان می‌دهد او مختصات نقش آنقدر برایش مهم نیست و شیمی شخصیت‌هایی که بازی می‌کند و نسبت آن با دنیای بیرونی اهمیت بیشتری دارد. اینجا نگاهی داریم به بهترین سریال‌ها و فیلم‌های او.

بهترین آثار کامبیز دیرباز بر اساس سال انتشار مرتب شده‌اند

جواد عزتی؛ فهرست بهترین فیلم و سریال ها

سریال شغال | بهرنگ توفیقی | 1404

  • نام کاراکتر: آزاد
کامبیز دیرباز در سریال «شغال» نقش «آزاد» را ایفا می‌کند؛ او از زمان ورود به سریال، توانسته «آزاد» را به کاراکتری تاثیرگذار بدل کند؛ شخصیتی پرقدرت و کاریزماتیک که با حضورش به داستان تعلیق و جان تازه می‌بخشد. او یادآور یکه‌بزن‌های محله‌های قدیمی است. همان تیپ‌هایی که ترکیبی از احترام، ترس و نفوذ را در خود جمع کرده‌اند. این شباهت باعث می‌شود مخاطب نه‌تنها او را به‌عنوان یک کاراکتر داستانی ببیند، بلکه حس آشنایی و واقع‌گرایی بیشتری تجربه کند. دیرباز با بازی کنترل‌شده و پرقدرت، توانسته تضادهای درونی آزاد را آشکار کند و یکی از نقش‌های موفق کارنامه‌‌اش در این سال‌ها باشد. \"دانلود

سریال زخم کاری؛ بازگشت | محمدحسین مهدویان | 1402 و 1403

  • نام کاراکتر: مسعود طلوعی
دیرباز یکی از مهم‌ترین بازی‌هایش در کارنامه کاری‌اش را در فصل دوم سریال زخم کاری انجام داد. نقش مسعود طلوعی یکی از پدرخوانده‌های اقتصادی و مافیایی ایرانی که نقش مهمی در شکل‌گیری هلدینگ ریزآبادی دارد و سعی می‌کند با نزدیک شدن به همسر سابق مالک یعنی سمیرا پرده از رازهای مهمی بردارد و پول‌هایی را که مالک در قرارداد با نروژی‌ها به حساب شخصی‌اش ریخته بود را بتواند ردیابی کند.

همه چیز درباره زخم کاری ۲

دیرباز مسعود طلوعی را تا پایان حضور در زخم کاری و مرگ پرماجرایش ادامه داد. نقشی که کم‌کم پیوند عمیقی به دیرباز خورد و بین تماشاگران باورپذیر شد. بازی کامبیز دیرباز در فصل سوم زخم کاری، جاافتاده‌تر و همراه با نقش، آرام‌‌تر از فصل قبل بازی کرد؛ شخصیتی که تماشاگر سقوط خودش است. \"تماشای

سریال آقازاده | بهرنگ توفیقی | 1398

  • نام کاراکتر: شهنام
دیرباز در سریال پر سر و صدا و متفاوت آقازاده که جزو اولین سریال‌های نمایش خانگی با موضوع فساد اقتصادی بود در نقش شهنام حضور داشت. نوچه نیما بحری که سعی می‌کرد گندکاری‌های او را به نحوی رفع و رجوع کند و شخصیت مرموز سریال به حساب می‌آمد. نقش دیرباز اگرچه جزو نقش‌های فرعی بود اما ابعاد شخصیت به طوری بود که در ذهن مخاطب ماندگار شد. \"تماشا

سریال زیر پای مادر | بهرنگ توفیقی | 1396

  • نام کاراکتر: خلیل دشتی (خلیل کبابی)
دیرباز در اولین تجربه همکاری با بهرنگ توفیقی در یک سریال مناسبتی ماه مبارک رمضان در نقش خلیل دشتی در سریال زیر پای مادر حضور پیدا کرد. خلیل یک مرد جا افتاده است که خانواده‌اش را با درآمد کبابی که دارد اداره می‌کند اما بعد از مدت‌ها همسر سابقش که معتاد است باز می‌گردد و می‌خواهد فرزندشان را ببیند که با چالش‌هایی روبرو می‌شود. زندگی خلیل که در آستانه ازدواج مجدد است دچار بحران می‌شود و رابطه او با پسر جوانش دچار مشکل شده و حاشیه‌هایی را به وجود می‌آورد. \"سریال

فیلم خاکستر و برف | روح‌الله سهرابی | 1391

  • نام کاراکتر: احسان
خاکستر و برف از معدود فیلم‌هایی است که دیرباز در آن نقش یک رزمنده را بازی می‌کند. او در این فیلم در نقش یک رزمنده است که پس از سال‌ها سر و کله‌اش در روستای زادگاهش پیدا می‌شود و می‌خواهد به وصیت دوست شهیدش عمل کرده و خبر شهادتش را به خانواده‌اش بدهد در حالی که اطرافیان مادر داوود همرزم احسان اجازه نمی‌دهند این خبر به گوش پیرزن برسد. دیرباز در این فیلم بر خلاف اخراجی‌ها که نقش یک لات را بازی می‌کرد با گریمی متفاوت در نقش رزمنده‌ای حضور پیدا کرده است که سعی می‌کند در مقابل طعنه و کنایه‌ها سکوت کند و صبوری پیشه کند. \"تماشا

سریال نابرده رنج | علیرضا بذرافشان | 1390

  • نام کاراکتر: اسد پنبه
کامبیز دیرباز بعد از بازی در اخراجی‌ها بار دیگر در یک کمدی با موضوع دفاع مقدس حضور پیدا کرد و علیرضا بذرافشان فیلمنامه‌نویس مطرح سینما و تلویزیون که با آثار شاخصی چون خط قرمز، تب سرد و رقص در غبار شناخته می‌شود در اولین تجربه کارگردانی به سراغ موضوعی طنز رفته و مخاطب یکی از بهترین آثار تلویزیونی دهه 90 را تماشا کرد. نابرده رنج داستان فردی به نام اسد پنبه است که در سال‌های میانی دهه 60 در تهران قدیم و در محله پامنار زندگی می‌کند. اسد با کسی به نام منوچهر که فردی پولدار است و در دروازه شمرون زندگی می‌کند، آشنایی دارد. اسد به دلیل قاچاق کالا به زندان می‌افتد و در همین هنگام، پدرش فضلعلی فوت می‌کند و پس از مرگ وی دفتر خاطرات پدر به اسد می‌رسد. اسد با خواندن این دفترچه متوجه می‌شود که در روستایی با نام سلمت آباد در نزدیکی شهر مرزی پاوه گنج خانوادگی پنهان است و به همین دلیل از زندان فرار می‌کند تا با پیدا کردن گنج کمکی برای خانواده خود انجام دهد، در این میان کارآگاه پلیسی به نام جابر مسئول پرونده اسد و عماد است تا از راه آن‌ها بتواند رد یک قاچاقچی سابقه دار و محتکر در زمان جنگ را بزند، اما او در این میان دلباخته خواهر اسد یعنی مرضیه می‌شود. \"سریال

سریال در چشم باد | مسعود جعفری جوزانی | 1388 - 1389

  • نام کاراکتر: نادر ایرانی
نادر ایرانی، یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های مکمل در سریال «در چشم باد»، از جمله کاراکترهایی است که با وجود حضور نه‌چندان طولانی‌اش، نقشی تعیین‌کننده در مسیر دراماتیک داستان دارد. او در سایه شخصیت محوری بیژن تعریف نمی‌شود بلکه به‌تنهایی واجد هویتی مستقل است؛ هویتی که برآمده از نوسان میان شورمندی جوانی، خواسته‌های فردی و واقعیت‌های اجتماعی دوران پرالتهاب تاریخ معاصر ایران است. نادر، برخلاف برادرش بیژن که مسیر روشن‌تری از ابتدا تا انتها دارد، شخصیتی خاکستری‌تر، انسانی‌تر و نزدیک‌تر به آدم‌های واقعی است. او میان آنچه می‌خواهد و آنچه باید باشد گرفتار است؛ میان عشق و مسئولیت، میان بلندپروازی و محدودیت‌های سرنوشت. همین تضاد درونی، نادر را به کاراکتری حساس و اثرگذار تبدیل می‌کند و نقش او را از یک شخصیت فرعی صرف به یکی از پایه‌های عاطفی روایت ارتقا می‌دهد. کامبیز دیرباز با بازی در نقش نادر ایرانی یکی از نمونه‌های شاخص بازی‌های «به اندازه» خود را ارائه می‌دهد. او در این سریال، نه به اغراق پناه می‌برد و نه احساسات را تخت و کم‌رنگ نمایش می‌دهد؛ بلکه با کنترل دقیق بیان، بدن و نگاه، شخصیت جوانی را تصویر می‌کند که هم شور دارد و هم سرکشی، هم لطافت دارد و هم لجاجت. دیرباز موفق می‌شود پیچیدگی نادر را در رفت‌وآمد میان دو قطب احساس و عقلانیت به تصویر بکشد؛ از رابطه عاشقانه‌اش گرفته تا بحران‌هایی که در خانواده با آن روبه‌رو می‌شود. وجه مهم بازی دیرباز، تبدیل کردن نادر به شخصیتی باورپذیر در طول سه دوره متفاوت تاریخی است. او با تغییرات ظریف در رفتار، گویش، طرز نگاه و حتی نحوه ایستادن، گذر زمان را در شخصیت منعکس می‌کند؛ بدون آنکه این تغییرات مصنوعی یا نمایشی جلوه کنند. نتیجه آنکه، مخاطب به‌جای دیدن یک بازیگر، انسانی از دل تاریخ را می‌بیند که واقعاً درگیر اتفاقات زمانه خود شده است. نادر ایرانی در بسیاری از صحنه‌ها پرسوناژی است که بار احساس داستان را بر دوش دارد. لحظات عاشقانه‌اش، تعارض‌هایش با خانواده و تلاشش برای پیدا کردن جایگاه خود، با بازی دقیق و کنترل‌شده دیرباز عمق می‌گیرد و از مرز melodrama عبور نمی‌کند. او از نادر شخصیتی ساخته که مخاطب نه‌تنها با او هم‌ذات‌پنداری می‌کند، بلکه اندوه، تردید و اشتیاق او را از نزدیک لمس می‌کند. کامبیز دیرباز در «در چشم باد» برخلاف برخی نقش‌های پرخشم یا اکشن‌گونه دیگرش، این‌بار با طمأنینه و حس انسانی، شخصیت جوانی از بطن تاریخ را زنده می‌کند. بازی او گرم، قابل لمس و کاملاً در خدمت قصه است؛ بدون کوچک‌ترین تلاش برای جلب توجه یا خودنمایی. شاید به همین دلیل است که نادر ایرانی، با وجود اینکه شخصیت اصلی سریال نیست، در حافظه مخاطبان «در چشم باد» ماندگار شده است. \"کامبیز

فیلم انعکاس | رضا کریمی | 1388

  • نام کاراکتر: شهروز
انعکاس یک فیلم در مذمت قضاوت و تهمت است. رضا کریمی با فیلمنامه‌ای از محمدهادی کریمی داستانی از سوتفاهم‌های یک زوج را روایت می‌کند که موجب می‌شود آن‌ها در مقام قضاوت یکدیگر قرار بگیرند. دیرباز در نقش شهروز یک مهندس سرمایه‌دار بازی می‌کند که همسرش بر حسب تصادف با خواستگار قبلی‌اش روبرو شده و همین موضوع باعث می‌شود شهروز به همسرش بدبین شود. اتفاقی که در نهایت موجب می‌شود رابطه میان آن‌ها تیره و تار شود. \"دانلود

فیلم شرط اول | مسعود اطیابی | 1388

  • نام کاراکتر: بهرام
دیرباز در فیلم شرط اول نقش بهرام را بازی می‌کند. جوانی که در یک حادثه تصادف دچار مرگ مغزی می‌شود و خانواده‌اش تصمیم می‌گیرند کلیه‌ او را در ازای پول در اختیار یک بیمار کلیوی بگذارند. بهرام بر اثر یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی بهبود پیدا می‌کند و وقتی به هوش می‌آید متوجه می‌شود کلیه‌اش را در ازای پول فروختند. همین موضوع باعث عصبانیتش شده و دنبال فردی می‌گردد که پیوند کلیه رویش انجام شده. فیلمنامه شرط اول جذابیت‌های خوبی برای اجرا دارد و بازی دیرباز نیز در حد و اندازه‌هایی است که مخاطب را جذب فیلم می‌کند. \"فیلم

فیلم کلبه | جواد افشار | 1387

  • نام کاراکتر: بیژن
جواد افشار در تنها ساخته سینمایی‌اش تا امروز به سراغ یک داستان وحشت رفت و روایتی از حضور 4 دانشجو در جنگل‌های شمال برای تحقیق و پژوهش را به تصویر کشید که حضور یک مرد ناشناس باعث می‌شود وحشت در فضای زندگی آن‌ها شکل بگیرد. کامبیز دیرباز در فیلم کلبه تلاش کرد تا با حضور در یک ژانر متفاوت توانایی‌های بیشتری از خودش را به نمایش بگذارد که اگرچه کلبه در گیشه موفق نبود و حتی منتقدان هم به آن روی خوش نشان ندادند اما در کارنامه دیرباز یک نقطه متفاوت از دیگر آثاری است که بازی کرده و از این حیث قابل توجه است. \"فیلم

فیلم عیار 14 | پرویز شهبازی | 1387

عیار 14 را پرویز شهبازی حدود 5 سال بعد از موفقیت نفس عمیق ساخت. یک وسترن برفی که دلهره و تقابل خیر و شر درون آن تا لحظه آخر مخاطب را همراه می‌کند. دیرباز در عیار 14 نقش یک سارق را بازی می‌کند که بعد از چند سال از زندان آزاد شده و حالا به همان شهر مرزی که به خاطر طلاهای سرقتی توسط صاحب طلا فروشی به پلیس معرفی شده بود باز می‌گردد. حالا صاحب طلا فروشی از ترس انتقام او سعی می‌کند از شهر خارج شود. \"کامبیز

سریال پریدخت | سامان مقدم | 1386

  • نام کاراکتر: نصرت
پریدخت جزو سریال‌های مناسبتی تلویزیون برای ایام محرم سال 86 بود. سریالی درباره یک مثلث عشقی شکل گرفته که دیرباز در نقش نصرت یکی از ضلع‌های این درام عاشقانه بود. پریدخت در زمان ساختش یکی از سریال‌های پر سر و صدا بود که توانسته بود زوج لیلا حاتمی و علی مصفا را وارد تلویزیون کند و از این منظر یکی از آثار مهم آن سال به حساب می‌آمد. موضوع سریال نیز با وجود آنکه بر بستر تاریخ معاصر و اوایل قرن 14 هجری شمسی می‌گذرد اما داستانی ملتهب دارد و مخاطب را با خود همراه می‌کند. \"کامبیز

فیلم اخراجی‌ها | مسعود ده‌نمکی | 1385

  • نام کاراکتر: مجید سوزوکی
مسعود ده‌نمکی در اولین تجربه فیلمسازی‌اش به سراغ یک داستان واقعی از زندگی یکی از شهدای دفاع مقدس رفت که به واسطه سبک زندگی و نحوه شهادتش سوژه جذابی برای تبدیل شدن به یک درام بر بستر جنگ است که البته چاشنی کمدی باعث شد فیلم بیشتر از آنکه به سوژه اصلی نزدیک شود به کمدی‌ها و برخی از کلمات استفاده در آن وابسته باشد. فیلم در زمان خود به یکی از آثار پرفروش و پرمخاطب سینمای ایران تبدیل شد و کامبیز دیرباز در نقش مجید سوزوکی یکی از لات‌های بامرام تهران که در دوران جنگ به شهادت می‌رسد یکی از نقش‌های ماندگارش را بازی کرد. \"تماشا

فیلم به نام پدر | ابراهیم حاتمی‌کیا | 1384

  • نام کاراکتر: میثم
حاتمی‌کیا پس از آنکه فیلم به رنگ ارغوان به محاق توقیف رفت تلاش کرد با ساخت یک اثر دیگر درباره دفاع مقدس و تاثیرات جنگ بر زندگی خانواده‌ها یک فیلم ضد جنگ بسازد و نگاه نسل جدید را درباره دفاع مقدس و آسیب‌هایی که این اتفاق به زندگی‌های ایرانیان وارد کرد را مطرح کند. ترکیب حضور کامبیز دیرباز جوان و گلشیفته فراهانی به عنوان نمایندگان نسل جدید در مقابل پرویز پرستویی به عنوان نماینده تفکر دوران دفاع مقدس تقابل‌هایی را ایجاد کرد که به نام پدر را به اثری متفاوت در کارنامه حاتمی‌کیا تبدیل کرد. \"تماشا

سریال تب سرد | علیرضا افخمی | 1382

  • نام کاراکتر: پیمان
در سال‌هایی که تلویزیون محبوبیت فزاینده‌ای میان مخاطبان داشت و سریال‌های آن یکی پس از دیگری رکوردهای تماشا و جذب مخاطب را در می‌نوردید علیرضا افخمی برادر بهروز افخمی اولین سریالش را با یک موضوع جذاب و فیلمنامه‌ای از علیرضا بذرافشان جلوی دوربین برد. ماجرای کودک دزدی توسط دو نفر که با حمایت و برنامه‌ریزی پدر فرزند شکل گرفته است. دیرباز در نقش پیمان یک جوان لات و معتاد در این سریال حضور پیدا کرد و به عنوان یک چهره جدید حضور متفاوتی را جلوی دوربین تجربه کرد. \"کامبیز

فیلم دوئل | احمدرضا درویش | 1382

  • نام کاراکتر: یحیی
کامبیز دیرباز در نخستین تجربه جدی خود در سینما مقابل دوربین احمدرضا درویش رفت و این کارگردان کهنه‌کار سینمای دفاع مقدس ریسک استفاده از دو چهره جدید یعنی دیرباز و پژمان بازغی را در نقش‌های اصلی پذیرفت که حاصل آن البته برای دیرباز خوش یمن بود و او توانست سیمرغ بازیگر نقش مکمل را برای بازی شخصیت یحیی به دست بیاورد. \"تماشا
# سریال زخم کاری
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه