رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی فیلم

فیلم ناجورها را کاملا مستقل ساختم

Afshin Akhgar |
فیلم ناجورها را کاملا مستقل ساختم
حسین فرحبخش که همواره به‌عنوان تهیه‌کننده حضوری پررنگ در سینمای ایران داشته، با «ناجورها» به عرصه کارگردانی بازگشته است؛ فیلمی که برخلاف تصور اولیه نه‌تنها کم‌هزینه نبوده، بلکه به‌دلیل تک‌لوکیشن بودن و فیلمبرداری تماماً شبانه، ریسک‌های تولیدی و اجرایی قابل‌توجهی را به همراه داشته است. فرحبخش در این گفت‌وگو درباره چرایی کارگردانی این پروژه، چالش‌های حضور بازیگران پرمخاطبی چون پژمان جمشیدی و محسن کیایی در شرایط سخت فیلم‌برداری، مدیریت بداهه‌پردازی‌ها و مهم‌تر از همه، انتقاد صریح خود از ساختارهای موجود در اکران سینمای ایران ــ به‌ویژه معضل فروش‌های فیک ــ سخن گفته است. این مصاحبه پیش از این در رسانه دیگری منتشر شده است.
  • آقای فرحبخش، شما سابقه کارگردانی فیلم‌هایی با مقیاس بزرگ‌تر و فضاهای باز شهری را دارید. چه چیزی در طرح اولیه «ناجورها» شما را مجذوب کرد که برخلاف روال معمول، شخصاً پشت دوربین اثری با ساختار پرریسکِ تک‌لوکیشن و شبانه قرار گرفتید؟
حسین فرحبخش، کارگردان و تهیه‌کننده فیلم ناجورها: در ابتدا قرار بود فیلم دیگری بسازیم و حتی پیش‌تولید آن را هم آغاز کرده بودیم، اما آقای حنایی طرحی برایم فرستاد که به نظرم زیبا و از هر نظر «خوراک من» بود. با او تماس گرفتم، سناریو را کامل کرد و تصمیم گرفتیم سراغ ساخت همین فیلم برویم. البته باید بگویم ساخت «ناجورها» ریسک بزرگی بود، زیرا تمام فیلم در یک لوکیشن واحد اتفاق می‌افتد و از سوی دیگر، همه داستان در شب می‌گذرد. این دو ویژگی، هم از نظر فنی و هم از نظر تولیدی، شرایط دشواری ایجاد می‌کرد. وقتی نگارش سناریو تمام شد، آن را بازنویسی کردم و با دوستانم، از جمله آقای علیخانی، مشورت کردم. نتیجه این شد که نخستین قرارداد بازی را در برج ۱۰ سال گذشته با پژمان جمشیدی بستیم. پس از آن با محسن کیایی برای نقش دیگر مذاکره کردیم. پیش‌تولید از ۲۰ اسفند آغاز شد، لوکیشن را ساختیم و ساختمان را برای فیلم‌برداری بازسازی کردیم. نهایتاً از ۲۰ فروردین فیلم‌برداری شروع شد.
  • اشاره کردید «ناجورها» فیلمی تک‌لوکیشن است. این انتخاب ضرورتی اقتصادی بود یا تصمیمی آگاهانه برای فشرده‌سازی درام؟
فیلم قبلی‌ام که قرار بود بسازم، فضای دیگری داشت و شبیه آثار گذشته‌ام مانند «شهر هرت» یا «مفت‌بر» بود. اما وقتی طرح «ناجورها» را خواندم، احساس کردم هرچند در یک لوکیشن می‌گذرد، اما سرشار از هیجان، التهاب و کشمکش دراماتیک مداوم است. همین موضوع باعث شد خودم بخواهم کارگردانی‌اش را بر عهده بگیرم. برخلاف تصور، فیلم هزینه کمی نداشت. از همان ابتدا با آقای روزبه، فیلمبردار اثر، توافق کردیم که تمام فیلم با دوربین روی دست و در حال حرکت فیلم‌برداری شود. حتی کلوزآپ‌ها هم ثابت نیستند و حرکت مداوم دوربین بخشی از طراحی بصری فیلم است. این تصمیم بخشی از بیان دراماتیک اثر بود و صرفاً ترفندی بصری محسوب نمی‌شد. ما می‌خواستیم تلاطم درونی دو شخصیت اصلی در میزانسن و حرکت دوربین نیز بازتاب پیدا کند.
  • حضور پژمان جمشیدی و محسن کیایی در این فیلم ادامه همکاری‌های موفق این زوج در سال‌های اخیر است. انتخاب مجدد این ترکیب چقدر آگاهانه بود؟ آیا نگران نبودید که به نقد «تکراری بودن» دامن بزند؟
جمشیدی و کیایی در دو فیلم «لونه زنبور» و «هتل» هم‌بازی شده بودند و من آگاهانه می‌دانستم قصه آن دو فیلم ارتباطی با فیلم ما ندارد. ضمن اینکه هر دو اثر، فیلم‌های خوبی بودند و من دوست‌شان دارم. اگر دقت کنید، هم کاراکتر پژمان و هم کاراکتر محسن در «ناجورها» نسبت به همکاری‌های قبلی‌شان متفاوت است و از نظر من و مخاطبان نیز قابل‌قبول بوده‌اند. خیلی سختی کشیدم تا این دو بازیگر در فیلم حضور داشته باشند، چون پژمان جمشیدی مشغول بازی در سریال «محکوم» بود و محسن کیایی نیز در سریال «هزار و یک شب» بازی می‌کرد. هر دو با شرایط خاصی پذیرفتند در «ناجورها» حضور داشته باشند؛ یعنی ساعت ۱۰ شب فیلم‌برداری را شروع می‌کردیم و ساعت ۲ بامداد تمام می‌کردیم. \"
  • در فضای تک‌لوکیشن و دیالوگ‌محور، وزن اصلی بر دوش بازیگران است. رویکرد شما در هدایت آن‌ها، به‌ویژه در ژانر کمدی، چگونه بود؟
در تئاترهای لاله‌زار از بداهه استفاده می‌شود، اما فیلمی که بخواهد حرفه‌ای باشد، نباید کاملاً مبتنی بر بداهه باشد؛ هرچند بداهه هم بخشی از کار است. در فیلم‌های جدی یا اجتماعی نیز اگر بازیگری پیشنهادی داشته باشد و با اجازه کارگردان بداهه بگوید، ایرادی ندارد. بداهه‌گویی در ذات سینما وجود دارد. اما در کمدی، بداهه‌گویی بیشتر است، زیرا بازیگر طنازی‌هایی از خود اضافه می‌کند. البته این بداهه باید در چارچوب داستان باشد. برای مثال، سکانسی با حضور محسن کیایی و گیتی قاسمی داشتیم که حدود ده دقیقه بود و آن را طی سه شب فیلمبرداری کردیم. قطعاً دیالوگ‌هایی خارج از متن گفته می‌شد، اما در تمرین بخش‌های اضافه را حذف می‌کردیم. بداهه با منطق داستان و سلیقه من به‌عنوان کارگردان انجام می‌شد. اگر خارج از چارچوب بود، تذکر می‌دادم. حامد وکیلی با لهجه شیرین مشهدی‌اش بسیار خوب نقش را اجرا کرد. او را آزاد گذاشتم، اما در چارچوب مشخص. در مجموع، با بداهه‌گویی مشکلی نداشتم، به شرط آنکه در خدمت اهداف فیلم باشد.
  • همکاری شما با مصیب حنایی در شکل‌گیری لحن کمدی چگونه بود؟
ایشان ابتدا طرحی ده‌صفحه‌ای ارائه دادند و سپس سناریوی ۱۳۷ صفحه‌ای نوشتند. پیش از آغاز فیلمبرداری، در جلسات متعدد سناریو را بررسی کردیم و آن را به حدود ۶۰ صفحه رساندیم، چون نسخه اولیه کمی طولانی بود. لحن کمدی فیلم را دقیقاً با هم پیش بردیم و اختلاف نظری نداشتیم. فیلم نهایی فاصله زیادی با فیلمنامه اولیه ندارد. خود آقای حنایی نیز چند بار سر صحنه آمدند و تأیید کردند که نتیجه نهایی همان چیزی است که مدنظرشان بوده است.
  • همکاری با فیلم‌بردار و تدوینگر برای حفظ ریتم کمدی چگونه شکل گرفت؟
تدوینگر ما، خانم آذین، از روز اول کنار ما بود و این نخستین کار مستقل ایشان محسوب می‌شود. من معمولاً صحنه را ابتدا به‌صورت کامل می‌گیرم، زمانش را اندازه می‌گیرم و سپس در تمرین به حداقل می‌رسانم. مثلاً اگر پلان یک دقیقه و ده ثانیه باشد، آن را به حدود ۷۰ ثانیه کاهش می‌دهم، بدون حذف میزانسن. با فیلمبردار نیز با آرامش و تفاهم کامل کار کردیم. من معتقدم تهیه‌کننده مؤلف است و در صحنه، فرمانده فیلم کارگردان است. اما فرماندهی بدون مشورت نتیجه نمی‌دهد. فیلم‌سازی کار گروهی است؛ کارگردان تصمیم نهایی را می‌گیرد، اما نظر همه عوامل را می‌شنود.
  • درباره بودجه تولید «ناجورها» چه می‌گویید؟
بودجه این فیلم به هیچ‌وجه با منابع مالی دولتی قابل مقایسه نیست و کاملاً مستقل تعریف شده است. هزینه نهایی در مقایسه با پروژه‌های معمول بخش خصوصی به‌مراتب کمتر بوده که حاصل برنامه‌ریزی دقیق است. در فیلم «مفت‌بر» نیز با وجود لوکیشن‌های متعدد، با مدیریت زمان و هزینه جلو رفتیم. حتی حامد بهداد مستقیماً پس از فرود در قشم، در دفتر رئیس فرودگاه گریم شد و دو پلان را همان‌جا گرفتیم. این‌ها نشان‌دهنده نظم اجرایی است، نه عجله. \"
  • معیار شما برای موفقیت «ناجورها» در اکران آنلاین چیست؟
ما با معضل فروش‌های ساختگی مواجه هستیم. بسیاری از فیلم‌هایی که فروش‌های ۱۵۰ یا ۲۰۰ میلیاردی اعلام می‌کنند، بخش زیادی از فروششان واقعی نیست. «ناجورها» در هفته اول فروش معادل یک فیلم ۸۰ میلیاردی داشته که بسیار خوب است. می‌توانستم با خرید بلیت صوری، رقم را بالاتر ببرم، اما این کار را ظلم به سینما می‌دانم. معیار اصلی من تعداد بازدیدهای واقعی، تعامل مخاطبان و بازخوردهای کیفی است که خوشبختانه بسیار مثبت بوده است.
  • سه معضل اصلی اکران سنتی را چه می‌دانید؟
نخست، فروش‌های کاذب و توهم موفقیت. دوم، تبلیغات پرهزینه و غیرضروری. سوم، قیمت‌گذاری نادرست بلیت سینما. به اعتقاد من، ساختار تهیه‌کنندگی نیز دچار ضعف شده و برخی افراد بدون حضور مؤثر در تولید، صرفاً برای دریافت بودجه‌های دولتی فعالیت می‌کنند. قیمت بلیت سینما نباید تا این حد پایین باشد. قیمت‌گذاری اشتباه، به صنعت سینما آسیب می‌زند و ادامه این روند می‌تواند به تضعیف جدی این حوزه منجر شود. \"دانلود
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه