رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی فیلم

لیپار برداشتی آزاد از زندگی خودم است

Afshin Akhgar |
لیپار برداشتی آزاد از زندگی خودم است
متولد ۱۳۵۷ زاهدان است. او فعالیت فیلمسازی خود را از سال ۱۳۷۴ با گذراندن دوره فیلمسازی در موسسه سینمایی پارسا فیلم تهران آغاز کرد و پس از گذراندن این دوره همکاری خود را با انجمن سینمای جوانان ایران آغاز کرد و تاکنون بیش از ۲۰ فیلم کوتاه داستانی، مستند و انیمیشن کارگردانی کرده است و همچنین در چندین جشنواره‌ داخلی و خارجی حضور داشته است. درباره حسین ریگی صحبت می‌کنیم؛ فیلمسازی که حالا چندسالی است با په عرصه فیلمسازی بلند هم گذاشته و آثاری چون «لیپار»، «میرو» و «هوک» ساخته است که وجه اشتراک همه آن‌ها بومی بودن و قصه گفتن در سیستان و بلوچستان است. پخش «لیپار» در فیلیمو بهانه‌ای شد تا با کارگردان اثر گفت‌وگو کنیم.

معرفی بهترین انیمیشن های آموزشی برای کودک و نوجوان

  • «لیپار» به چه معناست و ایده ساخت آن چگونه شکل گرفت؟
حسین ریگی، کارگردان فیلم لیپار: «لیپار» در زمان بلوچی، محل تلاقی رودخانه و دریا است جایی که رودخانه به دریا می‌ریزد و اسم دریاچه صورتی هم «لیپار» است. قصه فیلم هم درباره نوجوانی‌ست که میخواهد وارد دنیای جدیدی از زیست بشود. قاعدتا بخشیش از نوع زندگی خودم در سال‌هایی بوده است که در سیستان و بلوچستان زندگی می‌کردم و تلاش برای رسیدن به سینما و فیلمسازی. می‌شود گفت که این اثر برداشتی آزاد از زندگی خودم است.
  • از قصه این اثر برایمان بگویید و اینکه حامل چه پیامی برای مخاطبان است؟ چه هدفی را دنبال می کند؟
قصه فیلم درباره پسربچه‌ای است که می‌خواهد رازی را برای خودش رمزگشایی کند که پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد که قاعدتا باید بعضی از پازل‌ها را تکمیل کند و با سماجتی که دارد، این اتفاق برایش رخ می‌دهد. اگر نگاه کنیم به قصه‌ای که در تمام دنیا وجود دارد، کشورهایی که به کودکان و نوجوانان‌شان پرداختند، در آینده توانستند کشورهای موفق و در زمره توسعه یافته‌ها باشند. یعنی ما اگر بتوانیم فضای رویاپردازی، خیال‌پردازی و تلاش برای رسیدن به آرزوها را در کودکانمان تقویت کنیم، می‌توانیم کشور موفقی در آینده داشته باشیم. تلاشم این بوده است که در سه فیلمم به این امر برسم که بتوانیم نشان دهیم تلاش کردن برای رسیدن به آرزو می‌تواند از کودکی و نوجوانی شروع شود و به واقع‌نگری در آینده برسد. \"فیلم
  • «لیپار» در سال 1399 ساخته شده، چرا فاصله بین ساخت و اکران طولانی شد؟
حدودا سه سال طول کشید که فیلم اولم را توانستم بسازم؛ از 96 تا 99. پس از آن «لیپار» در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر حاضر شد. زیاد شدن فاصله بین ساخت تا اکران دلایلی متعددی داشت؛ بخشی مربوط به پروانه نمایش بود و بخش دیگر به جریانات 1401 برمی‌گردد که نتوانستیم فیلم را اکران کنیم.
  • «لیپار» را می‌توان به مراتب بهتر از سایر کارهای شما دانست که نگاهی به زندگی مردم سیستان و بلوچستان دارد و نشان می‌دهد که آن‌ها چگونه در فقر رویاپردازی می‌کنند. تجربه‌های قبلی چه قدر و چگونه در ساخت «لیپار» به شما کمک کرد؟
حسین ریگی، کارگردان فیلم لیپار: معتقدم «لیپار» نسبت به فیلم‌های دیگرم حس و حال بهتری دارد و برای خودم دوست داشتنی است. البته همه آثاری را که ساختم، دوست دارم اما «لیپار» برایم خاص‌تر است. چراکه هم فیلم اولم است و هم نزدیک به روحیاتم برای ورود به سینماست
معتقدم «لیپار» نسبت به فیلم‌های دیگرم حس و حال بهتری دارد و برای خودم دوست داشتنی است. البته همه آثاری را که ساختم، دوست دارم اما «لیپار» برایم خاص‌تر است. چراکه هم فیلم اولم است و هم نزدیک به روحیاتم برای ورود به سینماست. مستندها و فیلم‌های کوتاهی که در این سال‌ها کار کردم بسیار کمک کرده است به اینکه بتوانیم فضای درستی را در فیلم «لیپار» داشته باشیم و چون بخشی از آن زندگی خودم است و بخشی هم تخیل باعث شده است به آن چیزی که می‌خواستم، نزدیک شوم.
  • فیلم تصاویر زیبایی از این منطقه نشان می‌دهد. با این حال تصاویر توان ساخت قصه‌ای جذاب برای مخاطب را ندارند. قصه به جای تمرکز به داستان اصلی میان موضوعات مختلفی چون مادر، پدر و سایر روایت‌های فرعی پراکنده می‌شود. نظر خود شما درباره این مساله چیست؟
مگر درون ما انسجام کاملی وجود دارد که برای آن نوجوان نداشته باشد؟ چیزی که ما می‌خواستیم در فیلم تصویر بکشیم، بهم ریختگی نوجوانی‌ست که سن بلوغش را پشت سر می‌گذارد و قرار است معمای بزرگی در زندگی‌اش باز شود. اساسا «لیپار» یعنی این محل تلاقی رودخانه به دریا جایی که رودخانه به دریا می‌ریزد. ما نوجوانی را به نوعی تشبیه کردیم به رودخانه‌ای که قرار است وارد جامعه‌ای بزرگتر شود. این تشویش شاید به دلیل نوع قصه‌ای بود که ما خواستیم به آن بپردازیم.
  • «لیپار» شبیه به فیلم «دونده» امیر نادری پسری را به تصویر می‌کشد که برای رسیدن به هدف هر کاری می‌کند، همان چیزی که مخاطب آن را به دل دریا یا آتش زدن معنا می‌کند. این اثر تا چه اندازه وام‌دار «دونده» است؟
قطعا فیلم «دونده» روی بسیار از هم‌نسل‌های من و فیلمسازان ایران تاثیر داشته است چراکه از نوع زندگی و زیست ما بیرون آمده است. این فیلم قاعدتا به شدت نزدیک به نگاه آدم‌ها در فیلم است. به همین دلیل من حس می‌کنم که «لیپار» و این نوع فیلم‌هایی که الان ساخته می‌شود، قطعا وامدار فیلم «دونده» هستند.
  • این سال‌ها تصویر تلخ و دردناکی از سیستان و بلوچستان در سراسر دنیا آگاهانه و عامدانه به نمایش درمی‌آید و شاید در این مسیر تنها ابزار هنری و رسانه‌ای می‌توانند زیبایی‌ها و ظرفیت‌های مستعد این استان محروم را به نمایش درآورند. شما در مسیر ساخت «لیپار» چه قدر به این مهم توجه کردید؟
از روزی که فیلمسازی را شروع کردم، نگاهم این بوده است که بتوانم چهره درست و واقعی را از سیستان و بلوچستان به تصویر بکشم. البته با وجود تلاش‌های بسیار نمی‌دانم چقدر موفق بودم ولی سعی کردم در «لیپار» این را به تصویر بکشم و امیدوارم که موفق شده باشم. به قول قدیمی‌ها «با یک گل بهار نمی‌شود.» وقتی که تمام رسانه‌ها در ایران و دنیا به قول شما تصویر نادرستی را از سیستان و بلوچستان نشان دادند یا آن تصاویری که خودشان ‌خواستند به تصویر کشیدند، با یک فیلم و دو فیلم و ده فیلم ترمیم نمی‌شود و نیاز به بسیاری اتفاقات فرهنگی دیگر هم دارد.
  • در مسیر ساخت «لیپار» با چه چالش‌هایی مواجه بودید؟ اساسا چه قدر نهادها با شما برای ساخت اثر در سیستان و بلوچستان همکاری می‌کنند؟ چه قدر امکانات در آنجا وجود دارد؟
قاعدتا ساخت فیلم در فضای بومی، کار سختی است یعنی فیلمساز باید بسیار تلاش کند تا تهیه‌کنندگان را راضی کند که پای کار بیایند حتی از نظر اعتباری نه فقط مالی. قاعدتا تهیه‌کننده یا سرمایه‌گذار خصوصی پای کار کودک و نوجوان و اثری که در شرایط و جغرافیای بومی ساخته شود، نمی‌آید. ما باید می‌رفتیم سراغ نهادهایی که بتوانند به ما کمک کنند. بنیاد سینمای فارابی خوشبختانه با حمایت علیرضا تابش و آقای حبیب ایل‌بیگی پای کار آمد و این اتفاق شکل گرفت و ما توانستیم از نظر مالی حداقل بخشی را پیش ببریم. پس از آن استانداری سیستان و بلوچستان و منطقه آزاد چابهار و توسعه سواحل مکران پای کار آمدند و بسیار از هم‌استانی‌های من در این پروژه کمک کردند تا بتوانیم آن را به سرانجام برسانیم به عنوان فیلمی که فیلمساز بومی آن را می‌سازد. \"فیلم
  • اسامی بازیگران چهره و بعضا سلبریتی در لیست بازیگران به چشم می‌خورد. برای انتخاب آن‌ها با چه مسائلی روبه‌رو بودید؟ چرا برای همه بازیگران اصلی از هنرمندان بومی بهره نبردید؟
در فیلم من بازیگران چهره حضور داشتند و ایفای نقش کردند؛ از جمله بهناز جفری، مهران احمدی، هومن برق‌نورد، امین میری و آرزو تاج‌نیا. این عزیزان بازیگرانی بودند که به فراخور کارهایی که انجام داده بودند، مردم آنها را می‌شناختند. همچنین من اعتقاد داشتم که باید از بازیگران نوجوان آن منطقه نیز استفاده کنیم یعنی تعامل بین بین بازیگران حرفه‌ای و چهره و بازیگران غیرحرفه‌ای یا غیرچهره. این تعامل بسیار سخت است. در این مرحله امین میری هم به عنوان بازیگر و هم به عنوان بازیگردان و همچنین حسام فرهمند بسیار کمک کردند که ما بتوانیم این فضا را متعادل کنیم و افراد کنار هم بتوانند بازی یکدست و یک نواختی را داشته باشند.
  • درباره اکران آنلاین \"لیپار\" در فیلیمو و همکاری و همراهی با این پلتفرم برایمان بگویید.
فیلیمو مهمترین پلتفرم پخش آنلاین فیلم هست و این می‌تواند برای فیلمساز بعد از اینکه فیلمش اکران شد، فضایی را ایجاد کند که اثرش بهتر دیده شود به ویژه برای فیلم‌هایی که من می‌سازم چون در سیستان و بلوچستان محدودیت سینما وجود دارد و متاسفانه پهناورترین استان کشور تنها چهار سینما دارد، البته به گفته‌ دوستان تعدادشان ۹ هست اما تنها چهار سینما فعال است. پس این اثر می‌تواند در فضای آنلاین و ویژه فیلیمو که کاربران زیادی دارد، فضای خوبی باشد برای دیده شدن و امیدوارم که در آینده بتوانم همکاری‌های بیشتری هم با مجموعه‌ فیلمیمو داشته باشم.
  • سخن پایانی...
سینمای کودک و نوجوان و سینمای بومی دو اتفاقی است که هر کارگردانی سراغش نمی‌رود و اگر بخواهد در این حوزه کار کند، قطعا به چالش‌هایی می‌خورد که این چالش‌ها می‌تواند در آینده حرفه‌ای کارگردان تاثیرات مثبت یا منفی‌ای بگذارد. متاسفانه چند سالی است که ورود به سینما نیازمند ساخت فیلم‌های پرفروش اجتماعی و کمدی است اما من با این نگاه جلو نرفتم و بیشتر نگاهم فرهنگی بوده است اگرچه با مشکلات این نگاه و مسیری که انتخاب کردم، دست و پنجه نرم می‌کنم، اما راضی هستم چون توانستم برای اولین بار حداقل به عنوان فیلمساز بومی چهره درستی از سیستان و بلوچستان به تصویر بکشم. \"دانلود
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه