رفتن به محتوای اصلی
پرونده‌ها گزارش فیلم

فیلم خوب چیست؟

Afshin Akhgar |
فیلم خوب چیست؟
در دنیای پرشتاب امروز که حجم تولیدات سینمایی و سریالی هر سال افزایش می‌یابد، یک سوال ساده بیش از هر زمان دیگری ذهن تماشاگران را به خود مشغول کرده است: «فیلم خوب دقیقا یعنی چه؟» آیا صرفا فیلمی که ما را سرگرم کند، فیلم خوبی است؟ یا «خوب بودن» یک فیلم، به عواملی فراتر از علاقه شخصی ما بستگی دارد؟ برای بسیاری از مخاطبان غیرتخصصی، تماشای فیلم بیشتر یک تجربه احساسی است. آنچه در ذهن می‌ماند، اغلب داستان، بازی بازیگران یا شاید یک دیالوگ ماندگار است. اما در سوی دیگر، منتقدان سینما از معیارهایی سخن می‌گویند که چندان آشنا یا ملموس به‌نظر نمی‌رسد: تدوین، میزانسن، فضاسازی، ساختار درام و... در این نقطه است که اهمیت درک تفاوت میان سلیقه شخصی و کیفیت هنری آشکار می‌شود. هرچند لذت بردن از یک فیلم همیشه حق مخاطب است، اما اگر بخواهیم فراتر برویم و نگاهی تحلیلی‌تر به آثار داشته باشیم -حتی در سطحی ساده و ابتدایی- نیازمند دانستن ابزارهایی هستیم که ما را از صرف «تماشاگر» بودن به سمت «منتقد خانگی» بودن سوق دهد.

می‌خواهید بیشتر درباره دانش نقد فیلم بدانید، کلیک کنید

این مجموعه مقالات، دقیقا با همین هدف نوشته شده‌اند: آموزش درک ساختار اینکه یک فیلم خوب چیست، بدون نیاز به پیش‌زمینه تخصصی در سینما. در هر قسمت، به یکی از عناصر کلیدی فیلمسازی خواهیم پرداخت، آن را به زبان ساده توضیح خواهیم داد و مثال‌هایی واقعی از سینمای ایران و جهان ارائه خواهیم کرد. در پایان هر مقاله نیز تمرینی عملی پیشنهاد می‌کنیم تا مخاطب بتواند آموخته‌ها را بلافاصله به کار گیرد.

در گام نخست، ابتدا به سراغ تمایز میان سلیقه، نقد و تحلیل می‌رویم؛ مفاهیمی که اغلب به‌اشتباه جای هم به‌کار می‌روند و درک دقیق آن‌ها، پایه‌ای ضروری برای ورود به دنیای نقد فیلم است.

تفاوت میان سلیقه، نقد و تحلیل فیلم

یکی از نخستین موانع در مسیر درک بهتر از سینما، ‌درآمیختنِ مفاهیمی چون «سلیقه شخصی»، «نقد» و «تحلیل» است. بسیاری از افراد گمان می‌کنند اگر فیلمی را دوست داشته باشند، پس آن فیلم لزوما خوب است، یا اگر فیلمی به‌نظرشان کسل‌کننده آمده، پس از نظر هنری هم ضعیف است. درحالی‌که این دو موضوع، کاملا از هم جدا هستند.

سلیقه شخصی چیست؟

سلیقه، یعنی احساس ما نسبت به یک فیلم. اینکه از تماشای آن لذت می‌بریم یا نه، به خاطرات، تجربیات و جهان‌بینی ما گره خورده است. سلیقه چیز درستی یا غلطی نیست؛ صرفا «شخصی» است. دو نفر ممکن است دقیقا یک فیلم را ببینند، اما برداشت و واکنش کاملا متفاوتی داشته باشند. چرا؟ چون فیلم‌ها مثل آینه‌اند، هر کس بخشی از خودش را در آن‌ها می‌بیند. برای مثال، ممکن است شما فیلمی مثل «به‌سوی طبیعت وحشی» را به‌شدت دوست داشته باشید، چون تجربه‌ای مشابه تنهایی یا رهایی داشته‌اید. یا ممکن است «آواتار» را دوست نداشته باشید، چون از فیلم‌های فانتزی خوشتان نمی‌آید. این‌ها همه سلیقه است؛ یعنی تصمیم‌گیری‌ ما درباره‌ دوست داشتن یا نداشتن یک فیلم، که کاملا محترم و شخصی است — اما لزوما به کیفیت فنی یا هنری آن فیلم ارتباطی ندارد.  

نقد فیلم چیست؟

نقد فیلم، برخلاف سلیقه، یک فرایند تحلیلی و منطقی است که بر پایه معیارهای سینمایی شکل می‌گیرد. منتقد، با استفاده از دانش و تجربه‌اش، تلاش می‌کند اجزای مختلف فیلم را بررسی کند:
  • آیا روایت داستان منطقی و یکپارچه است؟
  • بازی بازیگران چقدر باورپذیر است؟
  • ریتم فیلم مناسب است یا کسل‌کننده؟
  • نورپردازی، موسیقی، طراحی صحنه، تدوین و... چه کیفیتی دارند؟
نکته مهم در نقد این است که احساسات شخصی تا حد زیادی کنار گذاشته می‌شود. ممکن است منتقد فیلمی را از نظر فنی فوق‌العاده بداند ولی خودش شخصا از آن خوشش نیاید. یا برعکس، فیلمی را که دوست دارد، از نظر کیفی ضعیف ارزیابی کند. نقد فیلم، یعنی تلاش برای دیدن فیلم همان‌طور که هست، نه آن‌طور که ما دوست داریم باشد. به‌عنوان مثال، ممکن است شما از فیلم جوکر (۲۰۱۹) خوشتان نیاید چون فضای آن تلخ و سنگین است، اما منتقدان بسیاری از آن تمجید کرده‌اند چون ساختار روایی دقیق، بازی درخشان واکین فینیکس و فیلمبرداری و نورپردازی بی‌نقصی دارد. \"منتقد

تحلیل فیلم چه تفاوتی با نقد دارد؟

تحلیل فیلم، قدمی فراتر از نقد است. اگر نقد، بیشتر به فرم و ساختار ظاهری فیلم می‌پردازد، تحلیل عمیق‌تر می‌شود و به دنبال کشف معناها، نمادها، پیام‌ها و بافت‌های پنهان فیلم می‌گردد. در تحلیل فیلم، به سوال‌هایی پاسخ داده می‌شود مثل:
  • این فیلم درباره‌ چه چیزی است؟ (فراتر از داستان سطحی)
  • کارگردان با چه نمادهایی یا استعاره‌هایی حرفش را زده؟
  • ارتباط میان شخصیت‌ها چه مفاهیمی را منتقل می‌کند؟
  • آیا فیلم نقدی اجتماعی، سیاسی یا فلسفی دارد؟
برای نمونه، فیلم جدایی نادر از سیمین را می‌توان از منظر خانوادگی، حقوقی، دینی یا اجتماعی تحلیل کرد. هرکدام از این زاویه‌ها لایه‌های متفاوتی از فیلم را نمایان می‌کند. تحلیلگر تلاش می‌کند این لایه‌ها را کشف کند، بدون اینکه همه‌چیز را مطلق بداند یا همه‌چیز را بر اساس سلیقه تفسیر کند. مثال کاربردی تصور کنید دو فیلم می‌ببینید: شاید از تایتانیک لذت بیشتری ببرید چون داستان عاشقانه‌ای دارد، موسیقی احساسی‌اش دلنشین است و تصاویرش مجلل و باشکوه‌اند. اما از نگاه نقد سینمایی، ممکن است مانی‌بال فیلم بهتری باشد؛ چون از نظر ساختار روایی، بازی‌ها، تدوین و فیلمنامه بسیار دقیق‌تر و منسجم‌تر عمل کرده است. \" تمرین عملی فیلمی را که خیلی دوست دارید (نه از دید منتقدان، بلکه شخصا) انتخاب کنید. بعد این سه سوال را برای خودتان بنویسید:
  1. چرا این فیلم را دوست دارم؟
  2. آیا این دلایل بیشتر به احساس من مربوط است یا به ساختار فیلم؟
  3. اگر بخواهم از زاویه نقد به فیلم نگاه کنم، چه عناصری را می‌توانم بررسی کنم؟ (مثلا بازیگرها، داستان، تدوین، نور)
اگر دوست دارید، نتیجه این تمرین را به‌صورت یادداشت یا پست در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید؛ شاید دیگران هم از نگاه شما الهام بگیرند.

چرا فقط سرگرم شدن کافی نیست؟

بسیاری از ما وقتی فیلمی را دوست داریم، می‌گوییم «خیلی سرگرم‌کننده بود». اما آیا سرگرمی به‌تنهایی کافی است تا بگوییم یک فیلم «خوب» است؟ نه الزاما. سرگرمی بخشی از تجربه‌ سینماست، اما هدف نهایی آن نیست. بسیاری از فیلم‌های ضعیف، با موسیقی پرانرژی، بازی‌های شلوغ یا جلوه‌های ویژه پرزرق‌وبرق، در لحظه سرگرم‌کننده به‌نظر می‌رسند، اما وقتی فیلم تمام می‌شود، چیزی از آن در ذهن ما باقی نمی‌ماند. نه ایده‌ای، نه احساسی، نه تاملی. فیلم خوب، فراتر از سرگرمی است. فیلم خوب ممکن است حتی در لحظه لذت‌بخش نباشد، اما اثرش ماندگار است. شما را به فکر فرو می‌برد، احساستان را درگیر می‌کند، یا حتی نگاه‌تان به زندگی را تغییر می‌دهد. ممکن است فیلمی مثل زندگی دیگران یا هفت شما را تکان دهد؛ نه لزوما با صحنه‌های شاد یا هیجانی، بلکه با پیچیدگی داستان، اجرای کم‌نقص یا تامل بر مفاهیم اخلاقی. سرگرم شدن مثل شیرینی است؛ خوشمزه و کوتاه‌مدت. اما فیلم خوب مثل یک غذای کامل و متعادل است؛ سیرکننده، سالم و به‌یادماندنی. فیلمی مثل «مکس دیوانه: جاده خشم» هم سرگرم‌کننده است، هم خوش‌ساخت، هم دارای ریتم دقیق، طراحی بصری بی‌نظیر و روایت قابل تحلیل. این یعنی فیلمی که هم سرگرم می‌کند، هم می‌ماند. پس دفعه بعد که از فیلمی لذت بردید، از خودتان بپرسید:
  • آیا این فیلم فقط سرگرمم کرد؟
  • یا چیزی هم به من اضافه کرد؟
  • آیا چیزی در فرم، محتوا یا بازی‌ها بود که به‌خاطرش ارزش دوباره دیدن یا تعریف کردن داشته باشد؟
\"منتقد

ویژگی‌های پایه‌ای یک فیلم خوب برای مخاطب غیرمتخصص

چطور بدون تخصص سینمایی، کیفیت یک فیلم را درک کنیم؟

در این بخش قصد داریم به زبان ساده چند ویژگی اساسی را مرور کنیم که مخاطبان عادی سینما، با کمک آن‌ها می‌توانند کیفیت یک فیلم را بسنجند. معیارهایی که در عین سادگی، راه‌گشا هستند و بیننده را از صرفا تماشا کردن، به درک عمیق‌تری از فیلم می‌رسانند.

۱. روایت (داستان‌پردازی)

روایت یا Storytelling ستون فقرات هر فیلم است. اگر داستان فیلم شما را دنبال خودش می‌کشد، از منطق روایی برخوردار است، و در پایان به رضایت فکری یا احساسی می‌رسید، یعنی روایت خوبی را تجربه کرده‌اید. چطور تشخیص بدهیم؟ این سوالات را از خودتان بپرسید:
  • آیا داستان منسجم است یا دچار پراکندگی و سردرگمی است؟
  • آیا شروع، میانه و پایان دارد؟
  • آیا شخصیت‌ها در طول فیلم تغییر می‌کنند یا رشد دارند؟
  • آیا تضاد و درگیری در داستان باورپذیر و طبیعی است؟
مثال کاربردی: در فیلم انگل داستان به‌سادگی آغاز می‌شود و در هر مرحله ما را غافلگیر می‌کند. ساختار روایت منسجم است و گره‌گشایی پایانی، به‌یادماندنی و معنادار.

۲. ریتم (سرعت و کشش روایت)

ریتم به معنای نحوه پیشروی داستان است. نه‌تنها سرعت اتفاقات، بلکه زمان‌بندی درست سکانس‌ها و تنوع در فضای احساسی فیلم (تنش، آرامش، هیجان و...) را در بر می‌گیرد. چطور تشخیص بدهیم؟
  • آیا حوصله‌تان سر می‌رود یا لحظه‌ای هم چشم برنمی‌دارید؟
  • آیا فیلم جایی بی‌دلیل ایست می‌کند یا بیش‌ازحد سریع پیش می‌رود؟
  • آیا صحنه‌ها به موقع شروع و تمام می‌شوند؟
مثال کاربردی: ویپلش (۲۰۱۴) ریتمی نفسگیر دارد که با ضرباهنگ موسیقی هماهنگ است. برعکس، فیلمی مثل آینه از آندری تارکوفسکی، ریتمی کند و تامل‌برانگیز دارد که مناسب مخاطب خاص‌تر است.

۳. بازی بازیگران

حتی بهترین فیلمنامه‌ها اگر با بازی ضعیف اجرا شوند، نمی‌توانند مخاطب را درگیر کنند. بازی خوب، حسی واقعی و باورپذیر به شخصیت می‌دهد. چطور تشخیص بدهیم؟
  • آیا باور می‌کنید که شخصیت واقعا وجود دارد یا حس می‌کنید بازیگر در حال اجراست؟
  • آیا احساسات را به‌درستی منتقل می‌کند؟
  • آیا واکنش‌هایش طبیعی است یا اغراق‌آمیز؟
مثال کاربردی: بازی فرامرز قریبیان در «شهر زیبا» مثال خوبی از بازی‌ای است که بدون دیالوگ‌های پیچیده، با نگاه و سکوت، حس شخصیت را منتقل می‌کند. یا بازی فرانسیس مک‌دورمند در «سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری» که ترکیبی از خشونت درونی، غم و مقاومت را با جزئیات در چهره‌اش نشان می‌دهد.

۴. کارگردانی

کارگردانی، هنر هدایت تمام اجزای فیلم است: از بازی‌ها گرفته تا دوربین، نور، صحنه، صدا و تدوین. کارگردان خوب کسی است که همه‌ این‌ها را هماهنگ می‌کند تا فیلم یکپارچه به نظر برسد. چطور تشخیص بدهیم؟
  • آیا حس می‌کنید فیلم «جهت» دارد و هر بخش آن، هدفمند است؟
  • آیا انتخاب زاویه‌های دوربین، نور، موسیقی و طراحی صحنه هماهنگ است با حال‌وهوای داستان؟
  • آیا در فیلم یک «زبان بصری» منسجم احساس می‌کنید؟
مثال کاربردی: «کارگردانی» اصغر فرهادی در جدایی نادر از سیمین به‌شدت مینی‌مال است. دوربین بدون اغراق، از فاصله نزدیک وارد زندگی شخصیت‌ها می‌شود. در عوض، کارگردانی کریستوفر نولان در فیلم تلقین با فرم پیچیده و چندلایه، ذهن بیننده را بازی می‌دهد.   تمرین عملی این بخش: فیلم پیشنهادی: شیر | Lion (2016) تمرین: این فیلم را تماشا کنید و برای خودتان بنویسید:
  • آیا روایت داستان منسجم بود؟
  • آیا ریتم فیلم باعث شد خسته شوید یا جذب شدید؟
  • بازی کدام شخصیت شما را متقاعد کرد؟ چرا؟
  • آیا حس کردید همه‌ عناصر در هماهنگی کامل قرار دارند؟

دیگر مطالب «چگونه به یک منتقد فیلم آماتور تبدیل شویم»

کارگردان خوب کیست؟

بازی خوب چیست؟ بازیگر خوب کیست؟

فیلمبرداری چیست؟ چشم تماشاگر کجاست؟

تدوین چیست؟ چرا گاهی متوجهش نمی‌شویم؟

موسیقی فیلم چیست؟ صدا چه نقشی دارد؟

چطور یک تحلیل شخصی از یک فیلم بنویسیم؟

# منتقد آماتور
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه